X
تبلیغات
به وبلاگ آموزشگاه دخترانه شکوه ورزنه خوش آمدید. لطفا با نظرات ارزشمند خود ما را یاری نمایید
وبلاگicon
ax دبستان شکوه ورزنه

اسلایدر


دبستان شکوه ورزنه
 



برخی از روانشناسان عقيده دارند رنگی که برگزيده و دلخواه کسی است ميتواند گويای خصوصيات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زير چکيده ای است که بر اساس اين نظريه و پس از سالهای پژوهش نگاشته شده:


قرمز: خوش قلب اما خودپرست
اين رنگ مظهر شدت و زياده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداكاری و خشونت و خون و آتش. كسی كه به اين رنگ علاقه دارد هرگز نمي تواند در زندگی بی تفاوت باشد.

اين گونه اشخاص تند و سركش و در عين حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شكست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.

قضاوتهاي عجولانه و ناگهاني در مورد ديگران اغلب سبب از بين رفتن دوستي هايشان مي شود، با آن كه در عشق كاملاً فداكارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفكر و جويا شدن علت مي جنگند.

دو عيب بزرگ خودپرستی و عدم كنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور كلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصيات متضادی هستند.


صورتی: مورد علاقه ديگران
رنگ صورتي درواقع همان قرمز است كه كمرنگ شده باشد. اگر به اين رنگ علاقه داريد تمام صفات رنگ قرمز را كمی ملايمتر دارا می باشيد، با گذشت هستيد و در عشق، تندی نشان نمی دهيد.

ديگران را خوب درك مي كنيد و با اطرافيان خود با ملايمت و لطف رفتار می كنيد و به دليل نشاط و شادابي تان مورد علاقه اطرافيان خود هستيد. آنهايي كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب شكستها، خشونتها و دشواري های زندگی را تحمل كرده اند و با مشكلات فراوان مواجه شده اند.


آبی: نظم، پشتكار، تنهايی
رنگ آبی از رنگهايی است كه طرفداران زيادی دارد. اگر به اين رنگ علاقه داريد، كاملاً می توانيد هوس و احساسات و هيجانات خود را كنتر ل كنيد.

ظاهر آرام شما ديگران را وادار مي كند كه به شما احترام بگذارند و دوست داريد پيوسته مورد احترام و ستايش ديگران قرار بگيريد.

در خريد و پوشش لباس قناعت می كنيد و به علت شرم و حيا و گاه غروری كه داريد ميل داريد اغلب تنها باشيد. حماقت و عدم فهم ديگران شما را كسل می كند و كسانی كه از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می كنند.

كارهای خود را از روي نظم و ترتيب و بر پايه قواعد معينی انجام مي دهيد. يكی از صفات مشخص شما پشتكار شماست.


ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآميز و باشکوهی است. دوستداران اين رنگ پيوسته مجذوب زيبايی ها و ظرافتها مي شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با اين دسته لذتبخش است که امور معنوی بيشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نيز هست!


قهوه ای: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه اي را دوست داريد كاملاً می توان روی شما حساب باز كرد. باثبات و مقدس، شاعرپيشه وكمی فيلسوف مآب هستيد.

به ندرت تغيير عقيده مي دهيد و با آن كه كمتر تصميم می گيريد اما هر بار كه تصميمی بگيريد آن را به مورد عمل می گذاريد.

شما كاملاً در نگهداري پول و اسرار ديگران قابل اعتماد هستيد. ميل داريد پيوسته در عالم خودتان باشيد و گاهی اوقات با اطرافيان خود رفتار خشونت آميزی در پيش می گيريد. در عشق هرگز بدبين و تند نيستيد.


خاكستری: احساس بی نيازی
اين رنگ مظهر چشم پوشي از خوشی های دنياست. كسانی كه به اين رنگ علاقه دارند اغلب در زندگي احساس رضايت می كنند، خاكستری رنگ عقلا است و جوانانی كه به اين رنگ اظهار علاقه می كنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال ميدانند و در زندگي احساس بی نيازی می كنند.

در عشق بر افراد مسن تر از خود تمايل دارند و اغلب كسانی كه از نظر فكر و ايده به آنها برتری دارند خيلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.


پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است تركيبی و آنهايی كه اين رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متكی به نفس نيستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می كنند.

نفوذ در اين گونه افراد مشكل است كسی كه آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج كند. هوسباز نيستند و اگر با كسی دوستی كنند صداقت و فداكاری دارند. اگر افراد اين دسته با كسی كه خصوصيات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج كنند سعادتمند می شوند.


سبز: كنجكاوی
رنگ سبز طبيعت وتازگی است. اگر به اين رنگ علاقه داريد زندگي با شما آسان است. نقطه اشتراك فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی داريد روابط شما با ديگران بر پايه ی اصول و قرارداد است.

دوست نداريد كه در زندگيتان حوادثی به وقوع پيوندد اما كنجكاوانه به ماجراهای زندگی ديگران توجه داريد.


فيروزه ای: اسرارآميز و پند ناپذير
دوستداران اين رنگ اسرارآميزند و احساساتی و كارهای شخصی خود را به خوبی اداره می كنند. پشتكار دارند و باثباتند و به نصايح ديگران در مورد كارهای خود كمتر توجه دارند. فيروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.


سياه: خوش ذوقی و ظرافت طبع
اين رنگ برخلاف عقيده ی همگان رنگ نوميدی و عزا نيست بلكه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران اين رنگ هستيد مسلماً به شخصيت اطرافيان خود احترام می گذاريد و برای آن كه ديگران را با ارزش و برجسته نشان دهيد از هيچگونه كمكی به آنها دريغ نمی كنيد و هرگز خود را به ديگران تحميل نمي نماييد همچنين عقايد و نظريات ديگران را به آسانی مي پذيريد.

يک نکته ی رنگی :
توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغيير می كند به دليل آن كه خصوصيات اخلاقيتان نيز در ساليان دراز تغيير خواهد كرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقيده خود را عوض كنيد به علت ضعف شما و يا به علت نيازتان به تغيير محيط است.

[ ] [ ] [ تقیان ]

پدر محمد تقی بهار نیز مانند خود او لقب ملک الشعرایی داشته است. وقتی بهار جوان بعد از مرگ پدر مطرح شد و مدعی عنوان ملک الشعرایی، برخی در قوت طبع شعر او تردید کردند و او را به امتحانی بسیار دشوار مکلف نمودند.

امتحان از این قرار بود که بهار می‌بایست در مجلسی حضور پیدا کند و با واژه‌هایی که به او گفته می‌شد، از خود رباعی بسراید که دربرگیرنده همۀ آن واژه ها باشد.

اولین سری واژه‌ها از این قرار بود:

خروس ، انگور ، درفش ، سنگ

و بهار اینچنین سرود :

برخاست خروس صبح برخیز ای دوست
خون دل انگور فکن در رگ و پوست
عشق من و تو قصۀ مشت است و درفش
جور تو و دل ، صحبت سنگ است و سبوست


سپس واژه های :

تسبیح ، چراغ ، نمک ، چنار

بهار سرود :

با خرقه و تسبیح مرا دید چو یار
گفتا ز چراغ زهد ناید ا نو ا ر
کس شهد ندیده است در کام نمک
کس میوه نچیده است از شاخ چنار

و در آخر:

گل رازقی ، سیگار ، لاله ، کشک

و بهار چنین سرود :

ای برده گل رازقی از روی تو رشک
در دیدۀ مه ز دود سیگار تو اشک
گفتم که چو لاله داغدار است دلم
گفتی که دهم کام دلت یعنی کشک

بهار خود می گوید : در آن مجلس جوانی بود طناز و خودساز که از رعنایی به رعونت ساخته و از شوخی به شوخگنی پرداخته با این امتحانات دشوار و رباعیات بدیهه باز هل من مزید گفته و چهارچیز دیگر به کاغذ نوشت و گفت تواند بود که در آن اسامی تبانی شده باشد و برای اذعان کردن و ایمان آوردن من ، بایستی بهار این چهار چیز را بسراید :

آینه ، اره ، کفش ، غوره

من برای تنبیه آن شوخ چشم دست اطاعت بر دیده نهاده ، وی را هجایی کردم که منظور آن شوخ هم در آن هجو به حصول پیوست و آن این است :

چون آینه نورخیز گشتی احسنت !
چون اره به خلق تیز گشتی احسنت!
در کفش ادیبان جهان کردی پای
غوره نشده مویز گشتی احسنت


بر گرفته از سایت داستانهای کوتاه

نوشته شده توسط احمد

[ ] [ ] [ تقیان ]
چرا ما در دنیای سه بعدی زندگی می کنیم؟
 

زندگی روزمره باعث شده تا زندگی در جهان سه بعدی برای ما عادی باشد. اما اینکه چرا جهان ما دارای سه بعد مکانی است، برای فیزیکدانها مشکل بزرگی به حساب می آید به ویژه اینکه جهان سه بعدی با BIG BANG (انفجار بزرگ) و تئوری ابر رشته ها (Super string) به سادگی قابل توجیه نیست. اخیرا سه محقق به نام های جون نیشیمورا (Jun Nishimura)، آزاتو سوشیا (Asato Tsushiya) و سنگ_وو کیم (Sang-woo Kim) موفق شدند بر مبنای تئوری سوپر استرینگ مدلی از تولد جهان تهیه کرده و توضیحی برای این مسئله پیدا کنند.
بیشتر ستاره شناسان، کیهان شناسی مبنی بر BIG BANG (انفجار بزرگ) را تصدیق می کنند (مدلی که پیشنهاد می کند جهان از یک انفجار نقطه بی نهایت کوچکی به وجود آمده است). اما این نظریه با تئوری نسبیت عام انشتین در تضاد است (طبق نسبیت عام در هیچ شرایطی همه جهان نمی تواند در یک نقطه بی نهایت کوچک باشد).
این ناسازگاری میان نسبیت عام و کیهان شناسی بر مبنای انفجار بزرگ، کیهان شناسان را سر در گم کرده است. اما تقریبا 40 سال پیش تئوری سوپر استرینگ به عنوان تئوری برای یکی کردن همه چیز مطرح شد.
طبق نظریه سوپر استرینگ، 4 واکنش بنیادین میان ذرات ابتدایی (نیروی الکترومغناطیسی، هسته ای ضعیف، هسته ای قوی و گرانش) بر اثر حالات مختلف نوسان رشته های (Strings) بسیار کوچک به وجود می آیند. چون گرانش یکی از نیروهای بنیادی است بنابراین تئوری سوپر استرینگ دربر دارنده تعبیری از نسبیت عام هم هست. مشکل اینجاست که نظریه سوپراسترینگ وجود 10 بعد را پیش بینی می کند (9 بعد فضایی و 1 بعد زمانی). با توجه به این موضوع چطور می توان آن را با جهان سه بعدی خود مطابقت دهیم؟
سه محققی که موفق به توضیح این مسئله شدند، به کمک ابر کامپیوتر ها کشف کردند که در لحظه BIG BANG، جهان دارای ده بعد بوده (9 بعد مکانی و 1 بعد زمانی) اما تنها 3 تا از این بعدهای فضایی گسترش یافته اند. با حرکت به عقب در زمان آنها کشف کردند فضا در 9 جهت گسترش پیدا کرده اما در یک نقطه تنها 3 جهت به سرعت شروع به گسترش یافتن کرده اند. به طور خلاصه اینکه جهان سه بعدی کنونی ما از همان جهان با 9 بعد فضایی نشات گرفته است.
هر چند این نتایج تنها بخشی از راه حل معمای ابعاد فضا- زمان است ولی همین نتیجه تاییدی بر نظریه سوپر استرینگها (Super Strings) است.
منبع: universetoday




تصویر




تصویر
[ ] [ ] [ تقیان ]
سردترین ستاره جهان !
 

کشف سردترین ستاره جهان با درجه حرارت تابستانهای زمین

اخترشناسان موفق به رصد سردترین ستاره در جهان شده اند که حرارت سطح آن برابر درجه حرارت یک روز داغ تابستانی بر روی زمین است.

به گزارش خبرگزاری مهر، درجه حرارت سطح این ستاره مشابه درجه حرارت یک روز داغ تابستانی در آریزونا یا سویل محاسبه شده است، درجه حرارتی که برای انسان آزاردهنده و مخرب نخواهد بود. اخترشناسان این ستاره را سردترین جرمی می دانند که تاکنون در خارج از سامانه خورشیدی از آن تصویربرداری شده است.

این جرم، ستاره WD 0806-661 B ستاره ای بسیار کوچک است که ابعاد آن 6 تا 9 برابر سیاره مشتری است. `کوین لومان` اخترشناس و فیزیک اخترشناس دانشگاه پن استیت که این جرم کوچک را کشف کرده می گوید: این جرم ستاره ای بسیار کوچک است که درجه حرارت سطح آن به خنکی سطح زمین است.

این اخترشناس از تلسکوپ فضایی اسپیتزر برای رصد این ستاره استفاده کرد. وی در حدود 600 ستاره نزدیک به زمین را برای یافتن اجرامی که در مدار آنها در حرکتند را مورد بررسی قرار داد. دلیل استفاده از تلسکوپهای فروسرخ در این نوع از مطالعات این است که اجرام سرد در تصاویر این تلسکوپها آشکارا می درخشند.

[ ] [ ] [ تقیان ]

دانه های برف چگونه شکل می‌گیرند
محققان موسسه Caltech
عامل اصلی متولد شدن و رشد دانه های برفی را تفاوت در درجه حرارت هوا و پدیده تیزشدگی می دانند در حالی که هنوز زوایای بسیاری از نحوه شکل گیری دانه های برف ناشناخته باقی مانده اند.
به گزارش خبرگزاری مهر، شکل ظاهری دانه های برف با انتشار تصاویر میکروسکوپی از آنها اکنون دیگر برای همه مشخص و واضح شده است، اما آیا می دانستید که دانه های برف رشد می کنند؟

تمامی دانه های برف در قالب کریستالی 6 ضلعی متولد می شوند و سپس رشد می کنند و به تدریج بازوهای ظریف خود را به اطراف پراکنده کرده و الگویی محسور کننده و پیچیده را به وجود می آورند.

محققان از گذشته می دانستند که درجه حرارتهای مختلف بر روی الگوی رشد کریستالهای یخی تاثیر می گذارد. کریستالها در درجه منفی دو درجه به شکل صفحه ای مسطح در می آیند، در درجه منفی پنج ستونهایی باریک و سوزنی شکلی را تشکیل داده و در نزدیکی منفی 15 درجه باریکترین و بزرگترین دانه های برفی متولد می شوند. کریستالها در درجه حرارت پایینتر از منفی 30 درجه دوباره شروع به ساخت ستونهای یخی می کنند.
فیزیکدانان مرکز Caltech در مطالعات خود دلیل روند رشد دانه های برفی را دریافته اند، به گفته این محققان ناپایداری در روند رشد منجر به بروز پدیده ای به نام `تاثیر تیزشدگی` شده و این تاثیر به تدریج الگوی پیچیده و زیبای دانه های برف را به وجود می آورد.
زمانی که در دمای منفی 15 درجه دانه های برف شکل می گیرند حاشیه ای باریک در لبه آن ایجاد شده و سپس با استفاده از بخار موجود در هوا سوزنهای باریکی از این حاشیه به سمت خارج شکل می گیرند. از آنجایی که گوشه های 6 ضلعی نسبت به مرکز آن فاصله زیادی دارند می توانند بخار بیشتری جذب کرده و با سرعت بالاتری رشد کنند.

بر اساس گزارش نیوساینتیست، به محض اینکه لبه ها تیزتر شدند، سرعت رشد آنها افزایش پیدا می کند و با افزایش رشد میزان تیزشدن لبه ها نیز افزایش پیدا می کند. این تنها اولین پله از علوم دانه برفی است و محققان هنوز نمی دانند چرا درجه حرارتهای مختلف منجر به شکل گرفتن حالتهای مختلف در دانه های برف می شوند.

[ ] [ ] [ تقیان ]
چکیده زندگانی غیاث الدین کاشانی
 

جمشید بن مسعود بن محمود طبیب کاشانی ملقب به غیاث‌الدین (790-832) ریاضی‌دانی برجسته و ستاره‌شناس و محاسبی ماهر و زبردست بود. آلات رصدی دقیقی اختراع کرد و از حدود 808 ( 1406) تا پایان عمرش 832 ( 1429) فعالیت علمی داشته است. در دوران فعالیت علمی‌اش به تالیف کتاب‌های متعددی در زمینه ریاضیات و نجوم پرداخته است. مهم‌ترین این آثار عبارت‌اند از: زیج خاقانی، مفتاح الحساب، رساله محیطیه و رساله وتر و جیب.
غیاث‌الدین جمشید کاشانی هر چند فیزیکدان بود، ولی علاقه اصلی‌اش متوجه ریاضیات و اخترشناسی بود؛ پس از دوره طولانی بی‌نوایی و سرگردانی، سرانجام در سایه حمایت سلطان الغ بیگ، که خود دانشمند بزرگی بود، موقعیت شغلی مطمئنی در سمرقند به‌دست آورد.
نخستین فعالیت علمی کاشانی که از تاریخ دقیق آن آگاهیم، رصد خسوف در ۱۲ ذیحجه ۸۰۸ قمری، برابر با دوم ژوئن ۱۴۰۶ میلادی در کاشان است. غیاث‌الدین نخستین اثر علمی خود را در همین شهر و در ۲۱ رمضان ۸۰۹ قمری مطابق با اول مارس ۱۴۰۷ میلادی، یعنی ۲ سال پس از مرگ تیمور و فرو نشستن فتنه او، نوشت.
«مهم‌ترین دستاوردها»
ابداع و ترویج کسرهای اعشاری به قیاس با کسرهای « شصتگانی» که در ستاره‌شناسی متداول بود. محاسبه عدد پی تا شانزده رقم اعشار به نحوی که تا صد و پنجاه سال بعد کسی نتوانست آن را گسترش دهد.
اختراع ابزار اخترشناسی دقیق از جمله وسیله‌ای به نام « طبق المناطق » برای محاسبه طول ستارگان که کتاب « نزهت الحدائق» در شرح آن است.
دسته‌بندی معادلات درجه اول تا چهارم و حل عددی معادلات درجه چهارم و بالاتر
تکمیل و تصحیح روش‌های قدیمی انجام چهار عمل اصلی و اختراع روش‌های جدیدی برای آن‌ها . در واقع، کاشانی را باید مخترع روش‌های کنونی انجام چهار عمل اصلی حساب ( به ویژه ضرب و تقسیم) دانست.
نگارش مهم‌ترین کتاب درباره حساب، کتاب « مفتاح الحساب» کاشانی است که مهم‌ترین و مفصل‌ترین اثر درباره ریاضیات عملی و حساب در دوره اسلامی است.
«مهمترین کتب کاشانی در زمینه نجوم»
1.سُلّمُ السَماء (نردبان آسمان) یا رساله کمالیه به عربی: کاشانی این رساله را در ۲۱ رمضان ۸۰۹ قمری (اول مارس ۱۴۰۷ میلادی) در کاشان به پایان رسانده است. کاشانی در این رساله از قطر زمین، و نیز قطر خورشید، ماه، سیارات، و ستارگان و فاصله آنها از زمین سخن گفته است.
2.مختصر در علم هیأت به فارسی: کاشانی این رساله را در ۸۱۳ قمری برابر با ۱۴۱۰ میلادی، یا اندکی پیش از آن نوشت. وی در این رساله درباره مدارهای ماه، خورشید، ستارگان، و سیاره‌ها و چگونگی حرکت آن‌ها سخن گفته است.
3.زیج خاقانی به فارسی: این کتاب یکی از آثار مهم نجومی کاشانی به شمار می‌رود. کاشانی این زیج را در ۸۱۶ قمری ( ۱۴۱۳ میلادی) کامل کرد. هدف کاشانی از نگارش این زیج، تصحیح اشتباهاتی است که در زیج ایلخانی روی داده است. کاشانی در مقدمه زیج خود به رغم انتقاد از مطالب زیج ایلخانی، از نویسنده آن، خواجه نصیرالدین طوسی، با تجلیل و احترام بسیار یاد کرده است.
4.شرح آلات رَصَد به فارسی : کاشانی این رساله را در ذیقعده ۸۱۸ قمری(ژانویه ۱۴۱۶ میلادی) برای شخصی به نام سلطان اسکندر نوشته است. برخی این اسکندر را «اسکندر بن قرایوسف قراقویونلو» دانسته‌اند. اما برخی دیگر، معتقدند که این اسکندر، پسر عموی الغ بیگ است که بر فارس و اصفهان حکومت می‌کرده است.
5.نُزْهَةُ الحَدائِق به عربی: کاشانی این رساله را در دهم ذیحجه ۸۱۸ قمری مطابق ۱۰ فوریه ۱۴۱۶ میلادی (حدود یک ماه پس از نگارش رساله شرح آلات رصد) نوشته و در آن دستگاهی به نام طبق المناطق را که اختراع خود وی بوده، شرح داده است. با این دستگاه می‌توان محل ماه و خورشید و پنج سیاره شناخته شده تا آن زمان و نیز فاصله هر یک از آن‌ها را تا زمین، و برخی پارامترهای سیاره‌ای دیگر را به دست آورد.
گرد آورنده: راضیه همت پور- دانشجوی دانشکده فنی دختران دکتر شریعتی تهران
[ ] [ ] [ تقیان ]

مقدمه

کره ماه که تنها قمر طبیعی زمین است، که پوشیده از سنگ بوده و قطرش یک چهارم قطر زمین می‌باشد. ماه ، نوری از خود ندارد اما نور خورشید را منعکس کرده و قابل رویت می‌شود. کره ماه پوشیده از غبار بوده ، آب و حیات در آن یافت نمی‌شوند. بخاطر جاذبه بسیار ضعیفش نمی‌تواند ذرات گاز را نگه دارد و بنابراین فاقد جو است. در سطح ماه هزاران گودال شهاب سنگی وجود دارند که گدازه آتشفشانی در بعضی از این گودالهای بزرگ تراوش کرده و باعث تشکیل دریا (ماریا) در سطح ماه شده است.



تصویر




چنین به نظر می رسد که ماه پیش از تشکیل ، پوسته‌اش حالتی مذاب داشته است. سن قدیمیترین سنگی که از ماه به زمین آورده شده نشان می‌دهد که این پوسته حدود 4.48 میلیارد سال پیش تشکیل شده است. طی 500 میلیون سال بعد از تشکیل پوسته ، بمباران شدید شهاب سنگها باعث شکستگی ، تغییر شکل و ذوب مجدد پوسته شد. ضربات ناشی از دو شهاب سنگ عظیم اخیر باعث تشکیل دو حوزه (دریا) ارینتال و ایمبریوم شده اند. جو جاذبه سطحی ماه بقدری ضعیف است که نمی‌تواند مانع از فرار ذرات گاز به فضا شود. در نتیجه ، جرم کل جو کره ماه به اندازه جرم هوای درون یک استادیوم بسکتبال است.



فاصله متوسط از زمین 384500 کیلومتر
قطر استوا 3476 کیلومتر
مدت حرکت وضعی 27.32 روز زمینی
مدت حرکت انتقالی 27.32 روز زمینی
سرعت مداری 1.02 کیلومتر در ثانیه
دمای سطحی 155- تا 105 درجه سانتیگراد
جرم (زمین = 1) 0.01
چگالی متوسط (آب = 1) 3.34
جاذبه (زمین = 1) 0.16
تعداد قمر 0








اندازه کره ماه در مقایسه با سایر اقمار منظومه شمسی متوسط است. بزرگترین قمر ، متعلق به مشتری است که گانیمید نام داشته و قطرش 5262 کیلومتر است ، در حالیکه قطر ماه 3476 کیلومتر می‌باشد. از اقمار متعدد کوچکتر ، می‌توان از کردلیا ، قمر اورانوس ، نام برد که فقط 30 کیلومتر قطر دارد.



img/daneshnameh_up/a/a6/Sakhtaremah.jpg




شکل گیری ماه

ماه و زمین بطور همزمان و حدود 4.5 میلیارد سال پیش شکل گرفتند. اینکه ماه دقیقا چگونه بوجود آمده هنوز معلوم نشده است. ممکن است همراه با زمین در اوایل شکل گیری منظومه شمسی شکل گرفته باشد، یا اینکه بعدها جذب میدان جاذبه شده و در مدار قرار گرفته است. نظریه‌ای که بیش از سایر نظریه‌ها پذیرفته شده این است که ماه از برخورد یک سیارک به اندازه مریخ به زمین بوجود آمده است.

اثرات متقابل جاذبه‌های زمین و ماه بر همدیگر باعث افزایش مدت
حرکت وضعی هر دو جسم شده است. بعنوان مثال ، زمانی مدت حرکت وضعی زمین (طول شبانه روز) فقط 10 ساعت بود، اما این زمان به 24 ساعت کنونی افزایش یافته است. اگر این روند همچنان ادامه پیدا کند، طول ماهها به 47 روز خواهد رسید. اما مقیاس زمانی این روند بسیار طولانیتر از طول عمر خورشید بوده ، بنابر این منظومه شمسی عمر کافی برای رسیدن به آن زمان را نخواهد داشت. قطر خورشید 400 برابر قطر ماه و فاصله آن از زمین نیز 400 برابر فاصله ماه از زمین است. این اتفاق تصادفی باعث می‌شود تا هم ماه و هم خورشید به یک اندازه به نظر رسیده و در هنگام کسوف تمام سطح خورشید گرفته شود.



img/daneshnameh_up/f/f2/Sheklgirimah.jpg




چرا ماه به روی زمین سقوط نمی‌کند؟

زمین با نیروی گرانش ماه را به سوی خود می‌کشد. اگر انسان ماه را که در حقیقت بی وقفه به دور سیاره ما می‌چرخد، از گردش باز می‌داشت، ماه فقط برای مدت کوتاهی ثابت می‌ایستاد، آنگاه با سرعتی فزاینده به سمت زمین می‌شتافت و در نهایت با آن برخورد می‌کرد. البته این عمل میسر نیست. ماه از هماه زمانهای اولیه با سرعتی برابر 3659 کیلومتر در ساعت به دور زمین در حال گردش بوده است. در اثر این حرکت گردشی ، یک نیروی گریز از مرکز به سمت خارج ایجاد می‌شود، که درست به اندازه نیروی گرانش زمین که به سمت داخل کشش دارد، است. این دو نیروی مخالف ، اثر یکدیگر را بطور متقابل خنثی می‌کنند، به نحوی که ماه هموراه بر مدار خود باقی می‌ماند.

گودالها و دریاها

بیش از 3.5 میلیارد سال پیش ، سطح ماه به شدت توسط شهاب سنگها بمباران شد و گودالهای زیادی در سطح آن بوجود آمدند. وسعت بعضی از این گودالها به 300 کیلومتر (185 مایل) می‌رسد که توسط دیواره‌هایی از کوههای سنگی که بر اثر برخورد شهاب سنگها بوجود آمده اند، محصور شده اند. بعضی از گودالها ، دیوارهای تراس دار یا حلقه‌های کوهستانی هم مرکز داشته و در اکثر آنها قله‌هایی نیز وجود دارند. گودالهایی که رگه‌های بزرگ و درخشان توف نام دارند، بسیار تماشایی هستند. تعدادی از گودالهای بزرگتر از گذاره آتشفشانی پر شده و درباهایی در سطح ماه بوجود آورده‌اند.



img/daneshnameh_up/e/ef/Godalkoohestan.jpg
گودال کوهستان
این گودال رگه دار که 84 کیلومتر (52 مایل)
قطر داشته و در جنوب غربی نیمه نزدیک ماه
قرار دارد ، "تیکو" نامیده می شود . تیکو دارای
دیوارهای بلند تراس دار و قله‌های مرکزی است.




هلال و بدر چگونه تشلیل می‌شود؟
خورشید خود می درخشد، ماه را از این رو می‌بینیم که خورشید به آن می‌تابد. اگر آن روی ماه که به سوی ماست، بطور کامل مورد تابش خورشید قرار گیرد، ما ماه را بصورت قرص کامل و به عبارت دیگر در حالت بدر مشاهده می‌کنیم. اگر نور خورشید فقط قسمتی از آن روی ماه را که بسوی ماست در بر گیرد، ما ماه را بر حسب میزان تابش نور بصورت هلال باریک نوری ، نیم قرص و یا به صورت یک گلوله تقریبا گرد نورانی می‌بینیم. این پدیده‌های نوری را فازها یا صورتهای مختلف ماه می‌نامند.

هنگامی که ماه در جهت تابش خورشید قرار گیرد، دیده نمی‌شود، زیرا در تابش شدید خورشید محو می‌گردد و علاوه بر این ، آن روی ماه که بسوی ماست مورد تابش واقع نمی‌گردد. این وضعیت را ماه نو می‌نامیم. اکنون ماه بر روی مدار خود به حرکت ادامه می‌دهد و پس از چند روز به طور محسوسی در سمت چپ و یا در شرق خورشید واقع می‌شود. در این وضعیت قسمت کوچکی از نیمه رو به زمین ماه ، تحت تابش نور خورشید قرار می‌گیرد. در این دوران ماه را در اوایل شب بصورت داس باریکی که البته روز به روز بر قطر هلال آن افزوده می‌شود، مشاهده می‌کنیم، زیرا در این وضع ماه بعد از خورشید غروب می‌کند.

تقریبا یک هفته پس از ماه نو ، از دید ناظر زمینی ، ماه دقیقا از پهلو مورد تابش نور خورشید واقع می‌شود. در این حالت انسان نیمی از ماه را تاریک و نیم دیگر را روشن می‌یابد؛ این وضعیت نیم ماه افزاینده یا ربع اول نامیده می‌شود. دوباره یک هفته بعد ، ماه از دید این ناظر ، دقیقا در مقابل خورشید قرار می‌گیرد. در این حالت ماه به صورت قرص کامل نورانی می‌شود ، که به آن بدر (یا در اصطلاح عامیانه ماه شب چهاردهم) می‌گویند.

از این حالت به بعد از قطر قسمت نورانی ماه کاسته می‌شود. تقریبا هفت روز پس از بدر ، دوباره نیم ماه دوم یا ربع آّخر حادث می‌شود. ماه در این حالت از دید ناظر زمینی اکنون در سمت راست یا در غرب خورشید قرار دارد و به عبارت دیگر قبل از طلوع خورشید در آسمان صبحگاهی پدیدار می‌شود، تا بالاخره دوباره به وضعیت ماه نو می‌رسد.

اهله ماه

همیشه 50 درصد سطح ماه در معرض نور خورشید قرار دارد. میزان ناحیه روشن ماه ، به موقعیت ماه نسبت به زمین و خورشید بستگی دارد. اندازه ناحیه قابل رویت ، از کاملا تاریک تا ماه کامل متغیر است. این دوره کامل هشت مرحله دارد که اهله ماه نامیده می‌شوند. چرخه اهله ماه ، هر 29.53 روز کامل می‌شود.



img/daneshnameh_up/7/76/Kosoof.jpg




خسوف و کسوف

گرفتگی زمانی رخ می‌دهد که یک جرم آسمانی بطور موقت در مسیر نور یک جرم آسمانی دیگر قرار گیرد. در طول سال ، 2 یا 3 خسوف (ماه گرفتگی) رخ می‌دهند، آن هم وقتی که زمین بین ماه کامل و خورشید قرار گرفته و بر سطح ماه سایه افکند. یک یا دو کسوف (خورشید گرفتگی) نیز در طول سال رخ می‌دهند. کسوف بر اثر قرار گرفتن ماه بین زمین و خورشید به زمین بوجود می‌آید. هنگام کسوف ، حدود 161 کیلومتر (100 مایل) از زمین در تاریکی قرار می‌گیرد. نقش سایه خورشید گرفتگی فقط زمانی قابل رویت است که سایه ماه روی مکانی که بیننده در آن قرار دارد بیفتد. ماه گرفتگی در هر قسمتی از زمین که روبروی ماه قرار گرفته باشد قابل رویت است.
[ ] [ ] [ تقیان ]

رویکرد تعاملی

در این رویکرد که از گروه شیوه های فعال و مشارکتی است شاگردان به طور مستقیم در تولید دانش همکاری می کنند . امّا تفاوت اصلی این رویکرد با رویکرد اکتشافی این است که در این رویکرد سرآغاز تدریس ایده های دانش آموزان است . معلم از بچه ها می خواهد ایده های خود را درباره ی موضوع درس بیان کنند . امّا این ایده ها مورد تصحیح یا مقابله قرار نمی گیرند بلکه کودکان ایده هایشان را به کار می برند ، می آزمایند و تغییر می دهند و سرانجام آنچه رخ داده است را بررسی می کنند .

در مرحله ی نخست استخراج افکار و ایده ها معلم موقعیت مناسبی برای کشف و درگیر شدن فراهم می کند . این موقعیت می تواند با انجام یک فعالیت ناهمخوان ، یک بازی جالب آموزشی ، یک نمایش و یا حتی یک گفت و گوی پرحرارت درباره ی عنوان و تصویر عنوانی واحد درسی باشد . در این مرحله معلم راهنمایی نمی کند بلکه با پرسش های مناسب بچه ها را وامی دارد ایده های پشت سخن هایشان را یا « توضیح خواستن » ، « پذیرفتن » بیان کنند . معلم در مقابل پاسخ های بچه ها از واکنش های استفاده می کند . « ازدیگری پرسیدن » مرحله ی دوم ، گام بازسازی افکار نام گرفته است . در این گام معلم موقعیت هایی را فراهم می کند که بچه ها ایده هایشان را بیاز مایند و در معرفی شواهد تجربی و علمی قرار دهند . برای مثال ممکن است شاگردان تصور کنند مایع ها تنها بر اثر جوشیدن به گاز تبدیل می شوند . در این حالت آزمایش هایی مانند تبخیر آب در زمانی طولانی حتی در دمای پایین یا تبخیر الکل با ایجاد موقعیتی متضاد زمینه را برای تغییر این ایده ی نادرست فراهم می کند . در مرحله ی بازسازی ، ایده های مفید تقویت شده و گسترش می یابند (دامنه ی گسترده تری پیدا می کنند )، و ایده های نادرست هم دچار تغییر می شوند . معلم با پرسش هایی که مطرح می کند بچه ها را وامی دارد ایده ها و افکارشان را مستدل کنند .با این کار آن ها در می یابند یک ایده هنگامی با ارزش تر است که شواهد زیادتری از آن پشتیبانی کنند .

آخرین مرحله این مدل آموزشی ، استفاده از افکار و مرور تغییر آنهاست . معلم از بچه ها می خواهد برای ایده های مفیدشان نمونه هایی را ذکر کنند یا آنها را تشویق می کند ایده های تغییر یافته شان را برای توضیح زمینه های دیگر به کار ببرند . هنگامی که کودکان بتوانند ایده های تازه شان را با موفقیت تلقی خواهند کرد . « ایده های خودشان » در موارد جدیدی مورد استفاده قرار دهند آن ها را به عنوان مرور تغییر افکار طی یک گفت و گوی کلاسی به پرورش ایده ها و کسب نگرش های مفید علمی کمک می کند . این نوع مرورها باید شاگردمدار باشند و بین دانش آموزان رخ دهند . برخی این نوع بحث را گفت و گوهای بسکتبالی نامیده اند . در این گفت و گوها بچه ها متوجه می شونددیگران از دیدگاه های متفاوتی به موضوع نگاه کرده اند یا اینکه در مورد یک مسئله روش متفاوت به کار برده اند که با شواهد جور در می آید . این تجربه ها باعث پرورش تفکر واگرا در آن ها می شود .

؟ با بررسی کتاب های علوم دوره ی ابتدایی فعالیت هایی را بیابید که با شیوه های متفاوتی قابل انجام هستند .

یکی از مهم ترین وظیفه های معلم در رویکرد تعاملی طرح کردن پرسش های مناسب برای استخراج و پرورش ایده های شاگردان است . پرسش های معلم به بچه ها کمک می کند به کمک ایده هایشان پیش بینی کنند و سپس یک طرح تحقیق برای مقایسه ی شواهد به دست آمده از آزمایش ها با آنچه پیش بینی

کمک « ؟ چطور درستی گفته تان را نشان می دهید » : کرده اند ابداع کنند . معلم با پرسش هایی مانند می کند ایده های شاگردان واضح و قابل آزمون شوند . قانون طلای تدریس علوم این است که تا آن جا که ممکن است کودکان را در انجام کارها درگیر کنیم . البته در این جا ارائه مستقیم دانستنی ها و نمایش چیزها توسط آموزگار ، مراجعه ی کودکان به منابع ثانویه ی اطلاعات و … رخ می دهد ، امّا کودکان به طور فعال افکارشان را بیان می کنند ، آن ها را می آزمایند و تغییر می دهند . در رویکرد تعاملی بچه ها یاد می گیرند به طور گروهی کار کنند . یک کار گروهی خوب حاصل یک کوشش دسته جمعی است نه مجموعه ی کوشش های فردی گروهی از افراد که در کنار هم کار می کنند .

استفاده از فناوری اطلاعات در یک تدریس تعاملی

در مدل تعاملی نیز می توان از فناوری اطلاعات شامل چند رسانه ای ها ، بانک های اطلاعاتی و ارتباط های اینترنتی بهره گرفت . امّا به جای ارائه ی محتوای الکترونیکی به صورت منفعل ، دانش آموزان به طور فعال در تولید چند رسانه ای ها یا حتی محتوای تحت وب شرکت می کنند . می توان از گروه های دانش آموزی خواست با تقسیم کار با عنوان های گوناگون مانند مدیر تولید پروژه ، تایپیست ، گرافیست و … چند رسانه ای های مربوط به محتوای درس تهیه و آن را ارائه کنند .

[ ] [ ] [ تقیان ]

معنی نوع دوستی و محبت به نظر کنفوسیوس

کنفوسیوس مربی و دانشمند بزرگ چین در تدریس روش خاصی داشت. شاگرانش جداگانه مطالعه می کردند و هروقت مشکلی برایشان پیدا می شد یا سوالی داشتند با استاد در میان می نهادند و کنفوسیوس ایشان را راهنمائی می کرد و جواب پرسششان را می داد. روزی یکی از شاگردان از او پرشید: استد بفرمایید معنی مهر و محبت و نوع دوستی چیست؟ کنفوسیوس جواب داد: معنایش مردم دوستی است.

روز دیگر شاگرد دیگری همین سوال را مطرح ساخت و کنفوسیوس جواب داد: نوع دوستی و محبت به معنای آنست که آنچه برخود روانمی داری بردیگران نیز نپسندی. روز سوم شاگرد دیگری سوال مذکور رامکرر کرد و کنفوسیوس جواب داد : به معنای آنست که انسان باید بتواند جلوی خود را بگیرد و همه اعمالش آمیخته به ادب باشد.

شاگردانی که در کنار استاد بودند، از این جوابهای مختلف به سوال واحد، تعجب کردند و به او گفتند: ای استاد! سوال یکی بود چرا جوابهای گوناگون به آن دادید؟ کنفوسیوس جواب داد: بلی سوال یکی بود، اما سوال کننده یکی نبود. کسانی بودند با تفکرات و نظرات مختلف، و من به هر کدام برطبق حالات و تفکراتش جواب دادم.

اندازه سخن ، شاگردی از استاد موجائی فیلسوف بزرگ چین از اندازه سخنگوئی پرسید. استاد جواب داد: اندازه سخن، به جا بودن سخن است. اگر حرف به جا باشد، بسیار بودنش عیب ندارد،اما اگر بیجا باشد یک کلمه آن هم خارج از اندازه است. قورباغه تمام روز به بانگ بالند آواز برمی آورد، اما فقط باعث درد سر و بیزاری مردم می شود، در حالیکه خروس فقط در سپیده دم آواز خوش و نزم برمی آورد و مردم سراسر جهان به آواز و به فرمان او از جا برمی خیزند و از خواب نوشین بامدادی دل برمی دارند.

کنفوسیوس مربی و دانشمند بزرگ چین در تدریس روش خاصی داشت. شاگرانش جداگانه مطالعه می کردند و هروقت مشکلی برایشان پیدا می شد یا سوالی داشتند با استاد در میان می نهادند و کنفوسیوس ایشان را راهنمائی می کرد و جواب پرسششان را می داد. روزی یکی از شاگردان از او پرشید: استد بفرمایید معنی مهر و محبت و نوع دوستی چیست؟ کنفوسیوس جواب داد: معنایش مردم دوستی است.

روز دیگر شاگرد دیگری همین سوال را مطرح ساخت و کنفوسیوس جواب داد: نوع دوستی و محبت به معنای آنست که آنچه برخود روانمی داری بردیگران نیز نپسندی. روز سوم شاگرد دیگری سوال مذکور رامکرر کرد و کنفوسیوس جواب داد : به معنای آنست که انسان باید بتواند جلوی خود را بگیرد و همه اعمالش آمیخته به ادب باشد.

شاگردانی که در کنار استاد بودند، از این جوابهای مختلف به سوال واحد، تعجب کردند و به او گفتند: ای استاد! سوال یکی بود چرا جوابهای گوناگون به آن دادید؟ کنفوسیوس جواب داد: بلی سوال یکی بود، اما سوال کننده یکی نبود. کسانی بودند با تفکرات و نظرات مختلف، و من به هر کدام برطبق حالات و تفکراتش جواب دادم.

اندازه سخن ، شاگردی از استاد موجائی فیلسوف بزرگ چین از اندازه سخنگوئی پرسید. استاد جواب داد: اندازه سخن، به جا بودن سخن است. اگر حرف به جا باشد، بسیار بودنش عیب ندارد،اما اگر بیجا باشد یک کلمه آن هم خارج از اندازه است. قورباغه تمام روز به بانگ بالند آواز برمی آورد، اما فقط باعث درد سر و بیزاری مردم می شود، در حالیکه خروس فقط در سپیده دم آواز خوش و نزم برمی آورد و مردم سراسر جهان به آواز و به فرمان او از جا برمی خیزند و از خواب نوشین بامدادی دل برمی دارند.

[ ] [ ] [ تقیان ]

 

بازخوردهای توصیفی در مورد دانش آموزان در حد انتظار

 

  • فرزند خوبم، از خط زیبایت لذت بردم.
  • پسر نازم، هزار آفرین به تو که مشقت را زیبا نوشتی.
  • آفرین به تو که تکالیفت را بدون اشکال و کامل انجام دادی.
  • پسرم (دخترم) تحقیق شما جالب و خواندنی بود.
  • آفرین پسرم در نوشتن تکالیف دقت کامل داشتی.

 

بارون دونه دونه          مشقت شده نمونه

انار دونه دونه          نقاشیت شده نمونه

مورچه نوشت روی خاک          قشنگ نوشتی و پاک

پسر خوب و نازم          به دقتت می نازم

جمله های قشنگی          با واژه ها تو ساختی

درست خواندی تو قرآن          ای کودک مهربان

امروز کارت عالی بود          اشکالی در آن نبود

ای کودک مودب          دفترت هست مرتب

1، 2، 3، ستاره         کارت ایراد نداره

آفریدی افتخار          برای چندمین بار

کودک خوب و نازی          واژه درست می سازی

نون و پنیر و پسته          کارت به دل نشسته

پی برده ام به رازی          زیبا جمله می سازی

خلاقی و مهربون          همیشه اینطور بمون

به دوستت دادی یاری          عالی کردی همکاری

 

[ ] [ ] [ تقیان ]

بنام خدا                         آزمون مداد وکاغذی ماده درسی فارسی پایه دوم ابتدایی دبستان شهید پناهی اکبر آباد  نام ونام خانوادگی ...................................

ردیف

                                                                                                سوالات

1

کلمات زیر را بخوانید و هر جا که لازم است علامت تشدید بگذارید .

قناد     تغییر     بچه      می کنند      دقت       پاییز       نقاش      کلاس  

حالا چند کلمه دیگر بنویس که تشدید داشته باشند . ..........................................................................................................................

 

2

کلمات زیر را به ترتیب حروف الفبا مرتب کن و بنویس.

صابون – کتاب –  فنجان – آهو – پایان – غذا – یاس- بازی

...........................................................................................................................................................................................................

 

3

ازمیان کلمات زیر آن هایی را که صدای آخرشان ( هـ ) است جدا کن و بنویس .

لوله -  کلاه –  سفره -  توجه -  شانه -  گریه -  کوه -  سبزه

..........................................................................................................................................................................................................

4

در دو سطر بنویس که چه کنیم تا دندان های سالمی داشته باشیم ؟

............................................................................................................................................................................................................

............................................................................................................................................................................................................

 

5

جملات زیر رار بخوان و در پایان هر جمله نقطه ( . ) یا علامت سوال ( ؟ ) بگذارید .

شنا ورزش خوبی است            چرا امین به مدرسه نیامده است              بلبل آواز می خواند                  این هفته به کجا رفتی 

6

شعر یا جمله یا نکته ای زیبا را امسال یاد گرفته ای بنویس .

 

7

بنویس که چه کار هایی می توانی بکنی تا پدر و مادرت خوش حال شوند ؟

................................................................................................................................................................................................

 

8

جملات زیر را کامل کن .

ما باید بعد از غذا .............................................................................

ای خدای مهربان .............................................................................

 

9

در هر دسته یک کلمه با بقیه تفاوت دارد . دور آن خط بکش .

موز   آلو   گندم   هلو                                     کاسه   استکان   قوری   سماور                    

  مداد   سینی   دفتر   خودکار                         دوچرخه   تراکتور   اتومبیل   یخچال

10

به جای کلمات داخل کمانک کلمه مناسب دیگری بگذار و جمله را دوباره بنویس .

ما از شنیدن خب خوب ( خوش حال ) می شویم .      ...............................................................................................

مادرم هر شب موقع خواب به من ( قصه ) می گوید .     ...........................................................................................

 

باز خورد توصیفی آموز گار : ...
[ ] [ ] [ تقیان ]

به عنوان معلم باید عمیقاً باور داشته باشیم که هر دانش آموز قابلیت رشد و یادگیری را دارد به شرط آنکه ما ابزارهای سنتی ارزشیابی را که بدون توجه به تفاوتهای فردی، فقط به دنبال نقطه ضعف هاست رها کنیم و ابزاری بسازیم که توانایی ها را شناسایی کند و به     دانش آموز اعتماد به نفس بخشد و زمینه را به گونه ای مهیّا کنیم که نمره گرایی از بین برود و معلم و دانش آموز و اولیا همه به دنبال کیفیت کار باشند نه کمیت.


بسیاری از معلمان نگران اتمام برنامه های درسی خود هستند بدیهی است بخشنامه ها و دستورالعمل های اداری و اجرایی در تولید این نگرانی نقش عمده دارند و باعث افت    کیفی کار آنان می شود. برای رفع این نگرانی باید چاره اندیشی کرد تا کیفیت فدای کمیّت نشود.[1]


 


ارزشیابی:


هر کاری که قضاوتی به همراه داشته باشد ارزشیابی است که بعضی از مواقع   سنجش و ارزشیابی معادل به کار می روند، اما به واقع هم معنا نیستند. سنجش، اندازه گیری عملکرداست و مشتمل بر قضاوت نیست و این نقش بر عهده ی ارزشیابی است.[2]


در واقع امتحان نوعی ارزشیابی است که طبق اصول معینی انجام می  شود و وسیله ای برای توصیف تغییر رفتار دانش آموز در جهت اهداف آموزش و پرورش وکمک به بهبود یادگیری است که 7 هدف اساسی را به دنبال دارد.


1- کمک به یادگیری دانش آموز


2- کمک به یادگیری دانش آموز برای آشنایی باهدفهای آموزشی – درسی


3- برانگیختن رغبت و علاقه ی دانش آموزان به یادگیری


4- تصمیم گیری برای شروع مراحل بعدی تدریس


5-اصلاح روش تدریس


6- ارتقا و طبقه بندی دانش آموزان


7- تصحیح نتایج فعالیّت های فراگیران و دادن بازخورد به آنها.[3]


هدف ارزشیابی خدمت به آموزش است، نه در کمین نشستن برای غافلگیر کردن دانش آموز و محک زدن او با معیار آنچه «نمی داند» فرهنگ موفقیّت رامی توان با کاربرد روش صحیح در آموزش و ارزشیابی بر فضای کلاس غالب کرد. [4]


اطّلاعات حاصل از سنجش و ارزشیابی مستمر هر دانش آموز باید به این پرسش معلم         پاسخ دهد که این دانش آموز درکجا قرار دارد و من برای پیشرفت او چه میتوانم بکنم؟ نه اینکه معلم نتیجه گیری کند که مثلاً این دانش آموز زیرحد متوسط یا کند ذهن یا تیزهوش است.[5]


مواردی که در ارزشیابی ها با ید رعایت کرد:


1- آنچه که ارزش اندازه گیری داشته باشد.


2- ارزیابی دانش پایه و عمیق


3- توانایی تفکر، درک و استدلال علمی


4- تعیین حدودی که فراگیران درک کرده اند


5- هم توجه به فرآیند و فرصت یادگیری و هم به نتیجه نهایی.


6- استمرار ارزشیابی


7- سنجش توان کار گروهی و انفرادی[6]                


دسته بندی ارزشیابی های آموزشی


1- آغازین         2- تکوینی 3- تشخیصی   4- پایانی (تراکمی)


 


 


اهمیت ارزشیابی تکوینی  


ارزشیابی جز جدایی ناپذیر و اساسی در فرآیند یاددهی، یادگیری است به طوری که اگرمعلم شکل اجرای آن را هرگونه انتخاب کند اندکی از آثار آموزشی آن نمی کاهد.[7]


به علّت اهمیّت این ارزشیابی در توصیف داده ها و رفتارها در این بحث به آن می پردازیم.


- نظارت معلم بر تحقّق انتظارات آموزشی وپرورشی بخش های گوناگون هر مطلب آموزشی.


- هدایت مداوم یادگیری دانش آموزان بر اساس توانایی هایشان به سمت تحقّق انتظارات آموزشی و پرورشی.


- اصلاح بهبود روش های آموزش و پرورش اعمال شده در کلاس درس.


- کشف راهکارهای متناسب بارشدهردانش آموز تا او بتواند از مرز کنونی توانایی هایش فراتر رود.


- پی بردن به جریان های روان شناختی مؤثر در یادگیری دانش آموزان و ارائه ی بازخور لازم و مناسب.


- آگاهی از چگونگی تشکیل ساختارهای ذهنی مربوط به دانش، مهارتها و نگرش اکتسابی و چگونگی فرآیند و نحوه ی استفاده از آن در حل مسائل در شرایط و موقعیّت جدید.


- ارائه بازخورد لازم به دانش آموزان در مورد فعالیّت ها و کوشش های                     آموزش وپرورش به منظور ایجاد توجه لازم و افزایش و علاقه به فعالیت ها در آنان.


- انطباق روش، برنامه، وسایل و منابع آموزشی با نیازهای دانش آموزان.


- کشف شکاف بین انتظارات آموزشی و پرورشی با دانش، فهم، مهارت و.... دانش آموزان و کمک به آنان برای کاهش این فاصله.


- آگاهی معلم از اینکه در کلاس درس چه موضوعی راآموزش داده است و این که                کدام قسمت از آموزش به کار بیشتر نیاز دارد.


در واقع تفسیر نتایج ارزشیابی تکوینی به این منظور انجام می شود که مشکلات،                نارسایی هاو بدفهمی های یادگیری هر یک از دانش آموزان مشخص شود. و نیز                روشهای مناسب برای رفع آنها را به معلم و دانش آموز نشان دهد.


به بیانی دیگر، نتایج این نوع ارزشیابی پیشرفت تحصیلی، فرضیه هایی را در اختیار معلمان به عنوان پژوهشگران آموزشی قرار می دهد تا با توجه به آنها به رفع بدفهمی ها، نارسایی ها، و مشکلات احتمالی یادگیری دانش آموزان، (زمانی که فعالیّت ها و کوشش                        آموزش و پرورشی در جریان هستند) اقدام کنند. [8]


 


 


فواید ارزشیابی تکوینی


اجرای راهبردهای ارائه شده در کلاس درس طی دوره و زمان آموزش، این فواید را برای دانش آموزان به همراه خواهد داشت.


- کسب مهارتهای بحث و گفت وگو


- کسب مهارت های مربوط به ارتباطات بین فردی


- مشارکت در فعالیّت های گروهی


- ایجاد انگیزه برای مطالعه و یادگیری


- کسب مهارت های مطالعه ی درست


- توجه به موضوع مورد مطالعه


- تلفیق مهارت های شنیدن،خواندن، تفکر ونوشتن


- تثبیت یادگیری از طریق مرور کردن، سؤال و جواب، یافتن جواب و...


- درک ارتباط بین مطالب خوانده یا شنیده شده


-ارتباط بین یادگیری های قبلی و بعدی (معنی دارکردن یادگیری)


- کشف انتظارات آموزشی و پرورشی


- شرکت فعّال در یادگیری از طریق تفکر فردی و گروهی


- کسب مهارت تفکر انتقادی


- کنترل و مدیریت مثبت کلاس درس


- افزایش اعتماد به نفس و ابراز وجود.


- کسب مهارت های ابراز وجود


- افزایش مهارت های شناختی و فراشناختی خود.[9]


چه موقع ارزشیابی معتبر است


زمانی که 1- آموزش با پژوهش همراه باشد 2- آموزش با ارزشیابی تلفیق شده باشد.


3- ارزشیابی ارزشی بیش ازموفقیّت در جلسات امتحان را داشته باشد.


4- فعالیّت های گروهی فرد را اصل قرار دهد.


5- افراد را به یک فراگیرمادام العمر تبدیل کند.


و در یک کلام آموزش باید شیوه های یادگیری را به فراگیر بیاموزد تا خود در هر زمان که بخواهد، آنچه را نیاز دارد بیاموزد بدون آنکه نیازمند آموزگاری باشد.[10]                           


ارزشیابی توصیفی


امروزه نیازمند سیستم هایی از سنجش و ارزیابی هستیم که به هر دانش آموزبه دیده ی حرمت نگاه کند. موهبت های طبیعی و انسانی او را بسیار بیشتر از آزمونهای سنتی نشان دهد.


پس آن نوع سنجش که بتواند تصویری واضح و سه بعدی از رشد مهارت ها، تواناییها و          دانش و نگرش دانش آموز بدهد قابل دفاع می باشد. برخلاف ارزشیابی کمی که با               داده های کمی و ریاضی و عدد و ارقام سروکار دارد و از قضاوت برخوردار است.                باید دانست که کیفیت یک امر نسبی است و انعطاف پذیر می باشد و به طور کلّی می توان گفت که کیفیت مقطعی نیست بلکه اندیشه ای مستمر است و بر اساس تلاش و فعالیّت فرد انجام می گیرد.


اما باید این مطلب را مدنظر داشت که ارزشیابی کمّی برای عموم قابل فهم تر و مفیدتر است و اما ارزیابی کیفی تخصصی تر بوده و مهارت و آموزش بیشتری برای بکارگیری لازم دارد و بیشتر از مفاهیم و کلمات کلیدی، ارزش گذاری وقضاوت برخوردار است.


و همچنین این دو ارزیابی از نظر ابزارهای جمع آوری داده ها نیز با هم فرق دارند:      ابزار جمع آوری داده های کمی معمولاً آزمونهای عینی یا استاندارد با پاسخ های ازقبل تعیین شده است. اما ابزار ارزیابی کیفی را می توان ابزارهای ذهنی، پرشنامه ها و نگرش سنج ها، روشهای مصاحبه ای، مشاهده ای، واقعه نگاری و گزارش های روزانه و.................می باشد.


به عنوان مثال:   تعداد پرسش های فراگیران در کلاس = کمی است


                    اما نوع پرسش های فراگیران در کلاس= کیفی است


یا


 حجم هر پرسش وپاسخ آن= کّمی است     


  نوع آوری و تازگی پرس= کیفی است[11]


ارزشیابی توصیفی یا کمی را می توان آموزش بدون نمره دانست و به جای تأکید بر ارزشیابی های پایانی باید بر ارزشیابی تکوینی (مستمر) تأکید داشت در واقع ارزشیابی توصیفی به توصیف ارزشیابی های گوناگون که به شیوه های متنوع از دانش آموز              به عمل آورده ایم می پردازد.


 


 


 


کاربردارزشیابی توصیفی: 


1- بهبودیادگیری


2- ایجاد نگرش مطلوب نسبت به مدرسه    


3- افزایش بهداشت روانی کلاس        


4- اعتماد به نفس


5- افزایش روحیه انتقادپذیری در کودکان


6- افزایش مشارکت در یادگیری


7- رشد مهارت خود اصلاحی و خود تنظیمی


8- رشد و توانایی نقد خود


9- بهبود  عملکردها


10- خارج شدن از برنامه های کلیشه ای و چارچوبی


11- آرامش در آموزش


ابزارهای ارزشیابی توصیفی:


برای ارزشیابی توصیفی ابزارهای گوناگونی وجود دارد که در اینجا به 3 نوع آن اشاره می کنیم.


1- پوشه کار


2- پروژه


                                 الف- آزمونهای مختلف از جمله مدادکاغذی


 3- آزمون های عملکرد 


                                 ب- تکالیف درسی



پوشه کار:


یک مجموعه هدفدار منظم از کار و فعالیّت فراگیر که نشان دهنده تلاش و کوشش و پیشرفت و رشد دستآوردها و موفقیّت های او می باشد. و فراگیران را به فراگیرانی پویا و فعال تبدیل می کند که در برابر یادگیری و پیشرفت خود مسئول باشند.[12]


پوشه کار مانند یک جورچین (پازل) مجموعه ی قطعاتی از کارهای هدفدار فراگیران است که به او امکان می دهد تا توانایی های خود را از جهات مختلف به نمایش   بگذارد. که البته هر پوشه می تواند شامل کار یک فرد یا یک گروه باشد. که به یک یا چند موضوع درسی اختصاص دارد که البته می توان در زمان معین فراگیر آن را به خانه ببرد یا در مدرسه نگهداری شود و در اختیار معلم سال بعد قرار گیرد.


در واقع پوشه کار فرصت شناخت  و اصلاح اشتباهات را به فراگیران می دهد.[13]     


 


 


 


 


      


چه چیزهایی را باید در پوشه نگهداری کرد:


1- تکالیف انفرادی مدرسه


2- برگه امتحانی


3- تکالیف گروهی مدرسه     


4- گزارش های علمی


5- یادداشت های کلاسی یا خارج کلاسی دانش آموز


6- ثبت پرسش ها و اظهارنظرها در رفتارهای قابل توجه


7- گزارش مصاحبه ای فراگیر با افراد مختلف 


8- خلاصه داتسان یا فیلم یا بازدید


9- نمونه کارهای هنری و...


سعی شود کارهای ناتمام با ذکر تاریخ در پوشه گذاشته شود و کارهای تکمیل شده در پوشه نگهداری شود.


بهترین کار هر دانش آموز در پوشه گذاشته شود. معلم و دانش آموز در انتخاب مواردی که در پوشه گذاشته شود با یکدیگر مشورت کنند.[14]


 


 


معیارهایی برای ارزشیابی پوشه ای:


برای آنکه بتوان یک پوشه کار را ارزیابی کرد باید معیارهایی داشت که می توان به مواردزیر اشاره کرد.


1- دقت در کار


2- نظم کار و نظافت ظاهری


3- خلاقیّت و نوآوری


4- کنجکاوی و پرسش گری


5- پشتکار و صبر و حوصله 


6- کاربرد آموخته ها 


7- تصحیح اشتباهات


8- توانایی استفاده از ابزار


9- توانایی برقراری ارتباط


10- توانایی حل مسئله


11- توانایی طرح مسئله


12- توانایی کار گروهی و....[15]


 


از نتایج ارزشیابی پوشه ها چگونه استفاده کنیم:


1- به دانش آموز امکان داده میشود پوشه ی خود را با معلم مرور کند و مواردی را که می تواند اصلاح کند بگوید.


2- به دانش آموز امکان داده میشود که محتویات پوشه را با دانش آموز دیگر مرور کند


3- به دانش آموز امکان داده میشود که محتویات پوشه را با گروه خود مرور کند.


4- به دانش آموز امکان داده میشود که محتویات پوشه را با والدین مرور کند.


5-به معلم این امکان را می دهد که پوشه فراگیران را مرور کند و مواردی که  به کمک              نیاز دارند تعیین کند.


6- به دانش آموزان امکان می دهد که از کارهای خود نمایشگاهی ترتیب دهند.[16]                 


پروژه


برای آنکه یک آموخته در ذهن فراگیر ثبت شود بایدآن آموخته درموقعیّت های مناسب به کار گیرد، فعالیّت هایی تحت عنوان پروژه که فرصت های یادگیری متنوعی برای فراگیران ایجاد می کند اگر به درستی هدایت شوند از مؤثرین شیوه ها در سهیم کردن فراگیران             در فرآیند آموزش و پایدار کردن آموخته های فراگیران درحیطه های مختلف دانش                  مهارت و نگرش هستند.


فعالیّت های پروژه ای برای دانش آموزان فرصتی فراهم می کند تا مهارتهای بهتر زندگی کردن و توانایی برخورد با مسائل زندگی را کسب کند. معمولاً پروژه های دانش آموزی  هدف های برنامه ی درسی را دربردارد تا حدودی پیچیده تر از تکالیف معمولی است و دانش آموزان هم به صورت انفرادی و هم به صورت گروهی می توانند انجام دهند[17]                          


چگونگی ارائه یک پروژه


هنگامی که دانش آموزان به صورت انفرادی یا گروهی پروژه ای را انجام می دهند انتظار دارند معلم به آنان فرصت دهد تا حاصل کار خود را ارائه دهند. زمانی که دانش آموز         می داند باید پروژه ی خود را در کلاس و در حضور جمع ارائه کند موظف میشود از جزئیات کار، حتّی اگر بخشی از آن توسط دیگری انجام شده باشد مطلع باشد به این ترتیب افراد خانواده در آموزش فرزندشان سهیم می شوند.


به تفاوت های فردی فراگیران احترام بگذاریم با معرّفی پروژه های متفاوت به فراگیر و گروههای مختلف دانش آموزی با توجه به طبقه بندی هوشی گارد نر به آنان امکان دهیم تا از حداکثر توان خود در پیشرفت تحصیلی بهره گیرد.[18]


 


 


 


مزایای استفاده از پروژه:


1- خصلت جستجوگری و کنجکاوی فراگیران برانگیخته می شود.


2- پرورش مهارت حل مسئله


3- فرصت های همکاری مثبت بین افراد در کلاس افزایش می یابد.


4- مهارت نقادی و نقدپذیری را در فراگیران افزایش می دهد.


5- فراگیران با استفاده از استعدادهای خاص خود یک محصول کیفی تولید می کنند.


6- اعتماد به نفس فراگیران را افزایش میدهد.


7- تئوری هوشهای چندگانه (8 گانه گارد نر) را ملموس کرده ومی تواند در شناخت            هوش ها به ما کمک کند.


8- به دانش آموزان فرصت می دهد تا به پرسش های خود نظم دهند وبرای یافتن پاسخ برنامه ریزی کنند.


9- به معلم امکان می دهد تا از فرصت های متفاوتی برای ارزشیابی فراگیران بهره جوید.


10- به فراگیران فرصت می دهد تا با انتخاب آزاد زمینه ی فعالیّت و استعداد خویش را کشف کند.[19]



 


سنجش عملکرد


 شامل روش هایی است که توسط آن فراگیران فرصت می یابند مهارتها و شایستگی های آموخته خود را آشکار سازند و در حین آن نیز چیزهایی بیاموزند. این روشها مشتمل بر طراحی واجرای آزمایش های علمی، نوشتن مطالب و مقالاتی که مستلزم بازاندیشی، بازسازی است، تفسیر و استفاده از نقشه ها و نمودارها، سرودن اشعار، کارهای            علمی ونمایشی، طراحی و اجرای مهارتهای ورزشی، شرکت در امتحانات و آزمونهای شفاهی و زبانی و.....که همه و همه نشانگر کاربردی، واقعی و عملی سنجش عملکرد است. بنابراین سنجش عملکرد یک دیدگاه، رویکرد وشیوه کلّی سنجش یادگیرنده است که از همه روش ها و ابزار موجود می تواند استفاده کند حتی از روش های مرسوم و معمول  اندازه گیری مانند آزمونهای معلم ساخته، که البته لازم به ذکر است که آنچه که این ابزارهای رایج وکّمی را از روش های کیفی نوین متمایز می سازد، هدف و نحوه ی به کارگیری و استفاده از نتایج سنجش است.


در ضمن عملکرد میتواند به شکل فردی یا گروهی سنجیده شود.[20]


هدف از سنجش عملکرد


سنجش عملکرد نه تنها در پایان آموزش به عنوان وسیله و روش تعیین میزان پیشرفت افراد کاربرد دارد بلکه هدف تشخیصی برای شروع آموزش و هدف ساختاری و فرآیندی به منظور هدایت و راهنمایی جریان یادگیری- یاددهی در حین شکل گیری و تکوین آموزش را نیز دنبال می کنند. [21]


بهتر است قبل از اجرای سنجش عملکرد چند سؤال از خود بپرسیم 


1- چه مفهوم، مهارت یا دانشی را آزمون کنیم(هدف)


2- فراگیران چه چیز باید بدانند (محتوا)


3- فراگیران در چه سطحی باید عملکرد موردنظر را از خود نشان دهند                             (ملاک پذیرش عملکرد)


آزمون های عملکردی


تکالیف و آزمون های عملکردی، آموخته های فراگیر را در حیطه های مختلف در عمل         به کار می گیرد و فراگیر طی انجام آن نشان می دهد تا چه اندازه درکاربرد آموخته ها تواناست.[22]


یکی و بلکه مهمترین شاخص و الگوی سنجش عملکرد، آزمون عملکردی است.              آزمون عملکرد آزمونی است که تکلیف عملکردی را کمّی ساخته به ارزش عددی تبدیل میکند که تکلیف عملکرد وظیفه و فعالیّت فراگیر است و آزمون عملکردی مسئولیت مربی برای بیان کمّی و عددی پیشرفت وتلاش فراگیر.[23]


انواع آزمون های عملکردی


1- آزمون های کتبی عملکردی 


2- آزمون های عملکردی شناسایی


3-سنجش عملکرد در موقعیّت هایی شبیه سازی شده


4-آزمون عملکرد نمونه کار[24]    


1- آزمون های کتبی و عملکردی: آزمون های کتبی مداد- کاغذی است که به طور معمول برای سنجش طبقه دانش و گاهی درک و فهم حیطه شناختی به کار می رود. [25]                   


که البته این آزمون ها می تواند به شکل آزمون در خانه و کتاب باز و آزمون های معمولی اجرا شود.


1- آزمون عملکرد کیفی: این آزمون عمدتاً بر کاربرد آموخته ها در موقعیّت های عملی تأکید دارد.[26] 


2- آزمون عملکرد شناسایی: در این روش فراگیر از طریق شناسایی عیب و اشکال وسیله،            توانایی و مهارت عملی خود را آشکارمی سازد.[27]


3- سنجش عملکرد در موقعیّت های شبیه سازی شده: در این آزمون از فراگیر خواسته می شود تا در یک موقعیّت شبیه سازی شده یا خیالی، همان اعمالی را انجام دهد که در موقعیّت های واقعی، ضروری اند مثلاً تنفس مصنوعی[28] که در این موارد با تهیه یک          آزمون کتبی عملکردی از نوع سیاهه یا چک لیست ، فهرست وارسی، مقیاس درجه بندی،         فرد ارزیاب می تواند به سنجش فرآیند بروز عملکرد اقدام نماید.


4- آزمون عملکردی نمونه کار: شبیه ترین روش بر موقعیّت واقعی در زندگی طبیعی افراد، روش نمونه کار است.[29] در روش نمونه ی کار که نزدیک ترین روش سنجش به عملکرد واقعی است فراگیر در محیط طبیعی سنجش می شود مثل آزمون رانندگی اتومبیل در محیط واقعی یا ساخت مکعب با ابعاد معین و با ابزاری که در دست دارند. 


3 قسمت اصلی آزمون های عملکردی:


1- تکلیف عمومی: فعالیّتی است که معلم طراحی می کند تا فراگیر درگیر شود.


2- برگه ارزشیابی: فراگیر راه حل، شیوه کار، نقشه کار..... را روی برگه ارزشیابی منعکس می کند.


3- نمره گذاری: معلم با توجّه به هدفهای آزمون عملکردی که از قبل مشخص است معیار ارزشیابی را مشخص می کند.[30]


در پایان برای داشتن یک ارزشیابی توصیفی مطلوب و مفید لازم است که اولاً معلمان با اهداف این ارزشیابی و ابزار آن و نحوه ی انجام آن آشنا شوند و آن گاه اولیا را در جریان کار قرار داد و آنان را توجیه کرد و سپس دانش آموزان را توجیه کرد در این صورت است که همگی با هم با فکر و توان هم می توانیم راه را تا پایان ادامه دهیم و به نتیجه مطلوب برسیم[31] 


 



 


منابع 


1- ارزشیابی در خدمت آموزش مؤلف طاهره رستگار ناشر: موسسه فرهنگی منادی تربیت


                                                                                 چاپ اول: 1382


2- مقدمه ای بر ارزشیابی کیفی آموخته های فراگیران           تألیف و تدوین: مهدی فراهانی


ناشر: موسسه فرهنگی منادی تربیت                                    چاپ اول1384


3- رشد آموزش ابتدایی دوره فهم دی ماه 1384


4- رشد معلم دوره بیست و چهارم اسفندماه 1384


5- روش های اندازه گیری و ارزشیابی آموزشی دکتر علی اکبر سیف تهران نشر دوران 1375


6- ارزشیابی توصیفی الگویی نو در ارزشیابی تحصیلی مؤلفان: دکترمحمدحسنی-         دکتر حسین احمدی – چاپ اول= 1384.


7- رشد مهارت نقد خود



 


 


 


چکیده


در این مجموعه سعی شده که نگاهی کوتاه و گذرا درارزشیابی کیفی یا توصیفی داشته باشیم و تلاش کرده ایم تا بتوانیم همکارانی را که با این ارزشیابی آشنایی ندارند و یا ابزار و روشها را نمی دانند تا حدّی یاری دهیم.


 در این مباحث ابتدا در خصوص ارزشیابی و اهداف آن و اعتبار و اهمیّت ارزشیابی سخن به میان آمده و دسته بندی ارزشیابی ها را داریم و با توجه به اهمیت ارزشیابی تکوینی و ارتباط داشتن این ارزشیابی با ارزشیابی توصیفی سعی شده تا اهداف و اهمیّت ارتباط آن بیان شود.


بعد از این موارد به بررسی ارزشیابی کمّی و کیفی و تفاوت آنها و ارزشیابی توصیفی        و کاربرد وابزارهای آن صحبت شده و راهکارهای مناسب جهت چگونگی استفاده از ابزارها و نتایج حاصل از ارزشیابی توصیفی ارائه شده است.


                                                                                                       


 


             








1-  (ارزشیابی در خدمت آموزش ص 29).



1- (ارزشیابی درخدمت آموزش ص 154)



2- (رشد معلم ص 12، 84   فهیمه رضایی)



3-(ارزشیابی در خدمت  آموزش ص 20)



1- (ارزشیابی در خدمت ص 32.)



2- (ارزشیابی در خدمت.. ص 18)



1- سال 84 رشد آموزش ابتدایی ص 32 لیلا سلیقه دار



1-(رشد آموزش ابتدایی) ص 19.


 



1- (رشد آموزش ابتدایی ص 21)



1- (ارزشیابی در خدمت 20)



1-  (مقدمه ای ارزشیابی ص 30 و 31)



1- (مقدمه ای بر ارزشیابی کیفی ص 112).


2- (ارزشیابی در خدمت آمورش ص 82 و 83)


 



 



1- (ارزشیابی در خدمت آموزش ص 87 و 86)



1- (ارزشیابی در خدمت آموزش ص 89).



1- (ارزشیابی درخدمت آموزش ص92).



1- (ارزشیابی در خدمت 59)



2- (ارزشیابی در خدمت ص 80)



1- ارزشیابی در خدمت آموزش ص63.



1- (مقدمه ای بر ارزشیابی کیفی ص72 و 71).



1- (مقدمه ای بر ارزشیابی کیفی ص 72).



2- ارزشیابی در خدمت، ص 106.



3- (مقدمه ای بر ارزشیابی ص74)



4- (مقدمه ای بر ارزشیابی ص 75)



1- (مقدمه ای بر ارزشیابی ص 76)



2- (ارزشیابی در خدمت 110)



3-(مقدمه ای ص 76)



4- (ارزشیابی در خدمت 110).



1- (مقدمه ای بر ص 77)



2- (ارزشیابی در خدمت 111)



3- ارزشیابی در خدمت




فریباحاجی هاشمی و سهیلا قاصد
 
[ ] [ ] [ تقیان ]

نكات اينترنتي

ميانبرهاي اينترنت

براي آنهايي كه از اينترنت استفاده مي كنند ميانبرهايي وجود دارد كه به آنها در گشت و گذار اينترنتي بسيار كمك مي كند. اگر از اينترنت اكسپلورر استفاده مي كنيد، از كليدهاي CTRL+L يا CTRL+O استفاده كنيد و يك پنجره كوچك در برابر شما باز مي كند كه به آساني مي توانيد در آن آدرس اينترنتي خود را تايپ كنيد. اگر از Netscape استفاده مي كنيد از كليدهاي CTRL+O استفاده كنيد. همانطور كه مي دانيد L مخخف Location به معني يك آدرس جديد و O مخخف Open  به معني باز كردن يك پنجره جديد است.

براي بستن يك پنجره در اينترنت اكسپلورر از CTRL+W استفاده كنيد اين عمل بسيار ساده تر از اين است كه نشانگر موس را تا بالاي صفحه حركت دهيد تا يك علامت ضربدر كوچك را كليك كنيد.

كليدهاي ميانبر مفيد همراه با كليد Windows

ـــ Windows+R: پنجره Run را باز مي كند.

ـــ Windows+E: پنجره ويندوز اكسپلورر را باز مي كند.

ـــ Windows+F: براي پيدا كردن فايلها و فولدرها.

ـــ Windows+Break: پنجره System Properties را باز مي كند.

ـــ Windows+F1: پنجره Help ويندوز را باز مي كند.

ـــ Windows+D: همه پنجره هاي باز ويندوز را minimize مي كند و دسك تاپ را نمايش مي دهد.

ـــ Windows+TAB: در بين پنجره هاي Task bar تغيير موقعيت مي دهد.

Windows+M: همه پنجره ها را minimize مي كند.

توجه داشته باشيد كه در اينترنت  هر چه از موس بيشتر استفاده كنيد، سرعت شما كندتر مي شود. بنابراين سعي كنيد تا حد ممكن از كي برد به جاي موس استفاده كنيد.

چگونه پسورد (رمز عبور) بسازيم؟

در اينترنت بسيار پيش مي آيد كه براي دسترسي به اطلاعات شخصي خود (مانند ايميل، حساب بانكي و ..) احتياج به رمز عبور يا پسورد داريد. اگر مي خواهيد پسوردي بسازيد كه شكستن آن دشوار باشد، بايد تركيبي از كلمات اعداد و سمبل ها بسازيد. شما مي توانيد اين عمل را انجام دهيد و هنوز بياد آوردن آن برايتان ساده باشد. مثلا يك پسورد خوب مي تواند $ greatday $ يا # happytimes # باشد. يا ممكن است بخواهيد پسورد خود را به روش زير بسازيد، با پيدا كردن يك عبارت، مثلاً عبارت every day has his day “ در نظر بگيريد، حروف اول اين عبارت را كنار هم قرار مي دهيم، مي شود ” edhhd “ كه اگر اين عبارت را به ياد داشته باشيد پسورد مناسبي خواهد بود. روش ديگر چسباندن قسمتي از كلمات به يكديگر است مثلاً lovmar از تركيب اول كلمات love  و marriage بدست آمده است. اضافه كردن يك يا چند عدد به اين پسورد آنرا به مراتب مطمئن تر مي كند. مثلاً فرض كنيد شما پسورد edhhd را انتخاب كرده ايد و شماره شناسنامه  شما 1171 مي باشد با تركيب اينها پسورد 11edhhd71 بدست مي آيد كه پسورد بهتري است.

 

[ ] [ ] [ تقیان ]

نگاهی به فلسفه‌ی هند باستان

بابک صحرانورد

 

آن‌‌چه را که شنیده‌ای خواه عقاید قدیمی و منسوخ گذشته که سینه به سینه و نسل به نسل به تو رسیده و یا چیزهایی که بارها از آن سخن به میان آمده  و یا سخنان مکتوب حکیمان و فرزانگان گذشته و یا حدس و گمان و یا سخنان بزرگترها و استادان تنها زمانی باور کن و بپذیر که پس از مشاهده و موشکافی از انطباق آن با عقل و استدلال یقین حاصل کنی و بدانی که به سود و منفعت همگان تمام خواهد بود.    "بودا"

فلسفه هند ارتباط كاملي با ديانت دارد چرا كه قدرت الهي را سرچشمه‌ي تمام اصول و قواعد اجتماعي  مي‌داند.

آئين «جينا» و «آئين بودا»  كه هر دوي آن‌ها با آن‌كه بازگشت به زهد و رياضت محسوب مي‌شوند با رسوم و تشريفات آئين برهمن قطع ارتباط مي‌كردند و نسبت به آن تمايلات الحادي نشان مي‌دادند. روح هندي طبيعتاً متوجه امري است مجرد، مطلق و فوق بشري كه همان وجود در حالت عمومي آن است.

آئين جينا

مذهب  جيني  كه به وسيله‌ي مهاويرا ملقب به «جينا» حكيم ِ مرتاض عريان تعليم داده مي‌شد از لحاظ فلسفي نوعي مذهب نسبيت‌گرايي بود. اين مذهب كه شامل طريقه و روش دسته‌اي از حكماء عريان هند مي‌شد مدعي بود كه در عالم هيچ چيز حقيقت مطلق ندارد و همه چيز نسبي است. تمثيل معروف آن فيل كه كورها آن را لمس مي‌كردند، ظاهراً اولين بار به وسيله‌ي همين حكماي عريان نقل مي‌شد. اينان ادعا مي‌كردند كه عالم قديم است و نهايت هم ندارد و اعتقاد به وجود خدايان به هيچ وجهه مستند نیست. با اين حال براي نيل به نجات بايد به رياضت پرداخت و از آزار جانداران پرهيز كرد.

آئين بودا

آئين بودا كه به وسيله‌ي « سيدهارتاگوتاما» (483-563) ق. م تعليم داده مي‌شد در حقيقت شامل تجربه‌ي شخصي مؤسس آن درمورد حيات و شناخت و راه نجات از آن بود. مي‌توان گفت فلسفه‌ي بودا از معدود آئين‌هايي است كه شيوه‌ي عملي آن نسبت به شكل نظري اش از اهميت فوق العاده اي برخوردار است.

روزي بودا شاهزاده گوتاما  كه براي تفريح بيرون رفته بود، از ديدن چهار منظره به شدت تحت تأثير قرار گرفت: پيرمردي بسيار شكسته، مريضي درمانده، جنازه‌ي‌يك مُرده و در آخر زاهد مذهبي ِ آرامي كه از هيچ غم و غصه اي در تشويش نبود. وي از اين فكر كه روزي خودش و همه‌ي افراد بشر به پيري، بيماري و مرگ دچار خواهند شد، مضطرب و پريشان خاطر شده و اعتقاد پيدا كرد تنها از طريق جستجو و فداكاري توأم با ثبات قدم مي‌توان به آرامشي ظفرمندانه دست‌ يافت.

او هدف درد، بيماري، پيري و مرگ را مورد سوأل قرار داد. در بيست و نه سالگي بالندگي خود را در تجربه‌ي آموختن‌ها، حساسيت و كسب دانش آغاز نمود و سرانجام در سن سي و پنج سالگي در سايه‌ي درختي كه بعدها به درخت "بدي" ‌يعني درخت حكمت معروف شد، نشسته بود و به بيداري رسيد و از آن پس به بودا‌ يا « بيدار» معروف شد و آئيني اخلاقي را شكل بخشيد.

فلسفه‌ي بودا تنها از‌يك انگيزه پيدا شده است؛ ‌يعني از هراسي كه از رنج در جهان پديد مي آيد. تجربه‌ي رنج انگيزه‌ي تفكر بودايي است و محتويات آن تحليل رنج و جست وجوي رهايي است.  او به شاگردان و پيروان خود گفت:

اي رهروان، اين حقيقت عالي رنج است: زاييده شدن رنج است، پيري رنج است، بيماري رنج است، مرگ رنج است، اندوه، زاري، پريشاني و نوميدي رنج‌اند.

البته مفهوم رنج فقط در تفكر بودا نيست. ‌يكي از آموزه‌هاي ‌يهودي اين است كه وقتي آدمي با رنج روبرو مي‌شود، نبايد بگويد رنج بد است. چيزي كه خدا بخواهد بد نيست. بايد گفت اين تجربه تلخ است، چرا كه داروهايي هم هستند كه با موادي تلخ مزه ساخته شده اند. مي توان گفت از نظر‌يهودي و مسيحي رنج مي‌تواند اهداف بسياري داشته باشد.

زندگي و آئين بودا همه به مشاهده و تأمل در الم و رنج كلي مصروف شد. منبع درد خود زندگي است. بنابراين با انكار زندگي بايد از آن گريخت. فلسفه از اين به بعد عبارت است از معرفت عميق و شديد به عدم واقعيت و مجازي بودن تمام اشياء و نيز آگاهي بر طريق و راهي كه اين عدم واقعيت را آشكار مي كند.

در آن‌چه به انديشه‌ي فلسفي مربوط است تعليم بودا كه حاصل تجربه‌ي زهد و تفكر شخصي اوست مبتني بر اين نكته است كه حيات و زندگي مايه‌ي رنج است و رنج امري ست عام و بي انقطاع، منشاء اين رنج پايان‌ناپذير هم عطش هستي است كه انسان را از حياتي به حيات ديگري مي‌برد. پس براي رهايي از رنج بايد اين عطش را از طريق نفي هر گونه ميل و خواستي از بين برد و با رهايي از چنبره‌ي حيات مستمر مجدد (تناسخ) به مقام فنا = نيروانا‌يا (رستگاري) رسيد. راه رسيدن به اين هدف را بودا عبارت مي‌داند از باور پاك، خواست پاك، گفتار پاك، كردار پاك، معيشت پاك، عمل پاك، ‌ياد پاك و انديشه پاك. پس اخلاق منشاء نجات مي‌شود و اين نجات از طريق تامل ِ درست حاصل مي‌گردد و از اين روست كه بودا توصيه مي‌كند كه هرگز نبايد به روايات و منقولات توجه كرد كه بايد تنها به چيزي اعتقاد‌يافت كه خود انسان آن را تجربه مي‌كند و با مصلحت خود او و ديگران هم سازگاري دارد.

بودا هنر بي آرزويي را به پيروانش آموزش مي‌داد. اگر مي خواهي آزاد باشي، آرزويي نداشته باش. هيچ‌گونه احساس مالكيت بر هيچ چيز، چه مادي و چه معنوي به خود راه مده.

پيرو آئين بودا، زندگي را «شدن ِ» پويا مي‌بيند و نه « بودن ِ» ساكن و راكد. همه‌ي پديده‌هاي جهان را فاني و دستخوش دگرگوني همیشگی مي‌يابد. همه چيزها ‌يا در حال به وجود آمدن و تولد هستند و‌يا در حال تخريب و انهدام و مرگ. بر طبق اين آئين، دلبستگي به هر چيز ناپايدار، مولد رنج است. اما مي‌توان رنج را باز داشت. روش بازداشتن رنج از طريق پيروي ازاصول هشتگانه است.

براي بودايي، تضاد و تناقض از طلب و خواستن ناشي مي‌شود. طلب است كه به همراه خود، آز، شهوت، نفرت و وابستگي را به ارمغان مي‌آورد. ضروري است كه اين خواسته‌ها و آرزوها را تعالي بخشيم زيرا كه عمدتاً غير عقلاني‌اند و بر درك صحيح از واقعيت  اثر مي‌گذارند و آن را تيره مي‌سازند. براي زندگي سرشارتر، اين آئين، بر مهرباني، فضيلت، عشق، شفقت، بي‌آزاري، آزادي‌خواهي، اعتدال، ميانه روي، قانون طلايي "آن‌چه را بر خود نمي‌پسندي، بر ديگران نپسند" و وظايف متقابل در روابط انساني تأكيد مي‌كند.

پس‌ يك بودايي با توان عملكرد كامل ‌يك انسان، اخلاقي، هشيار، همواره در كسب دانش كوشا و از بند طلب و آرزو آزاد است. پيروان بودا بيش از آن‌كه تحت تأثير عواطف خود باشند، به دنبال درك و مفهوم همه چيزند. به اين دليل، هرچند بر مهرباني و شفقت هم تاكيد مي‌ورزند، ويژگي‌هايي نظير صداقت، احترام، حرمت، ميهمان نوازي، بخشندگي و احترام به حقوق ديگران  را ارج مي‌نهند.

آئين بودا طريقي تنهاست كه به شدت انفرادي است و در جهت دروني هدايت مي‌شود. آئيني است كه «خود» سنديت و درستي را تصديق مي‌كند و نيازي به اعتبار ديگري ندارد.

 

این آئین با بسیاری از عقاید بزرگانی چون حافظ و مولوی تشابه و تناسب خاصی دارد.

ده روز مهر گردون افسانه است و افسون

نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان محبت با دشمنان مدارا

حافظ

 در این خاک در این مزرعه ی پاک

به جز مهر به جز عشق دگر بذر نکاریم.

مولوي

منابع :

1-  اديان زنده جهان؛ رابرت ا.هيوم، ترجمه؛ عبدالرحيم گواهي، تهران دفتر نشر فرهنگ  اسلامي 1383

2- با كاروان انديشه؛ دكتر عبدالحسين زرين كوب، تهران اميركبير1369

3- تاريخ تمدن؛ مشرق زمين گاهواره تمدن، ويل دورانت، گروه مترجمان، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي 1372

4- دين بودا؛ برادلي هاكينز، ترجمه؛ حسن افشار، تهران نشر مركز 1382

5- فلسفه هاي بزرگ؛ پير دو كاسه، ترجمه؛ احمد آرام، تهران نشر پرواز 1367

6- كنفوسيوس؛ دائو و بودا، دو وي مينگ، مايكل استريك من و فرانك رينولز، ترجمه؛ غلامرضا شيخ زين الدين، تهران نشر مرواريد  1384

7 - آئين بودا؛ هانس ولفگانگ شومان، ترجمه؛ ع. پاشائي، تهران نشر مرواريد1368
[ ] [ ] [ تقیان ]

حکمت شرق؛ نگاهی به فلسفه ی چین باستان

بابک صحرانورد

مقدمه:

«لايب نيتس» حق داشت كه در سال 1697 براي چاره‌ي انحطاط اخلاقي اروپا توجه به حكمت چيني را توصيه مي‌كرد. عصر روشنگري اروپا به اين حكمت اخلاقي كه هدف آن سياست و تربيت بود علاقه بسيار نشان داد.

اما آيا اين فلسفه همچون فلسفه‌ي بودا با مسائل زندگي واقعي ارتباط دارد؟ آري؛ اين فلسفه به شيوه هاي متعدد از مسائل انساني ابهام زدايي مي كند و در واقع وقتي فرد در مواجهه با گزينش هاي زندگي واقعي ست، ابهام زدايي امري مفيد است.

به عبارتي بهتر فلسفه‌ي چين و هند جزو معدود فلسفه هايي هستند كه بيشترين تمركز خود را به دور از مسائل فني فلسفه  بر روي انسان وهستي او گذاشته اند. اما تفاوت فلسفه‌ي چين با هند در اين است كه فلسفه‌ي چين رنگ مذهب ندارد ولي ممزوج با ديانت است. همانطور كه اشاره كردم در چين توجه به انسان جلب نظر مي كند و به همين دليل فكر چيني كاملاً به طرف اخلاق و جلوه‌ي خارجي وعيني اشياء متوجه مي‌شود. 

استادان حكمت ِ چين

 

 تنگ شي

در بين كهن ترين حكماء اخلاقي چين نام « تنگ شي» به عنوان‌ يك « سقراط ِ» سوفسطايي ِ دنياي شرق در خور ذكر است. وي در اوايل جوانی « کنفوسیوس» نوعي فلسفه‌ي سوفسطايي را مبني بر نسبي بودن حقيقت تعليم مي داد كه بهانه‌يي به دست فرمانروايان داد تا او را نيز مثل سقراط  از سر راه قدرت خويش دور كنند.

لائوتسه

استاد كهنسال حكمت چيني، معاصر کنفوسیوس، «لائوتسه » بود. او‌يك نسل قبل از كنفوسيوس بود. لائوتسه  فلسفه‌ي تائو (طريقت) را بنياد نهاد و همه‌ي آثار مكتوب را رد كرد و معتقد بود دانش فضيلت نيست، زيرا برخي از شرورترين افراد جهان مردم تحصيل و دانشمند بوده اند. ‌‌‌‌‌‌‌‌‌(‌ياد آور اين شعر حافظ: تكيه بر تقوا و دانش در طريقت كافريست) .      او معتقد بود به كار بستن تائو براي روشن فكر شدن نيست، بلكه براي ساده و نادان ماندن است. در‌يك كشور ايدئال اختراعات معدود است زيرا اختراع تنها برثروت توانگران و قدرت قدرتمندان مي افزايد. در كشور ايدئال قوانين مختصر و معدودند، زيرا هر چه قوانين بيشتر باشد دزداني كه آن قوانين را مي شكنند بيشترند.

لائوتسه اساساً مرد انتقاد بود. حرف‌هاي پوچ و عقيده هاي بي مغز و بي معني را با قضاوتي سخت و تند نابود مي كرد. از تمدن عهد خود بيزار بود و خود را به آغوش آسايش بخش عرفان، تصوف و تفكر باطني انداخته بود. تعليم لائوتسه هدف حكمت و فلسفه را نيل به زندگي معقول مي شمرد و نيل به اين مقصود را موقوف به درك مفهوم تائو مي پنداشت.  اين تائو كه او آن را نظم كل ‌يا نظام عالم تلقي مي كرد. ظاهراً قبل از لائوتسه هم حكمت چيني شناخته شده بود ولي او اولين كسي بود كه آن را مبناي‌يك تعليم اخلاقي منظم ساخت و نوعي اخلاق رواقي از آن به وجود آورد كه توانست صلح و آرامش را در بين انسان ها تضمين كند. تعليمات او به نوعي شكاكي و بدبيني نيز منجر شد كه نداي بازگشت به طبيعت را در مي داد و همچون ژان ژاك روسو مي‌خواست انسان را دوباره به دنياي جنگل برگرداند.  بر طبق ادعای  پال توئیچل مروج اکنکار در دنیای معاصر، لائوتسه از جمله استادان معظم  اكنكار، طريق نور و صوت خداوند  نيز مي باشد. 

چند جمله‌ي حكيمانه و زيبا از كتاب " تائو ت ِ چنگ " نوشته لائوتسه:

 «هيچ چيز در اين جهان

 چون آب، نرم و انعطاف پذير نيست.

 با اين حال براي حل كردن آنچه سخت است

 چيز ديگري‌ياراي مقابله با آب را ندارد.

 نرمي بر سختي غلبه مي كند

 و لطافت بر خشونت.

 همه اين را مي دانند

 ولي كمتر كسي به آن عمل مي كند.»

..............

«انسان، نرم و لطيف زاده مي شود

و به هنگام مرگ خشك و سخت مي شود.

گياهان هنگامي كه سر از خاك بيرون مي آورند نرم و انعطاف پذيرند

و به هنگام مرگ خشك و شكننده.

پس هر كه سخت و خشك است

مرگش نزديك شده

و هر كه نرم و انعطاف پذير

سرشار از زندگي است. »

..........

«آرام زندگي كن

هرگز با طبيعت‌يا همجنسان خود ستيزه مكن

 گزند را با مهرباني تلافي كن.. »

 

استاد كونگ  ‌يا  كنفوسيوس

چين تنها كشوري است كه در آن فيلسوفي اثباتي چون كنفوسيوس با اطلاع عميق درباره‌ي امور بشري سازنده به شمار مي‌رود.

«كونگ چو» كه شاگردانش او را «استاد كونگ» خوانده اند در آخرين ايام عمر لائوتسه محضر وي را درك كرد. ملاقات او با استاد بزرگوار ِ معاصرش كه در آن وقت مدير كتابخانه شاهي پايتخت لو بود، در زندگي و افكار كنفوسيوس تأثير بسيار زيادي گذاشت.

استاد كونگ كه در خارج از چين به نام كنفوسيوس شهرت‌يافت تمام عمرش را در چين وقف تعليم كرد. با آن كه اين تعليمات از مقوله‌ي حكمت عملي بود،‌يك نوع حكمت نظري هم اساس آن محسوب مي شد كه از برخي جهات، جهان نگري  آگوست كنت و پيروان او را به خاطر مي آورد. تعليم كنفوسيوس همچون  آگوست كنت تمام آن‌چه را به ماوراءالطبيعه تعلق دارد كناري نهاد اما هدفش را نه علم تحققي بلكه فلسفه‌ي اخلاق شمرد.

كنفوسيوس را سقراط چيني خوانده اند و اين مخصوصاً از آن روست كه فلسفه‌ي وي بيش از هر چيز به انسان و اخلاق انساني نظر دارد و به آسمان‌ها نگاه نمي‌كند. از مخاطب مي‌پرسد كه چون تو در باب زندگي هيچ نمي‌داني درباره مرگ چه خواهي دانست ؟ منطق نظري او مبتني بر اين نكته بود كه انسان بداند بر چه چيز مي‌تواند علم داشته باشد و بر چه چيزي نمي‌تواند. هدف فلسفه او اين بود كه از طريق تربيت نفس انسان كامل به‌بار آرد. چيزي كه بر خلاف ابرمرد ِ نيچه  طغياني بر ضد اخلاق انساني نيست.

يكي از فعاليت‌هاي كنفوسيوس عبارت از سخنان و اندرزهاي سياسي او با بعضي از پادشاهان و حكمرانان ممالك چين بود. او اين كار مهم را مقصد اساسي و ثمره‌ي زندگاني و بالاترين آرزوي خود مي‌شمرد، زيرا از روي علم ‌يقين اعتقاد كامل داشت به اين‌كه نيك بختي و ترقي تمدن ملت چين و بلكه همه ملت هاي روي زمين بسته به اصلاح نفس و پاكي طينت و فضيلت اخلاقي پادشاهان و حكمرانان مي‌باشد.

كنفوسيوس همه جا طرفدار نظم و قدرت قانوني حكومت و در عين حال مخالف استبداد و خودسري پادشاهان بود. حتي هم‌چون فلاسفه هند حق سلطه و قدرت مطلقه را براي پادشاه قائل نشد بلكه آن‌را موكول به رضايت ملت نموده است، زيرا او مي‌گويد: كسي بر امپراطوري سلطنت خواهد كرد كه ملت رضايت دهد و كسي سلطنت را از دست مي‌دهد كه رضايت ملت را از دست دهد. حكومت صالح بايد داراي سه هدف اصلي باشد: تداركات شايسته، ارتش نيرومند و جلب اعتماد مردم. لازمه حكومت خوب هم شهريار خوب است.

كنفوسيوس ديني به معناي حقيقي تأسيس نكرده است و از اين رو نمي‌توان او را در جزو پيامبران اديان جهان امروزي مانند دين برهمني، زردشتي ‌يا عيسوي به شمار آورد، زيرا اين اديان همه احكامي براي زندگي افراد بشر و مكافات و مجازات براي اعمال مردم در دنيا و آخرت و قواعد و شرايطي براي اجراي آداب و رسوم مذهبي برقرار كرده‌اند، ليكن در تعليمات او چيزي از اين مسائل نمي‌توان ‌يافت. اما همه تصديق مي‌كنند كه او باني مذهب رسمي دولت چين است. اين مذهب در حقيقت‌يك فلسفه اخلاقي مي باشد كه با جامه‌ي قدسيّت ديني آراسته شده است.

به عبارت ديگر دين كنفوسيوس نوعي  وحدت وجود  است و براي شرح آن به مردم مغرب زمين بهتر است آن را با فلسفه‌ي اسپينوزا مقايسه كرد. آن‌چه كنفوسيوس آورده است عقيده و الاهيات نيست بلكه دستور اخلاقي عالي اشرافي است و راه انسان برتر است.

كنفوسيوس در مورد خود چنين گفته است:

« در پانزده سالگي دل به درس سپردم. در سي سالگي سخت استوار بودم. در چهل سالگي ترديدي نداشتم. در پنجاه سالگي بر همه رازهاي سپهر آگاه بودم. در شصت سالگي گوشم باز شده بود. در هفتاد سالگي توانستم در پي خواهش‌هاي دل خويش باشم بي‌آن‌كه از حد بيرون باشم. »

 

منابع:

1-  اديان زنده جهان؛ رابرت ا.هيوم، ترجمه؛ عبدالرحيم گواهي، تهران دفتر نشر فرهنگ  اسلامي 1383

2- اصحاب انديشه؛ قطب الدين محمد اشكوري، به كوشش؛ علي اوجبي، تهران موسسه فرهنگي اهل قلم  1382

3- تاريخ تمدن؛ مشرق زمين گاهواره تمدن، ويل دورانت، گروه مترجمان، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي 1372

4- دين هاي چيني؛ جوزف ا، آدلر، ترجمه؛ حسن افشار، تهران نشر مركز1382

5- سير حكمت در اروپا؛ محمد علي فروغي، مجلد هاي 3-2-1 تهران نشر زوار 1372

6– فلسفه؛ جني تيچمن و كاترين اوانز، ترجمه اسماعيل سعادت، تهران دفتر پژوهش و نشر سهروردي

7- كليات فلسفه؛ ريچارد پاپكين، آورم استول، ترجمه؛ سيد جلال الدين مجتبوي، تهران نشرحكمت  1376

8- كنفوسيوس؛ دائو و بودا، دو وي مينگ، مايكل استريك من و فرانك رينولز، ترجمه؛ غلامرضا شيخ زين الدين، تهران نشر مرواريد  1384

9- مكالمات؛ كنفوسيوس، ترجمه؛ كاظم زاده ايرانشهر، تهران شركت انتشارات علمي و فرهنگي 1375

10 - تائوتِ چنگ؛ لائو تزو، ترجمه؛ فرشيد قهرماني، تهران  نشر مثلث،  1385

[ ] [ ] [ تقیان ]

توماس هابس و انديشه‌ی عدالت

(به نقل از دویچه وله  - بهرام محیی)

. توماس هابس که می‌توان وی را پايه‌گذار نظريه‌ی دولت مدرن دانست، در فلسفه‌ی سياسی خود، درک از نظم سياسی عادلانه‌ را به گونه‌ای ريشه‌ای دگرگون می‌سازد. هابس در مهم‌ترين اثر خود «لوياتان»، به دقت به ترسيم خطوط اصلی سرشت، صورت و قدرت دولت مدنی می‌پردازد.  

 وی که تحت تأثير شکوفايی دانش‌های طبيعی عصر خويش است، در ژرف‌انديشی‌های خود تلاش می‌کند تا با دقت آن قواعدی را ارائه دهد که بر اساس آنها انسان‌ها بتوانند در يک نظم سياسی بی‌منازعه و عادلانه زندگی کند. وی به اين منظور نخست در ذهن خود ساختار دولت را کاملا" تخريب می‌سازد تا سپس با بررسی و کاوش تک تک اجزای آن، آن را از نو بازسازد. به نظر هابس، غايت همه‌ی دولتها چيزی جز برقراری صلح و عدالت نيست. بنابراين مطابق مدل نظری او، بايد نظامی صورت تحقق پذيرد که چنين غايتی را برآورد.
برای هابس، انسان به مثابه کارمايه‌ی دولت، ذاتی مطلقا" خودخواه و تحت جبر آرزوها و بيزاری‌های خويشتن است. هابس قاطعانه با اين نظر ارسطو ـ که بعدها در سده‌های ميانه در آرای توماس‌آکوين نيز مطرح می‌شود ـ به مخالفت برمی‌خيزد که انسان طبيعتا" موجودی سياسی و اجتماعی است. در واقع هابس برای اينکه نشان دهد انسان‌ها پيش از هر چيز اهداف حفظ خويشتن و کسب قدرت را دنبال می‌کنند، «وضعيت طبيعی» را که وضعيتی پيش از ايجاد دولت است به تصور درمی‌آورد و افراد را در چنين وضعيتی قرار می‌دهد. ناگفته نماند که وضعيت طبيعی تصور شده‌ی هابس، نشانگر وضعيت واقعی جامعه‌ی زمانه‌ی اوست که جنگ‌های طولانی ساختارهای آن را منهدم ساخته بود.
هابس در راستای تبيين مفهوم عدالت، نخست به «حق طبيعی» می‌پردازد و چنين حقی را با آزادی هر فرد در کاربرد قدرت خود مطابق اراده‌ی خويش و در جهت حفظ زندگی تعريف می‌کند. آزادی برای هابس به معنی «نبود موانع بيرونی» است. وی سپس در توضيح «قانون طبيعی» تصريح می‌کند که چنين قانونی، دستور يا قاعده‌ای است که از طرف خرد انسان تعيين شده است و مطابق آن هيچ انسانی مجاز نيست کاری کند که زندگيش را نابود سازد، يا وسايلی را که در خدمت حفظ آن است از ميان ببرد و يا از کاری کوتاهی کند که به بهترين نحوی از زندگی او محافظت می‌کند.
هابس تأکيد می‌کند که معمولا" تفکيکی ميان «حق» و «قانون» قائل نمی‌شوند، در حالی که ضروريست ميان اين دو مفهوم تفکيک قائل شد. زيرا «حق» متکی بر آزادی برای انجام يا عدم انجام کاری است، در صورتی که «قانون» تعيين و موظف می‌کند که چه کاری بايد انجام گيرد و يا نگيرد. به اين اعتبار، تفاوت ميان «حق» و «قانون»، همانند تفاوت ميان «آزادی» و «وظيفه» است.
هابس معتقد است که طبيعت، انسان‌ها را از نظر استعداد‌های جسمی و روحی برابر آفريده است. اختلافات کوچکی اگر در اين زمينه‌ ميان آنان موجود باشد، به گونه‌ای نيست که کسی را نسبت به ديگری در موقعيتی برتر قرار دهد. مثلا" در مورد نيروی بدنی، حتا ضعيف‌ترين فرد نيز می‌تواند قوی‌ترين فرد را يا با نيرنگ يا به ياری متحدان خود از بين ببرد. همين برابری طبيعی انسانهاست که آرزوهای مشابهی را نيز در آنان بوجود می‌آورد. حال اگر دو انسان در پی چيز واحدی باشند که هر دو نتوانند همزمان آن را تصاحب کنند، دشمن يکديگر می‌گردند و در پی رسيدن به هدف، هر يک تلاش می‌ورزد تا ديگری را يا از ميدان بدر کند، يا مطيع و يا نابود سازد.
هابس نتيجه می‌گيرد که از آنجا که انسان‌ها ذاتا" برابرند و هر کس حق دارد با همه‌ی وسايل ممکن به تمام اقدامات ضرور برای حفظ خويشتن و رسيدن به هدف دست زند، در «وضعيت طبيعی» چيزی جز رقابت و بدبينی حاکم نيست که بطور گريزناپذيری به «جنگ همه عليه همه» منجر می‌گردد. در چنين وضعيتی هر کس نسبت به هر چيز حق دارد حتا نسبت به جسم ديگری. بنابراين هيچکس از اين امنيت برخوردار نيست تا آن اندازه که معمولا" طبيعت برايش مقرر ساخته عمر کند. پس در چنين وضعيتی هيچ دستاورد متمدنانه‌ای وجود ندارد و آنچه باقی می‌ماند بيم پايدار و خطر مرگ است که زندگی انسان را مهجور، فلاکت‌بار، چندش‌آور، حيوانی و کوتاه می‌نمايد.
پيامد ديگر «جنگ همه عليه همه» اينست که هيچ چيز ناعادلانه‌ای وجود ندارد و مالکيت نيز نمی‌تواند مصداق يابد. زيرا در جايی که قدرتی عمومی حاکم نباشد، قانونی نيز برقرار نيست و در آنجا که قانون برقرار نيست، بی‌عدالتی و ظلم معنا ندارد. انسان‌ها مجاز به هر کاری هستند که از زندگيشان محافظت کند و اين امر شامل کاربرد خشونت و نيرنگ نيز می‌گردد. به نظر هابس، اساسا" در وضعيت جنگی، خشونت و نيرنگ «دو فضيلت اصلی» هستند و از آنجا که در چنين وضعيتی هر کس از اين حق طبيعی برخوردار است که از هر چيز مورد علاقه‌ی خود بهره‌مند گردد، هيچکس نمی‌تواند واقعا" صاحب چيزی باشد، بلکه هر کس تنها صاحب آن چيزی است که با زور يا نيرنگ به چنگ ‌آورده و فقط تا زمانی صاحب آن است که بتواند آن را در مقابل تصرف ديگران حفظ کند.
به باور هابس، بيم از مرگ و آرزوی يک زندگی آرام، به ياری خرد سرانجام انسان را به آنجا رهنمون می‌گردد تا بر اين وضعيت پرهراس که طبيعت به او ارزانی داشته چيره گردد. لازمه‌ی اين کار صرفنظر کردن از «حق طبيعی» و چشمپوشی نمودن از صلاحديد شخصی برای حفظ خويشتن و انتقال اين حق و صلاحديد به يک فرمانروا از طريق بستن يک قرارداد دولتی است. به ميانجی اين قرارداد، همه‌ی قدرت به يک فرد يا جمعی از افراد واگذار می‌شود و موجودی زايش می‌يابد که نتيجه‌ی وحدت همه‌ی مردم است. اين موجود چيزی جز «لوياتان» يعنی دولت هابسی نيست. به اين اعتبار، انسان ديگر نه فقط «کارمايه‌ی» نظم سياسی، بلکه افزون بر آن سازنده يا «صانع» آن است.
برای هابس، واگذار کردن متقابل حق، همان «قرارداد» است. اما هر کس حقی را واگذار می‌کند، ابزاری را نيز که لازمه‌ی بهره‌وری از آن حق است واگذار می‌کند. مثلا" کسی که آسيابی آبی را می‌فروشد، نمی‌تواند نهری را که به آن جاری است، تغيير مسير دهد. بنابراين کسی هم که حق خود را به فرمانروايی منتقل می‌سازد، بايد برای او اين حق را قائل شود که از همه‌ی ابزارها برای فرمانروايی برخوردار گردد. به اين ترتيب، اعتبار و برآوردن قرارداد را فقط می‌تواند قدرتی مطلق و قاهر تضمين نمايد. هابس تصريح می‌کند که قانون طبيعی ما را موظف می‌کند قراردادهای منعقد شده را که در خدمت صلح و حفظ بشريت است رعايت کنيم. بدون قانون طبيعی، قراردادها حرفی پوچ و بی‌تأثير هستند.
بطور خلاصه می‌توان گفت که هابس خاستگاه و سرچشمه‌ی عدالت را در همين قانون طبيعی می‌داند. جايی که قراردادی منعقد نمی‌گردد، حقی هم واگذار نمی‌شود، پس هر کس نسبت به همه چيز حق دارد و رفتارش نمی‌تواند ناعادلانه باشد. اما اگر قراردادی منعقد شد، نقض آن ناعادلانه است. پس در تعريف بی‌عدالتی يا ظلم می‌توان گفت که چيزی جز نقض قرارداد نيست و از آن می‌توان نتيجه گرفت که هر چيز ناعادلانه نيست، عادلانه است.
به اين ترتيب برای هابس، پيش‌شرط امر عادلانه و رفتار مطابق عدالت، وجود دولت و قوانين است و به اين اعتبار نمی‌توان نزد او از عدالت به مثابه يک مقوله‌ی اخلاقی سخن راند. هابس در همين زمينه، به تعريف توماس آکوين از عدالت اشاره می‌کند که: «عدالت اراده‌ای پايدار در دادن سهم هر کس به اوست» و می‌افزايد که: اما در آنجا که «مال من» يعنی مالکيت وجود ندارد، عدالتی نيز وجود ندارد و جايی که دولت متکی بر قدرت جبر وجود ندارد، مالکيتی وجود ندارد، زيرا همه نسبت به همه چيز حق دارند و هيچ چيز ناعادلانه نيست. بنابراين ذات عدالت، در رعايت قراردادهای معتبر است.

تگ : هابز طوماس هابز

مطالب مرتبط : توماس هابز

[ ] [ ] [ تقیان ]

کانت: فیلسوف مدرنیته

(خبرگزاری مهر)

 ژان‌فرانسوالیوتار(1925-1998)، فیلسوف فرانسوی و نگارندۀ مانیفست پست‌مدرنیسم(وضعیت‌پست‌مدرن)، جایی نوشته است:«نام کانت در آن واحد، آغاز و انجامی برای مدرنیته است و از آن جهت که انجام مدرنیته است؛ آغازی برای پسامدرنیته ». مارتین هایدگر نیز گفته است «کانت بر زندگی همه ما سایه افکنده است». با وجود این بعید به نظر می رسد که فیلسوف گوشه نشین آلمانی که در تمهیدات‌اش انقلابی کپرنیکی صورت داد، در زندگی روزمره اش خواهان تغییرات گسترده ای باشد. او یک بار نوشت:«هر تغییری مرا بیمناک می کند حتی اگر بزرگ ترین نویدها را برای بهبود شرایط من به همراه داشته باشد».
کانت نماینده کامل فیلسوفانی است که از کنج خلوت خود جهان را به لرزه می‌اندازند. امانوئل‌کانت، چهارمین فرزند از نه فرزند یوهانس گئورگ زین‌ساز و همسرش آنارگینا، ساعت 5 صبح 22 آوریل 1724 در کونیگسبرگ آلمان به دنیا آمد. این سحرخیزی بعدها به عادت روزانۀ او بدل شد. مادرش را بسیار دوست داشت و پدرش پیتیست (فرقه‌ای پروتستان که قائل به کلیسای نامرئی و ارتباط قلبی با خدا بود) متعصبی بود و پسر را به مدرسه خصوصی پیتیست‌ها فرستاد. کونیگسبرگ، آن زمان، دومین شهر بزرگ پروس و فعال‌ترین شهر اقتصادی آلمان بود، اما خانوادۀ کانت فقیر بودند و او نیاز به حمایت مالی فرانتزآلبرت شوتز، کشیش خانوادگی و مدیر مدرسه داشت.
شاید تربیت پروتستانی سبب شد که کانت هیچگاه از وضع بد مالی شکایت نداشته باشد و به دنبال جاه‌طلبی نباشد، او خود می‌‌گفت«عشق به مابعدالطبیعه تقدیر من است» و به همین خاطر وقتی زمان انتخاب رشتۀ دانشگاه شد، از میان دانشکده‌های «بالا» یعنی الاهیات، حقوق و طب و دانشکده «پایین» یعنی فلسفه، دومی را برگزید، در آن جا تحت تعلیمات مارتین کنوتستن(1714-51) با مبانی ریاضی فلسفه طبیعی آیزاک نیوتن آشنا شد. وی در این دانشگاه فلسفه، ریاضیات، الاهیات و فیزیک خواند و در1755 دکترای خود را گرفت، اما سمتی رسمی در دانشگاه کسب نکرد و برای گذران معیشت به معلمی خصوصی و تدریس ساعتی در دانشگاه مشغول شد(16 ساعت در هفته)، به گونه‌ای که خود می‌نویسد:«هر روز روی صندلی تریبونم می نشینم و چکش سنگین خطابه‌های تکراری‌ام، که همیشه آهنگ یکسان دارند، به سر مخاطبان می کوبم و در میان همۀ تمجیدهایی که می‌شنوم و همۀ نفع‌هایی که از این کار می‌برم، رویای زندگی دیگر را، خارج از این وضع می‌پرورانم».
او در نخستین سال‌های فعالیت علاوه بر فلسفه، منطق و اصول تعلیم و تربیت، فیزیک، حقوق طبیعی، اخلاق، خداشناسی استدلالی، مردم شناسی و جغرافیای طبیعی نیز درس می‌داد، وی حتی به افسران پادگان ریاضیات، جغرافیای طبیعی و سنگر سازی می‌آموخت. از این رو نخستین آثارش(1764-170) راجع به موضوعات فلسفه طبیعی بود. از این میان می‌توان به «تاملی بر نظریه نیروهای حیاتی»(1747)، «تاریخ طبیعی عمومی و نظریه سماوات»(1755) و «رساله افتتاحیه درباب صورت و عالم محسوس و معقول»(1770) اشاره کرد. کانت در رسالۀ اخیر مابعدالطبیه را علم به محدودیت های عقل انسانی خواند و زمان و مکان را شرایط تجربه دانست، در همین رساله بود که تحلیل مهمی در باب ارتباط ساخت موضوع و محمولی گزاره‌ها کرد. با انتشار همین رساله است که دورۀ نخست فکری کانت موسوم به «ماقبل نقدی» به پایان می‌رسد. 

برای کانت نیز همچون بسیاری از فیلسوفان بزرگ غربی دو دورۀ فکری می‌توان ترسیم نمود، با این تفاوت که شهرت کانت تنها مربوط به دورۀ دوم فکری اوست. به گونه‌ای که اگر این فیلسوف همچون دکارت یا ویتگنشتاین در دهۀ پنجم زندگی‌اش می‌مرد، هیچ شهرتی کسب نمی‌کرد و مهمتر از آن محرومیت بشریت از یکی از بزرگترین دستاوردهای فکر انسان بود. کانت از سال 1770 به مدت یک دهه سکوت کرد و سخت به تامل پرداخت. علت این سکوت بیداری‌اش از «چرت جزمی» به واسطۀ مطالعۀ کتاب «پژوهش دربارۀ طبیعت انسان» اثر دیوید هیوم(1711-1762) بود. آشنایی کانت با شکاکی‌های رهزن فیلسوف اسکاتلندی، سبب تشکیک در پایه‌های جزمی فلسفه عقل‌گرایی بود که در مکتب ولف و لایب‌نیتز آموخته بود.
نقد هیوم از علیت، بحث او درباب نابسندگی عقل در تبیین شرایط تجربه و ... مشکلات بزرگی را برای کانت پدید آورد. فراموش نکنیم که کانت علم زمانه را خوب می‌شناخت و نمی‌توانست بپذیرد که بنیاد فیزیک نیوتن بر پایۀ حدس و گمان است. به همین دلیل می‌توان کانت را فیلسوف علمی متعهد دانست که به جستجوی شرایط صحت یقینی قوانین علمی است. از این رو در سه اکتبر 1979 به ج.ه.فتراک، ناشر کتاب‌‌هایش نامه نوشت که«هیچ یک از آثار مربوط به قبل از سال 1770 را در مجموعه کتاب‌هایم نیاورید». سال 1781 برای کانت‌شناسان اهمیتی برابر سال 1789 برای مورخین دارد. اگر در دومی انقلاب فرانسه رخ داد در اولی کتاب حجیم و دشوار «نقد عقل محض» منتشر شد. کتاب در ابتدا توجه کمی را به خود جلب کرد و دشواری‌اش سبب شد که نویسنده به ویراست دوم آن تن دردهد. اما امروز کتاب بی‌شک یکی از ده کتاب بزرگ تاریخ فلسفه و بلکه فکر بشری است.
سنجش خرد ناب(عنوان ترجمۀ فارسی کتاب) بنیاد فلسفۀ کانت و اوج تلاش فکری مدرنیته به مثابۀ بنیادنهی فاعل شناسایی(سوژۀ استعلایی) در مرکز هستی بود. انقلاب نخست در تاریخ فلسفه با رنه دکارت(1594-1650) و «می‌اندیشم، پس هستم» او آغاز شد. دکارت با وارونه کردن طرح فیلسوفان قدیم «من» را در مرکز فلسفه قرار داد و کوشید دیگر بخش‌های هستی را به شیوۀ هندسی از آن استنتاج کند. دوگانگی از همین هنگام شروع شد، دوگانگی میان فاعل شناسایی(سوژه) و موضوع شناسایی(ابژه)، میان جسم و روان و میان عقلیون و حسیون. در حالی که عده‌ای از پیروان دکارت ،چون مالبرانش، پاسکال، اسپینوزا و لایب‌نیتز بر توانایی عقل بشر در اکتساب حقایق یقینی تاکید می‌کردند، برخی دیگر و از سنتی دیگر(سنت انگلیسی فکر) چون هابز، لاک ، بارکلی و دست آخر هیوم بر نیروی حس و اهمیت تجربه در برساختن بشری انگشت می‌گذاشتند. دعواها تنها بر سر مساله شناخت بشری نبود.
آلمان سدۀ هجدهم از جهات بسیاری بارور اندیشه کانت بود. شکاف‌‌های فراوان قومی قبیله‌ای مثل گوتها، واندالها، آنگلوساکسون‌ها و اسلاوها؛ تفرقه‌های مذهبی و گرایش عمیق به پروتستانتیسم؛ زد و خورد دائمی آلمان‌ها و ظهور رمانتی‌سیسم زمینه‌هایی برای رشد هم‌نهادی(سنتز) جامع میان گرایش‌های گوناگون است، گو این که کانت را  در مکتب «انسان گرایی کلاسیک» دسته بندی می‌کنند و این دوره را شکوهمندترین دوره در تاریخ فرهنگ آلمان به شمار می‌آورند. زمانه‌ای با بزرگانی چون لسینگ(1729-68)، گوته(1749-1832)، هردر(1744-1803)، شیلر(1759-1805)،بتهوون(1770-1827) و کانت(1724-1804). شاخصه‌های این زمانه را چنین بر‌می‌شمارند: (1) اعتراض به تنگ‌نظری و کوته‌بینی و نابردباری و بی‌مایگی،(2)خصلت بورژوایی، (3)تفکیک حساب دنیا و آخرت(secularization)، (4) احترام و ستایش انسانیت، (5) آزادی از تعصب‌های ملی و قومی و گرایش به افقهای جهانی.

 مسئله اصلی در فلسفۀ کانت، چگونگی امکان گزاره‌های ترکیبی پیشینی است. از نظر او در گزاره‌ای چون «هر معلولی علت می‌خواهد» که بنیاد فیزیک جدید است اولا مفهوم علت(محمول) از تحلیل مفهوم معلول(موضوع) پدید نیامده است(همچون قضیه‌ای چون: باران مرطوب است)، ثانیا این حکم پیش از تجربه صادق بوده است و نیازی به تایید تجربه ندارد. از این رو گزاره‌های اینچنینی دو صفت کلیت و ضرورت را دارا می‌باشند. او در کتاب‌اش گام به گام فرایند شناخت انسان از دریافت حسی تا تصدیق گزار‌ه‌ای را پیگیری می‌کند و در هر مرحله به شرایط امکان شناخت اشاره می‌کند. کشف بزرگ کانت در این فرایند سوژۀ استعلایی(transcendental subject) است که همچون زیرنهادی تمام شناخت انسان را بنیاد می‌نهد. در همین کتاب است که کانت زمان و مکان را صور پیشینی دریافت حسی می‌داند و در ادامه جدول مقولات محض فاهمه را بر مبنای شکل‌های مختلف حکم بررسی می‌کند.
   جدلی‌ترین بخش «نقد عقل محض» فصل‌های پایانی کتاب است که به مغالطات روانشناسانه عقل و تعارضات آن می‌پردازد و سخن از امتناع اثبات عقلانی خداست. به عبارتی نقادی کانت ناظر بر شرایط و محدودیت‌های فهم بشری و تعیین حدود و ثغور آن است. این چنین است که کانت ضمن بالابردن مقام انسان در عرصه فلسفه به مثابه برسازندۀ هر گونه معرفت و تعینی، بذر شکست انسان را نیز می‌کاشت و از این بابت می‌توان تاییدی بر گفتار نقل شده از لیوتار یافت.
دشواری «نقد عقل محض» سبب شد که کانت در 1783 کتاب «مقدمه بر هر فلسفه آینده»(در فارسی با نام تمهیدات) را منتشر کند.

کانت متفکری جامع بود و نظام فلسفی‌اش تمام ابعاد اندیشه را در بر می‌گرفت. کتاب‌های «مبانی اساسی فلسفه اخلاق»(1788) و «نقد عقل عملی» نشان تلاش عظیم فیلسوف بود در پی‌ریزی اخلاقی فلسفی و انسان‌بنیاد. گو این‌که کانت در اخلاق همۀ اصولی را که در نقد اول اثبات‌ناپذیر دانسته بود برای امکان حکم اخلاقی ضروری دانست. بگذریم که هاینریش هاینه(17987-1856) معتقد بود «کانت نقد قوه عملی را نوشت تا لمپ، خدمتکارش، را خوشحال کند». کانت در اخلاق سخت متاثر از ژان ژاک روسو، فیلسوف فرانسوی و نظریه «اراده همگانی» اوست، علاقۀ او به روسو چنان است که گذشته از تصویر چهرۀ روسو در خانه‌اش ، در حاشیه رساله «احساس امر زیبا و امر والا»(1764)نوشت:«روسو مرا اصلاح کرد».
سومین بخش مهم فلسفه کانت زیبایی‌شناسی است. اگرچه الکساندر گولیب بومگارتن را موسس زیبایی‌شناسی جدید(1750-8) می‌دانند، اما به حق نخستین کسی که در این شاخۀ معرفتی جدید درخشید، کانت بود. او در سومین کتاب مهم‌اش «نقد قوۀ حکم»(1790) به تحلیل امر زیبا و امر والا پرداخت و داوری زیبایی‌شناسانه را از احکام شناختاری(چه نظری و چه عملی) متمایز کرد. او همچنین احساس امر زیبا را متمایز از سازگاری یا ناسازگاری و لذت دانست. کانت در «ملاحظاتی درباره احساس امر زیبا»(1764) نوشت:«امر والا محرک است در حالی که امر زیبا مفتون می‌کند». تحلیل‌های کانت از مسئله نبوغ، سلسله هنرها و میانجیگری قوه حکم دربرابر عقل و فاهمه شگفت‌انگیز است.
زمانۀ کانت، دوران به سیادت رسیدن بورژوازی و انقلاب فرانسه است. او که به داشتن برنامه‌ای دقیق در زندگی روزمره مشهور است، تنها یک بار و در زمان خواندن پیروزی انقلاب فرانسه نظم دقیق‌اش را شکست. کانت شاید طرفدار انقلاب نباشد، اما بی شک فیلسوف آزادی است. او آزادی را شرط هرگونه عمل اخلاقی می‌شمارد و در رسالۀ مشهور «روشنگری چیست»، آن را « خروج آدمی از نابالغی به تقصیر خویشتن خود می داند». او در دهۀ پایانی عمرش رساله‌های متعددی دربارۀ سیاست و اخلاق منتشر کرد و برای برخی اخطار گرفت. رساله‌هایی چون«درباره ناکامی کلیه تلاش‌های فلسفی در زمینه خداشناسی استدلالی»(1791)، «پایان همه چیزها یا اگر روزی مسیحیت دوست داشتنی بودنش را از دست بدهد مخالفت و طغیان علیه آن به نحو ناگزیری بر تفکر بشر مسلط می‌شود»(1794)،«متافیزیک اخلاق»(1797) و «تعارض قوای نفسانی»(1798). کانت همچون حافظ شیرازی هیچگاه شهر زادگاهش را ترک نکرد و آن را بسیار دوست می‌داشت، به گونه‌ای که معتقد بود، شناخت مردم و معرفت جهان «بی‌آنکه نیازی به سفر باشد، در آن میسر است». وی همچنین کشورش را دوست می‌داشت و با این حال متفکری جهان‌وطن بود و در رسالۀ «صلح جاوید» (1795) به هم‌پیمانی تمام کشورهای جهان اندیشید.
  کانت به راستی حق خردمندی‌اش را ادا کرد و شاید به همین دلیل است که در چهار سال پایان عمر، قوای نفسانی‌اش به شدت رو به زوال نهاد. نخست کم حافظه شد و در زمستان 1803 به درد معده مبتلا شد. کانت در 12 فوریه سال 1804 میلادی، دو ماه قبل از هشتادمین سال تولدش مرد در حالی که بر سنگ قبرش در کلیسای جامع کونیگسبرگ حک شد:«دو چیز همواره موجب حیرت من گشته است، یکی قانون اخلاقی که در نهاد من است و دیگری آسمان پر ستاره بر فراز سرم».

  مطالب مرتبط:

 

کانت

2        کانت در نقد عقل محض : مطلبی است در باره نظرنقادانه  کانت در باره متافیزیک و ...

3        لیبرالیسم سیاسی کانت : مطلبی است در باره فلسفه سیاسی کانت .

4  تفاسیر فمنیستی از کانت

 

[ ] [ ] [ تقیان ]

  قصيده ؛شعري است که مصراع اول و مصراع هاي زوج آن هم قافيه اند و تعداد ابيات آن از پانزده بيت بيشتر است. از نيمه قرن سوم ه.ق در ادبيات فارسي به تقليد از شعر عربي پديد آمد.

اصلي ترين قسمت قصيده ؛ «تنه اصلي» قصيده ، بیان و  مقصود اصلي شاعر را در بردارد و محتواي آن مي تواند مدح يا رثا يا وصف و پند و اندرز و يا حکمت و عرفان باشد.

تجديد مطلع ؛ آوردن بيتي مصرّع در ميان قصيده است و براي انتقال از موضوعي به موضوع ديگر و طولاني ساختن قصيده شاعر از آن استفاده مي کند.

تنی چند  از قصيده پردازان بزرگ شعر فارسي ؛ رودکي، فرخي سيستاني، ناصرخسرو، سنايي، سعدي، ملک الشعراي بهار، مهدي حميدي، مهرداد اوستا

غزل ؛ شعري است حداقل در پنج بيت که مصراع اول و مصراع هاي زوج آن هم قافيه اند و از قرن ششم ه.ق يا کمي پيش از آن رواج يافته است.

تنی چند از غزل سرايان بزرگ شعر فارسي ؛ مولوي، سعدي، حافظ، صائب، رهي معيري، شهريار.

بخش هاي قصايد مدحي ؛

الف) تعزّل           2)تخلصّ         3) تندي اصلي           4) شريطه و دعا

 تفاوت اصطلاح «تخلصّ» در قصيده و غزل ؛  تخلصّ در غزل يعني ذکر نام شعري شاعر در بيت پاياني شعر يا ماقبل آن؛ ولي در قصيده تخلصّ رابطه ميان مقدمه و تنه ي اصلي قصيده است.

عمده ترين مضامين قصيده هاي فارسي ؛ مدح، رثا، پند و اندرز، حکمت و عرفان

 مقایسه قالب قصيده و غزل از ديد محتوا ؛ درقصيده، غالباً مدح، وصف، پند و اندرز و مرثيه است ولي محتواي غزل، عاشقانه و عارفانه و گاهي مطالب اجتماعي است.

تفاوت محتوايي غزل هاي سنتي را با غزل هاي پس از مشروطه ؛ در غزل هاي سنتي اغلب مضامين عاشقانه و عارفانه ديده مي شود ولي پس از مشروطه غزل هايي با مضامين اجتماعي هم ديده مي شود.

قطعه ؛ شعري است حداقل در دو بيت که معمولاً مطلع آن مصرّع نيست و مصرعهاي زوج آن هم قافيه اند و وحدت موضوع دارد.

قطعه سرايان مشهور ؛ انوري (قرن 6)، ابن يمين (قرن 8)، پروين اعتصامي (قرن 14)

ترجيع بند ؛غزل هايي است با قافيه هاي مختلف که بيت يکسان مصرّعي با قافيه اي مستقل آن ها را به هم وصل مي کند. به هر يک از غزل ها «خانه» يا «رشته» و به بيت تکراري «ترجيع» يا «برگردان» مي گويند. قديمي ترين ترجيع بند فارسي از فرخي سيستاني است  و مطلع آن؛

ز باغ اي باغبان ما را همي بوي بهار آيد             

کليد باغ، ما را ده که فردامان به کار آيد

زيباترين ترجيع بندهاي شعر فارسي ، از سعدي و هاتف اصفهاني است.

ترکيب بند ؛ شعري است چند بخشي که هر بخش آن از نظر قافيه و درون مايه همانند قصيده يا غزل است و همه بخش ها توسط بيت مصرع متفاوت و نامکرري به هم مي پيوندند. قديمي ترين ترکيب بند از «قطران تبريزي» (قرن5) است.

سه تن از دیگر سرايندگان مشهور ترکيب بند ، عبارتند از ، جمال الدين عبدالرزاق اصفهاني ،  وحشي بافقي و محتشم کاشاني.

علت نامگذاري قطعه ؛  بدان سبب است که گويا پاره اي از ميان يک قصيده است. موضوع هاي رايج قالب قطعه ،  موضوع هاي آن معمولاً اخلاقي، اجتماعي، تعليمي، مدح و هجو است.

 تفاوت قالب ترجيع بند با قالب غزل ؛ترجيع بند از چند غزل با قافيه هايي متفاوت تشکيل شده که به وسيله يک بيت مصرّع يکساني به هم وصل مي شوند ولي غزل، خودش به تنهايي يک قالب شعري است و از يک غزل تشکيل شده است.

تفاوت ترکيب بند محتشم با ترکيب بند جمال الدين عبدالرزاقي ؛ تفاوتشان در «درون مايه شعري» آنهاست. ترکيب بند محتشم در رثاي سالار شهيدان «ابا عبد الله حسين (ع)» است ولي ترکيب بند عبدالرزاق در مدح «رسول اکرم (ص)» است.

تفاوت  قالب ترکيب بند با قالب ترجيع ؛ تفاوت آن ها در بيت مصرعي است که ميان بخش ها مي آيد، زيرا بيت مصرع در «ترجيع بند» يکسان است اما در «ترکيب بند» اين بيت مصرع متفاوت و نامکرر است.

مسمّط ؛شعري است که از رشته هاي گوناگون پديد مي آيد و قافيه رشته ها متفاوت است و در هر رشته همه مصراع ها به جز مصراع آخر هم قافيه اند.

بند ؛ حلقه اتصال همه رشته ها در مسمّط  است  و مصراع آخر هر بخش را گويند.

 مسمّط تضميني ، شعري است که شاعر، بيت هاي يک غزل را به ترتيب در پايان رشته هاي مسمّط مي آورد و تعداد رشته ها، تابع تعداد بيت هاي غزل است  و يکي از زيباترين و مشهورترين مسمط هاي تضميني شعر فارسي، از شيخ بهايي ، که از غزل خيالي بخارايي تضمین شده  و بند نخستين آن چنين است:

تا کي به تمناي وصال تو يگانه                  

اشکم شود از هر مژه چون سيل روانه

خواهد به سر آيد شب هجران تو يا نه؟            

«اي تير غمت را دل عشاق نشانه   جمعي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه»

«مثنوي»؛  شعري است با بيت هاي مصّرع که هر بيت، قافيه اي مستقل دارد، خاص زبان فارسي است و از آغاز شعر فارسي تا حال مورد توجه بوده است.مثنوي سرايان گذشته ،  فردوسي، اسدي، نظامي، عطار، سنايي، سعدي، مولوي و جامي. و مثنوي سرايان معاصر: پروين اعتصامي، حميدي شيرازي و شهريار.

  تفاوت «رشته» در ترجيع بند  با مسمط ؛  در ترجيع بند هر رشته، غزلي مستقل است ولي مسمط هر رشته آن سه تا شش مصراع دارد.

پديد آورنده قالب مسمط ؛  «منوچهري دامغاني» است

 دلیل نامیدن  قالب مسمط تضميني به این نام  ؛  گاهي شعرا مي سرايند که آخرين مصراع هر رشته (بند) را از يک بيت از غزل شاعر معروف ديگر مي آورند، بنابراين تعداد رشته هاي چنين مسمطي برابر با تعداد ابيات غزل آن شاعري است که تضمين مي شود، اين نوع مسمط را «مسمط تضميني» گويند.

 براي بيان داستان ها و مطالب طولاني مثنوي مناسب تر است.  زيرا قافيه هر بيت مستقل است و شاعر مي تواند پس از چند بيت، از قافيه قبلي استفاده کند.

انواع مثنوي از ديد محتوا ؛

1) مثنوي حماسي و تاريخي، مانند: شاهنامه فردوسي

2) مثنوي اخلاقي و تعليمي، مانند: بوستان سعدي

3) مثنوي عاشقانه و بزمي، مانند: بوستان سعدي

4) مثنوي عارفانه، مانند: مثنوي مولوي

رباعی ؛ شعري چهار مصراعي است که مصراع سوم آنها معمولاً قافيه ندارد و مناسبترين قالب براي ثبت لحظه هاي کوتاه شاعرانه است، خيام و بابا افضل کاشاني.

 دو بيتي ؛شعري است مشتمل بر دو بيت که گاه مصراع سوم آن قافيه ندارد و بيشتر درون مايه اي عاشقانه و عارفانه دارد و رايجترين قالب در ميان روستاييان است.بابا طاهر، فايز، از معروفترين شاعران دوبيتي گو هستند.

خصوصیات قالب رباعي ؛

الف) چهار مصراع دارد.

ب ) قافيه آن در مصراع يک و دو و چهارم آن است.

ج ) پيام اصلي شاعر، معمولاً در مصراع آخر مي آيد.

د ) رباعي قالبي ايراني است و از زمان رودکي تا به حال در شعر فارسي رواج داشته است.

چگونگي تشخيص قالب رباعي از دوبيتي ؛ وزن رباعي و دو يتي با هم متفاوت است و تنها راه شناخت دو بيتي از رباعي نيز توجه به «وزن» آن هاست، راه ديگر اين است که دو بيتي با يک «هجاي کوتاه» و رباعي با يک «هجاي بلند» آغاز مي شود.

چهار پاره ؛ شعري است شامل چند دوبيتي با قافيه هاي مختلف که از نظر معني با هم ارتباط دارند و مصراعهاي زوج با هم هم قافيه اند. درون مايه قالب «چهار پاره» ؛ بيشتر «اجتماعي و غنايي» است. فريدون تولّلي، پرويز خانلري و فريدون مشيري از معروفترین چهارپاره سرایان هستند

قالب چهار پاره ؛ پس از مشروطيت در ايران رواج يافت و تلاشي بود در جهت ايجاد يک قالب نو که درون مايه تازه اي داشته باشد. چهار پاره از نظر محتوا معمولاً تفاوتي با دوبيتي و رباعي دارد. درون مايه چهار پاره بيشتر اجتماعي و غنايي است، در حالي که محتواي رباعي و دو بيتي مسايل عاشقانه، عارفانه و فلسفي است. تفاوت ديگر آن است که هر دو بيتي يا رباعي خود يک مفهوم کامل دارد ولي همه دوبيتيهاي چهار پاره درباره يک موضوع بحث مي کند. شعر «در امواج سند»  سروده ی دکتر مهدي حميدي در قالب «چهار پاره» در 21 دو بيتي سروده شده است و محتواي آن غنايي تاريخي است که شرح دلاوري هاي «جلال الدين» پسر شجاع «محمد خوارزمشاه» است در برابر مغولان که تا آخرين نفس مي ايستد و حتي نزديکان خود را به سبب اين که اسير مغولان نشوند با دست خود در آب رود سند غرق مي کند و در آخر شعر توصيه مي کند که قدر اين خاک و بوم را بدانيد که به خاطر حفظ اين خاک، افراد بسياري جان خود را از دست داده اند.

مستزاد ؛ شعري است که به آخر مصراع آن کلمه يا کلماتي افزوده شود و اين افزوده ها معني مصراع قبل يا بعد خود را تکميل مي کنند. قالب شعر «مستزاد»در پيدايش شعر نو (نيمايي) مؤثر بوده و علي اسفندياري مشهور به «نيما يوشيج» ،  مبتکر شعر نو «شعر نيمايي»  است .

ملک الشعراي بهار و اديب المالک فراهاني ،  ازشاعران عصر مشروطه از قالب مستزاد استفاده بسياري مي کردند. قديمي ترين مستزاد ، از «مسعود سعد» است.

برگزيدگان شعر نيمايي  نیز  نيما يوشيج، مهدي اخوان ثالث، فروغ فرخزاد و  سهراب سپهري هستند .

 قالب  شعر مستزاد را  با افزودن واژه يا واژه هايي به پايان مصراع هاي قطعه، رباعي و غزل مي توان سرود. اهميت مستزاد در کوتاه و بلندي مصراعها و کلمات افزوده شده است و از آن رو که در پيرايش شعر نيمايي اثر داشته است قابل توجه است.

وزن و قافيه در شعر سنتي و نيمايي ؛

وزن: در شعر سنتي برابري تعداد و نوع هجاها در هر دو مصراع يک بيت است ولي در شعر نيمايي وزن عمودي است و تابع مصراعهاي يک شعر معيني اين که چون مصراعهاي يک شعر از نظر امتداد برابر نيستند وزن هر مصراع با مصراعهاي ديگر متفاوت است.

قافيه: در شعر سنتي قافيه الزاماً در پايان هر مصراع يا بيت يا مصراعهاي زوج قرار دارد ولي در شعر نو قافيه الزامي نيست و شاعر هرجا که بيان خود را نيازمند واژه هاي هم قافيه مي بيند، از آن استفاده مي کند.

مضمون  در شعر نيمايي ؛ مبتني بر تجربه شخصي شاعر است يعني شاعر حق دارد از هر انديشه اي اعم از غنايي، فلسفي، اجتماعي، سياسي و .... سخن بگويد به شرط آن که سخن برخاسته از احساس وي باشد و عمده ترين درون مايه هاي شعر نيمايي عشق، سياست و اجتماع است.

5- شعر «هماي رحمت» و «پشت درياها» از ادبيات سال دوم را از نظر قالب و درون مايه با هم مقايسه کنيد؟

[ ] [ ] [ تقیان ]
دریاچه شش پیر - برشنه - فارس

  

 

نام انگلیسی : sheshpir lake

نام فارسی : دریاچه شش پیر

به راستی که قدرت لایتناهی خداوند را می توان در پایه کوهی بزرگ در قالب چشمه ای پرآب مشاهده کرد. «شش پیر»، نامی است قدیمی برچشمه ای زیبا با آبی زلال و گوارا که از مهترین و پر آب ترین منابع آب سطحی دائمی در استان فارس محسوب می شود.

این چشمه که در ۸ کیلومتری شمال روستای «برشنه» از توابع بخش همایجان قرار دارد، از میان شکاف های کوه به طور معجزه آسایی به آرامی بیرون می آید چندمتر پایین تر از سرچشمه رودخانه ای خروشان به راه می افتد که هر تازه واردی را انگشت به دهان از این نعمت خداوند شاکر می نماید.

درباره «شش پیر» چنین سخن آغاز کنیم که جذابیت و زیبایی آن باعث شده است که در فصل های بهار و تابستان افراد زیادی از روستاها و شهرهای دور و نزدیک برای گشت وگذار به این منطقه می آیند. آب «شش پیر» از جنوب شرقی سپیدان در مسیر کوهستانی به سوی دشت همایجان جریان می یابد و با استفاده از نهرهای سنتی به اراضی و باغ های همایجان انتقال داده می شود. رودخانه شش پیر پس از عبور از تنگ شش پیر و پیمودن راهی کوتاه وارد رودخانه شهر اردکان می شود.

قسمتی از آب های شش پیر بعد از گذر از بند انحرافی شهید طالبی کارخانه توربین برقی منطقه را به کار می اندازد. حدود ۵۰۰ متری سرچشمه ۲ واحد پرورش ماهی از آب های شش پیر بهره مند شده و ماهی قزل آلا تولید می کند. از استفاده و بهره مندی های آب شش پیر که بگذریم مردم محلی منطقه از قدیم الایام شش پیر را مکانی مقدس می دانند که هر سال در وقتی معین به زیارت آن آمده و به نذر و نیاز می پردازند. در حدود ۲۰۰ متری چشمه، در دل کوه نوشته ای حکاکی شده است که حکایت از گذر و توجه پادشاهان سلسله قاجار از این طبیعت زیبا دارد. دریاچه زیبای شش پیر که از آن به عنوان عروس دریاچه های ایران یاد می شود، به راستی چشم اندازی زیبا و رویایی دارد.

[ ] [ ] [ تقیان ]
تاریخ تاریخ ایران
ایران پیش از آریایی‌ها ایلامیان تاریخ ایران پیش از اسلام ماد هخامنشیان سلوکیان اشکانیان ساسانیان تاریخ ایران پس از اسلام ایران در دوران خلافت امویان عباسیان ایران در دوران حکومت‌های محلی طاهریان صفاریان سامانیان زیاریان بوییان غزنویان سلجوقیان خوارزمشاهیان ایران در دوره مغول ایلخانیان ایران در دوران ملوک‌الطوایفی اتابکان فارس جلایریان چوپانیان سربداران تیموریان مرعشیان کیائیان قراقویونلو آق‌قویونلو هزاراسپیان ایران در دوران حکومت‌های ملی صفوی افشاریان زند قاجار پهلوی جمهوری اسلامی موضوعی تاریخ معاصر ایران تاریخ مذاهب ایران مهرپرستی زرتشتی تسنن تصوف تشیع تاریخ اسلام تاریخ زبان و ادبیات ایران جغرافیای ایران استان‌های تاریخی ایران اقتصاد ایران گاهشمار تاریخ ایران پروژه ایران
نوشتارهای اصلی: تاریخ ایران، تاریخ شاهنشاهی ایران، تاریخ ایران پیش از اسلام، تاریخ ایران پس از اسلام، و تاریخ ایران پیش از آریایی‌ها به دلیل غنی بودن تاریخ ایران، در این بخش فقط خلاصه‌ای از هر دوره قرار داده شده‌است. تاریخ ایران در این جا به چهار بخش اصلی تقسیم شده‌است. با توجه به اینکه هر چه به تاریخ امروز(معاصر) نزدیک می‌شویم، بر اهمیت تاریخ افزوده می‌شود، در اینجا سعی شده‌است که بیشتر به تاریخ نزدیک پرداخته شود، یعنی طبق یک سیر صعودی، هر چه مبحثی به تاریخ امروز نزدیک تر می‌شود، بیشتر به آن مبحث پرداخته شود. پیش از تاریخ نوشتار اصلی: تاریخ ایران پیش از آریایی‌ها دوره پیش از تاریخ خود به سه دوره تقسیم می‌شود که عبارت‌اند از: ۱- دیرینه‌سنگی. ۲- میان‌سنگی. ۳- نوسنگی. دوران پارینه سنگی ایران به سه دوره پارینه سنگی آغازین، میانی، پایانی و یک دوره کوتاه بنام نوسنگی تقسیم می‌شود. دیرینه‌سنگی فرهنگهای مرتبط با دیرینه‌سنگی ایران شامل فرهنگ ساطور ابزار الدوان و فرهنک تبر دستی آشولی هستند. کهن ترین شواهد این دوره که مربوط به فرهنگ الدوان است در اطراف رود خانه کشف رود در شرق مشهد یافت شده‌است. این شواهد شامل تعدادی ابزار سنگی ساخته شده از کوارتز است که شامل تراشه و ساطور ابزار هستند. طبق نظر کاشفین این مجموعه حداقل ۸۰۰ هزار سال قدمت دارد. از فرهنگ آشولی نیز مدارک بیشتری در شمال غرب و غرب کشور بدست آمده‌است. برخی از مکانهای مهم شامل گنج پر در رستم‌آباد گیلان، شیوه تو در نزدیکی مهاباد، پل باریک در هلیلان لرستان هستند میان‌سنگی از دوران میان‌سنگی که فرهنگ ابزار سازی آن موستری گفته می‌شود، شواهد بیشتری در غارها و پناهگاه ها یافت شده‌است که اغلب مربوط به زاگرس مرکزی هستند. این دوره از حدود ۲۰۰ تا ۱۵۰ هزار سال پیش شروع شده و تا حدود ۴۰ هزار سال پیش ادامه داشته‌است. انسان‌های نئاندرتال در این دوره در ایران می‌زیستند که بقایای اسکلت آنها در غار بیستون یافت شده‌است. مکانهای مهم این دوره غارهای بیستون، ورواسی، قبه و دو اشکفت در شمال کرمانشاه، غار قمری و گر ارجنه در اطراف خرم‌آباد، کیارام در نزدیکی گرگان، نیاسر و کفتار خون در نزدیکی کاشان، قلعه بزی در نزدیکی اصفهان و میرک در نزدیکی سمنان است نوسنگی دوران نوسنگی ایران از حدود ۴۰ هزار سال پیش آغاز و تا حدود ۱۸ هزار سال پیش ادامه یافته که مقارن با مهاجرت انسان هوشمند به ایران است. آثار این دوره در اطراف کرمانشاه، خرم‌آباد، مرودشت و کاشان یافت شده‌است. فرهنگ ابزار سازی این دوره تیغه و ریز تیغه برادوستی است. آثار دوره بعدی فراپارینه سنگی در غرب زاگرس و شمال البرز بدست آمده که فرهنگ زرزی خوانده می‌شود.[۱۶] پیش از مادها (به‌شکل تمدن) به دلیل تعدد تمدن‌ها، در این بخش فقط به بررسی برخی از تمدن‌های مهم و قابل توجه پرداخته شده‌است. تمدن شهر سوخته نوشتار اصلی: شهر سوخته نمایی از جنوب شهر سوخته شهر سوخته نام بقایای شهری باستانی است که در فاصلهٔ شهرهای زابل و زاهدان در استان سیستان و بلوچستان کنونی واقع شده‌است. این شهر در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد پایه‌گذاری شده و مردم این شهر در چهار دوره بین سال‌های ۳۲۰۰ تا ۱۸۰۰ قبل از میلاد در آن سکونت داشته‌اند.به اعتقاد برخی باستان‌شناسان این شهر را باید قدیمی‌ترین شهر دنیا دانست چرا که معدود شهرهای پیش از آن، از نظر امکانات و اصول شهرنشینی با آن قابل مقایسه نیستند. تمدن عیلام نوشتار اصلی: تمدن عیلام عیلامی‌ها یا ایلامیان یکی از اقوام سرزمین کنونی ایران بودند که از ۳۲۰۰ تا ۶۴۰ پیش از میلاد، بر بخش بزرگی از مناطق جنوب غربی فلات کنونی ایران فرمانروایی می‌کردند. تمدن عیلام یکی از قدیمی‌ترین و نخستین تمدن‌های جهان است. بر اساس بخش‌بندی جغرافیایی امروز، عیلام باستان سرزمین‌های خوزستان، فارس، ایلام و بخش‌هایی از استان‌های بوشهر، کرمان، لرستان، چهارمحال و بختیاری، کرمانشاه و در دوران‌هایی تا جنوب دریاچه ارومیه را شامل می‌شد تمدن جیرفت نوشتار اصلی: تمدن جیرفت تمدن جیرُفت یا شهرنشینی جیرُفت نام یافته‌های باستانشناسی تازه‌ای‌ست که در استان کرمان ایران در نزدیکی جیرفت و هلیل‌رود. این تمدن مربوط به ۷۰۰۰  سال پیش (پیش از تمدن بین النهرین) است. و به این طریق به عنوان کهن‌ترین تمدن شرق شناخته می‌شود که در دشت خوش آب و هوا و حاصلخیز هلیل رود سکنی داشته‌اند. در این محل چند لوحه گلی یافت شده و به خطی هندسی روی آن مطالبی نوشته شده که هنوز رمز گشایی نشده ولی در کل روایت‌گر آنست که این مردم مخترع خط و زبان بوده‌اند نه سومریان. پیش از این پنداشته می‌شد اولین مخترعین خط، ابتدا سومریان (۳۶۰۰ پ. م.) و سپس ساکنان نواحی جنوبی میان‌رودان و تمدن ایلام در خوزستان باشند. سایر تمدن‌ها: تپه سیلک تمدن اورارتو کاسی‌ها تمدن تپه گیان پس از مادها (تا پیش از اسلام) نوشتارهای اصلی: مادها، هخامنشیان، و سلوکیان ماد نام قومی هندواروپایی مرتبط با پارس‌ها بود که در سده ۱۷ پیش از میلاد در سرزمینی که بعدها به نام ماد شناخته شد نشیمن گزدید. بر پایه برخی منابع مادها میان قرون ۹ تا ۷ پیش از میلاد حکومتی یکپارچه برای سرزمین‌های مادی‏ تشکیل ندادند همچنین آن چه از متون آشوری - که اسنادی معاصر با دوران مادها هستند - برمی‌آید، آن است که مادها از سدهٔ نهم تا هفتم پ.م. نتوانسته بودند چنان پیش‌رفتی بیابند که سبب هم‌گرایی و اتحاد و سازمان‌یافتگی قبایل و طوایف پراکندهٔ ماد بر محور یک رهبر و فرمان‌روای برتر و واحد - که بتوان وی را پادشاه کل سرزمین‌های مادنشین نامید؛ آن گونه که هردوت «دیوکس» را چنین می‌نماید - شده باشدپس از مادها، هخامنشیان بودند. پهناوری پادشاهی هخامنشیان (۵۵۹–۳۳۰ پیش از میلاد) هخامنشیان (۳۳۰-۵۵۰ قبل از میلاد) نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکردهٔ طایفه پاسارگاد از طایفه‌های پارسیان بوده‌است. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند. به قدرت رسیدن پارسی‌ها و سلسله هخامنشی یکی از وقایع مهم تاریخ قدیم است. اینان دولتی تأسیس کردند که دنیای قدیم را به استثنای دو سوم یونان تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند. هخامنشیان ۲۲۰ سال (از ۵۵۰ پیش از میلاد تا ۳۳۰ پیش از میلاد) بر بخش بزرگی از جهان شناخته شده آن روز از رود سند تا دانوب در اروپا و از آسیای میانه تا شمال شرقی آفریقا فرمان راندند. شاهنشاهی هخامنشی به دست اسکندر مقدونی برافتاد. پس از مرگ اسکندر (۳۲۳ (پیش از میلاد)) فتوحاتش میان سردارانش تقسیم شد و بیشتر متصرفات آسیایی او که ایران هستهٔ آن بود به سلوکوس اول رسید. به این ترتیب ایران تحت حکومت سلوکیان در آمد.سلوکیان یا اسالکه نام دولتی بود که در میان سال‌های ۳۱۲ تا ۶۴ پیش از میلاد بر آسیای غربی فرمان می‌راند. پس از مدتی پارتها نفوذ خود را گسترش دادند و سرانجام توانستند عاملی برای نابودی سلوکیان شوند. اشکانیان نوشتار اصلی: اشکانیان اشکانیان (۲۵۰ پ. م ۲۲۴ م.) که از تیره ایرانی پرنی و شاخه‌ای از طوایف وابسته به اتحادیه داهه از عشایر سکاهای حدود باختر بودند، از ایالت پارت که مشتمل بر خراسان فعلی بود برخاستند. نام سرزمین پارت در کتیبه‌های داریوش پَرثَوَه آمده‌است که به زبان پارتی پهلوی می‌شود. چون پارتیان از اهل ایالت پَهلَه بودند، از این جهت در نسبت به آن سرزمین ایشان را پهلوی نیز می‌توان خواند. قبایل پارتی در آغاز با قوم داهه که در مشرق دریای مازندران در آمل می‌زیستند در یک جا سکونت داشتند و سپس از آنان جدا شده در ناحیه خراسان مسکن گزیدند. این امپراتوری در دوره اقتدارش از رود فرات تا هندوکش و از کوه‌های قفقاز تا خلیج فارس توسعه یافت. در عهد اشکانی جنگ‌های ایران و روم آغاز شد. حاصل عمده فرمانروایی اشکانیان، رهائی کشورایران از سلطهٔ همه جانبهٔ یونانی که هدف نابودی ایران گرائی رادر سر می‌پروراند و حفظ تمدن ایران از تهاجمات ویرانگر طوایف مرزهای شرقی و نیز، حفظ تمامیت ایران در مقابل تجاوز خزنده روم به جانب شرق بود. در هر سه مورد، مساعی آنان اهمیت قابل ملاحظه‌ای برای تاریخ ایران داشت. جنگهای فرساینده با روم عامل عمده‌ای در ایجاد نا خرسندی‌هایی شد که بین طبقات جامعه حاصل می‌شد ساسانیان نوشتار اصلی: ساسانیان نقش رستم؛ والرین امپراتور روم زانو زده در برابر شاپور یکم ساسانی ساسانیان نام خاندان شاهنشاهی ایرانی است که از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی بر ایران فرمانروایی کردند؛ بنیان این شاهنشاهی یکپارچه را «اردشیر» (یا ارتخشتره؛ از «ارت»: مقدس، و «خشتره»: شهریار) بنا کرد. شاهنشاهان ساسانی که ریشه‌شان از استان پارس بود، بر پهنه بزرگی از آسیای باختری چیرگی یافته، گستره فرمانروایی خود؛ کشور ایران (به پهلوی کتیبه‌ای          ) را برای نخستین بار پس از هخامنشیان، یکپارچه ساخته و زیر فرمان تنها یک دولت شاهنشاهی آوردند پایتخت ایران در این دوره، شهر تیسفون در نزدیکی بغداد (آن زمان نام روستایی کوچک در نزدیکی تیسفون بوده؛ که نامش به ظاهر، از یکی از نام‌های «بغ داد» یا بخشوده خدا؛ و یا «باغِ داد» دوره ساسانی ریشه گرفته بوده)، در عراق امروزی بود. نام «ساسانیان» از «ساسان» گرفته شده، که اردشیر از نوادگان اوست و داریوش سوم هخامنشی («دارایِ دارایان») را از نیاکان او دانسته‌اند نخست کارنامه اردشیر بابکان به این نسبت گواهی داده و باز هم به نوشته شاهنامه، ساسان پدر اردشیر، چوپانی بود از بازماندگان «دارا» که در فارس می‌زیست.اردشیر در دستگاه بابک که موبد آتشکده آناهیتا، همچنین شهردار و مرزبان پارس بود، پرورش یافت،  ولی درباره نسبت او با بابک اختلاف وجود دارد او به گواهی بسیاری از تاریخی نویسان، مردی نیرومند و دلیر بود که سرانجام بر اردوان پنجم اشکانی در دشت هرمزگان پیروز شده و تسخیر سرزمینی که خود به آن «ایران» می‌گفت را آغاز کرد. پس از اسلام در دوران حکومت عرب‌ها ایران در دوران خلیفه دوم، عمر بن خطاب، به تصرف عرب‌های مسلمان درآمد. پس از خلافت عمر، عثمان و علی، امویان حکومت کرده و پس از چندی ضعیف شدند و حکومت به عباسیان که از نوادگان عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر، و از بنی هاشم بودند رسید. عباسیان به کمک ابومسلم خراسانی (بهزادان) و ایرانیان همیار او (سیاه جامگان)، خلافت را به دست آوردند اما بعد ابومسلم را کشتند. بعدها قیام‌هایی از جمله خیزش المقنع نیز علیه عباسیان صورت گرفت که سرکوب شد.[ طاهریان نوشتارهای اصلی: طاهریان و تاریخ نیشابور طاهریان‌(۲۵۹ - ۲۰۵ه/۸۷۲-۸۲۰م) اولین حکومت مستقل ایران بعد از حملهٔ اعراب بودند. در اوایل قرن سوم، طاهر بن حسین، یکی از سرداران مأمون عباسی از طرف او امیر خراسان شد و بدلیل آن که عدم اطاعت خود را از مأمون اعلام کرد، اولین حکومت مستقل ایرانی بعد از اسلام در ایران تشکیل شد و حکومت او به طاهریان معروف شد. در زمان طاهریان نیشابور به پایتختی برگزیده شد. طاهریان در جنگ با خوارج در شرق ایران به پیروزی دست یافتند و سرزمینهای دیگری مانند سیستان و قسمتی از ماوراءالنهر را به تصرف در آوردند و نظم و امنیت را در مرزها بر قرار کردند. گفته می‌شود که در زمان حکومت طاهریان، به جهت اهمیت دادن آنان به کشاورزی و عمران و آبادی، کشاورزان به آسودگی زندگی می‌کردند. در زمان طاهریان قیامهای بابک و مازیار که به ترتیب در اذربایجان و طبرستان(مازندران)رخ داد باعث شد که انها از توجه به شرق ایران باز دارد.به همین دلیل خوارج دست به شورش زدند.اخرین امیر طاهری محمد بن طاهر نیز فردی مقتدر نبود.در نتیجه حکومت طاهریان رو به ضعف نهاد و سرانجام در میانه‌های سده سوم هجری به دست یعقوب لیث سرنگون شد صفاریان نوشتار اصلی: صفاریان صَفّاریان از دودمان‌های ایرانی فرمانروای بخش‌هایی از ایران بودند. پایتخت ایشان شهر زَرَنگ بود. یعقوب لیث نخستین امیر این خانواده بود که دولت مستقل اسلامی صفاریان را بنیاد نهاد. لیث سه پسر داشت بنامهای یعقوب و عمر و علی، هر سه پسران لیث حکومت کردند اما دورهٔ حکومتشان چندان نپایید سامانیان نوشتار اصلی: سامانیان سامانیان (۲۶۱ - ۳۹۵ ق / ۸۷۴ - ۱۰۰۴ م) یکی از دودمان‌های ایرانی بودند که تقریبا بر تمامی سرزمین‌های خراسان، هیرکان، مکران، سیستان، خوارزم و کرمان حکومت کردند و باعث رشد و شکوفائی زبان فارسی دری شدند. خاندان سامانی از مردم بلخ بوده و آیین زردشتی داشتند، سامان خدا بنیان گذار اعلی خانواده از روشناسان محل و فرمانروای بلخ بود. اسد والی عربی خراسان در نیمه قرن هشتم با سامان دوست شد. سامان دین اسلام را برگزید و نام پسر خود را اسد گذاشت. پسران اسد اشخاص با کفایتی بودند و در قرن نهم عهد مامون عباسی به حکمرانی محلی ماورالنهر و هرات برگزیده شدند. مانند: علی در سمرقند، احمد در فرغانه و الیاس در هرات. ابراهیم پسر الیاس بود که بعدها به سپهسالاری دولت طاهری افغانستان رسید. احمد حاکم فرغانه در ۸۷۴ فوت، و نصر پسرش در سمرقند جانشین او گردید. اسمعیل برادر نصر حاکم بخارا شد و همین شخص است که بعدها دولت حسابی سامانی را در سال ۸۹۲ بعد از مرګ نصر ګرفت و درسمرقند پایه ګذاشت زیاریان نوشتار اصلی: زیاریان اسکلیان یا (آل زیار) و بوییان یا (آل بویه) دو خانواده دیلمی از نواحی دیلمستان بودند که توانستند به حکومت ایران غربی برسند. در غرب و مرکز ایران دو سلسله دیلمی به نام آل زیار (۳۲۰ ه.ق.) و آل بویه که هر دو از مناطق شمال برخاسته‌اند نواحی مرکزی و غربی ایران و فارس را از تصرف خلفا آزاد کردند. دیلمی نام قوم و گویشی در منطقه کوهستانی دیلمستان بود. دیلمیان سخت نیرو گرفتند و مدت ۱۲۷ سال حکومت راندند و چون خلفا در برابر آن‌ها چاره‌ای جز تسلیم ندیدند حکومت بغداد را به آنها واگذاشتند و خود بعنوان خلیفگی و احترامات ظاهری قناعت کردند. در واقع، بعد از حکومت نیمه مستقل طاهریان و پس از صفاریان و در ایام امارت امری سامانی در ماوراءالنهر، خانواده‌های از مازندران و سپس گیلان توانستند بر قسمت عمده ایران غربی، یعنی از خراسان تا بغداد تسلط یابند. حکومت این خانواده‌ها به نام دیلمیان شهرت یافته‌است بوییان نوشتار اصلی: بوییان آل بویه یا بوییان یا بویگان، (۳۲۰-۴۴۷ ق / ۹۳۲-۱۰۵۵ م) از دودمان‌های دیلمیان و شیعهٔ ایران پس از اسلام است که در بخش مرکزی و غربی و جنوبی ایران و عراق فرمانروایی می‌کردند. بوییان دارای تباری دیلمی بودند و به زبانی ایرانی صحبت می‌کردند.  سرزمین بوییان دیلمستان بود. این واژه به همه مازندران و گیلان و سرزمین کوهستانی البرز در جنوب گیلان و مازندران گفته می‌شده‌است غزنویان نوشتار اصلی: غزنویان دو جام پیدا شده در نیشابور متعلق به دوران غزنویان که در موزه متروپولیتن نیویورک نگه داری می‌شود دولت غزنوی یا غزنویان (۹۷۵-۱۱۸۷ م.) (۳۴۴ ه.ق. - ۵۸۳ ه.ق.) یک دولت ترک نژاد نظامی و اسلامی بود. دولت غزنوی خاستگاه نژادی و پایگاه ملی خاصی نداشت، اما به عنوان مروج و ناشر اسلام مورد توجه و تایید خلافت عباسی بود. زبان رسمی این حکومت فارسی بود. شهرت این حکومت در جهان، بیشتر به خاطر فتوحاتی است که در هندوستان انجام داده‌است. از آنجا که غزنویان نخستین پایه‌های شهریاری را در شهر غزنین آغاز نمودند به غزنویان نامدار شدند. بنیانگذار این دودمان کسی به نام سلطان محمود غزنوی بود. پدران او بردگان ترکی بودند که در زمان سامانیان خریداری شده و برای این دودمان ایرانی خدمت می‌کردند. کم‌کم کار ایشان گرفت و به شهریاری هم رسیدند. نام‌آورترین شهریاران این دودمان سلطان محمود و پسرش سلطان مسعود بودند. پس از سلطان مسعود این دودمان رو به ناتوانی گذارد و چندی پستر حوزه فرمانروای‌اش به بخش‌هایی از هندوستان و افغانستان کنونی محدود شد. حکومت غزنویان هند از نظر هنردوستی و توجه به شاعران فارسی‌سرا از اهمیت بالایی برخوردار است. در اواخر حکومت سامانیان یکی از سپه سالاران ترک به نام الب‌تکین کوشید با همدستی عده‌ای دیگر، یکی از اعضای خاندان سامانی به نام نصربن عبدالملک بن نوح را به حکومت برساند اما نتوانست و پسر عموی وی یعنی منصور بن نوح به جای وی بر تخت نشست.بعد از این ماجرا البتکین راهی شهر غزنه در افغانستان شد و در آنجا حکومت را بر دست گرفت سلجوقیان نوشتار اصلی: سلجوقیان تندیس سر یک شاهزاده سلجوقی قرن دوازده میلادی که در موزه متروپولیتن نیویورک نگهداری می‌شود سَلجوقیان یا سَلاجقه، یا آل سلجوق، نام دودمانی است که در قرن‌های پنجم و ششم هجری قمری (یازدهم و دوازدهم میلادی) بر بخش‌های بزرگی از آسیای غربی، شامل ایران کنونی، فرمانروایی داشتند. سلجوقیان در اصل غزهای ترکمان بودند که در دوران سامانی در اطراف دریاچه خوارزم (آرال)، سیردریا و آمودریا می‌زیستند. سلجوقیان که به اسلام رو آورده بودند، بعد از ریاست سلجوق بن دقاق، نام سلاجقه را به خود گرفتند و به سامانیان در مبارزه با دشمنانشان بسیار کمک کردند. پسر سلجوق بنام میکاییل که بعد از مرگ او ریاست این طایفه را بعهده داشت، چندین حکم جهاد برای مبارزه با (به قول مورخین) کفار صادر کرد. میکاییل سه پسر داشت به نامهای یبغو، چغری و طغرل. این قبیله که یک‌بار در زمان سلجوق بن دُقاق به دره سیحون کوچ کرده بودند، بار دگر بعد از مرگ سلجوق به سرکردگی سه پسر زاده‌اش به نزدیکی پایتخت سامانیان کوچ کردند. اما سامانیان از نزدیکی این طایفه به پایتخت احساس خطر کردند؛ بنابراین سلاجقه بار دگر از روی اجبار بار سفر بسته و به بغرا خان افراسیابی پناه بردند. این حاکم از سر احتیاط، طغرل پسر بزرگ را زندانی کرد. ولی طغرل به کمک برادر خود چغری از زندان رهایی پیدا کرد و با طایفه خود به اطراف بخارا کوچ کردند. در سال ۴۱۶ هجری ترکان سلجوقی به ریاست اسرائیل بن سلجوق برادر میکاییل دست به شورش زدند. اما سلطان محمود او را گرفت و در هند زندانی کرد. از طرف دیگر گروهی از یارانش دست به شورش زدند.[ خوارزمشاهیان نوشتار اصلی: خوارزمشاهیان نوشتکین نیای بزرگ خوارزمشاهیان، غلامی بود از اهالی غرجستان که توسط سپهسالار کل سپاه خراسان در زمان سلجوقیان خریداری شد. این غلام رفته رفته در دوران فرمانروایی سلجوقیان به سبب استعداد سرشار و کفایتی که از خود نشان داد به زودی مدارج ترقی را طی کرد و به مقامات عالی رسید تا این که سرانجام به امارت خوارزم برگزیده شد. نوشتکین صاحب ۹ پسر بود که بزرگ‌ترین آنها، قطب الدین محمد نام داشت. پس از نوشتکین، فرزندش محمد از جانب برکیارق به ولایت خوارزم رسید «۴۹۱ ق / ۱۰۹۸ م» و سلطان سنجر نیز بعدها او را در آن سمت ابقاء کرد. بدین ترتیب دولت جدیدی بنیانگذاری شد که بیش از هر چیز برآورده و دست پرورده سلجوقیان بود. قطب الدین محمد به مدت سی سال تحت قیومیت و اطاعت سلجوقیان امارت کرد. پسرش اتسز هم که بعد از او در ۵۲۲ ق / ۱۱۲۸ م به فرمان سنجر امارت خوارزم یافت، از نزدیکان درگاه سلطان سلجوقی بود. هر چند بعدها کدورتی بین وی و سلطان سنجر پدید آمد که به درگیریهای متعددی هم منجر شد، اما تا زمان حیات سلطان سنجر، اتسز نتوانست به توسعه قلمرو خوارزمشاهیان کمک چندانی بکند. چون اتسز پیش از سنجر وفات یافت، پسرش ایل ارسلان «۵۵۱ ق / ۱۱۵۶ م» امیر خوارزم شد. اما در زمان او که سلطان سنجر نیز وفات یافته بود، نزاع داخلی سلجوقیان، امکانی را فراهم آورد تا ایل ارسلان به قسمتی از خراسان «۵۵۸ ق / ۱۱۶۳ م» و ماوراءالنهر «۵۵۳ ق / ۱۱۵۸ م» که هر دو در آن ایام دچار فترت بودند، دست یابد و به این ترتیب نزدیک به پانزده سال به عنوان خوارزمشاه حکومت کند. ایلخانیان نوشتارهای اصلی: ایلخانیان، ایران در دوره مغول، و حمله مغول به سلطنت خوارزمشاه ایلخانان ایران نام سلسله‌ای است که از سال ۶۵۴ تا ۷۵۰ ه‍. ق. معادل ۱۲۵۶ تا ۱۳۳۵ میلادی در ایران حکومت می‌کردند و فرزندان چنگیزخان مغول بودند. لشگریان چنگیزخان نخسنین بار در سال ۶۱۸ ه‍. ق. معادل ۱۲۲۱ میلادی به خراسان حمله نمودند. چنگیزخان سال ۱۲۲۵ میلادی به مغولستان بازگشت و در آنجا درگذشت. سال ۱۲۵۱ م. منگو، خان بزرگ یا قاآن، بر آن شد تا با اعزام برادرانش هولاکو و کوبلای خان (قوبیلای) به ترتیب به ایران و چین پیروزی‌های مغولان را تحکیم و تکمیل کند. هولاکو با فتح ایران سلسله ایلخانیان ایران و قوبیلای با فتح چین سلسله یوان چین را بنیاد گذاردند. ایلخانان یعنی خانان محلی می‌گویند و غرض از این عنوان آن بوده‌است که سمت اطاعت ایلخانان را نسبت به قاآنان میرسانند و این احترام همه وقت از طرف ایلخانان ایران رعایت می‌شده‌است. فتح ایران به دست هلاکوخان پیامدهای مهمی چون پایان کار اسماعیلیان و انقراض خلافت عباسیان در پی داشت. ایلخانان در ابتدا دین بودایی داشتند اما به تدریج به اسلام گرویدند. ایلخانان مسلمان خود را سلطان نامیده و نام‌های اسلامی برگزیدند.[ در دوران ملوک‌الطوایفی سربداران نوشتار اصلی: سربداران پس از یکصد و بیست سال استیلای قوم تاتار و مغول بر ایران و بسیاری از مناطق آسیا، قیامی مردمی در باشتین و سبزوار علیه ظلم و تعدی حاکمان مغول و عاملان آنان به وقوع پیوست. این نهضت که به قیام سربداران شهرت یافته‌است، از لحاظ وسعت، بزرگ‌ترین، از نظر تاریخی مهم ترین جنبش آزادی بخش خاورمیانه در قرن هشتم هجری بود. تلاش پیگیر رهبران آزاده این قیام، منجر به تشکیل حکومت مستقل ملی و شیعه مذهب ایرانی در خراسان شد. مهم ترین ویژگی‌های این حکومت عبارت بود از: تنفر و انزجار از عنصر مغولی و تثبیت ایدئولوژی تشیع امامی. اولین رهبر آنها یک روحانی به نام شیخ خلیفه بود بعد از وی یکی از شاگردانش بنام شیخ حسن جوری رهبری سربداران برعهده داشت تیموریان برگی از کتاب جامی که تاریخ ۱۵۵۳ میلادی کشیده شده، نمونه‌ای از هنر شکوفای دوره تیموریان نوشتار اصلی: تیموریان تیموریان یا گورکانیان ایران (۷۷۱ – ۹۱۱ ه‍.ق/۱۳۷۰ - ۱۵۰۶ م) دودمانی ترک تبار بودند. بنیان‌گذار این دودمان امیر تیمور گورکانی بود که در آسیای میانه می‌زیست و سمرقند پایتختش بود. تیمور کشوری گسترده و دولتی سترگ ایجاد کرد و سرزمین فرارود (ماوراءالنهر) را به اهمیتی رساند که تا آن زمان هیچگاه بدان پایه نرسیده بود. او مرزهای خود را نخست در سرتاسر آسیای میانه و آنگاه سراسر خراسان و آنگاه به همهٔ بخش‌های ایران و عثمانی و بخش‌هایی از هندوستان گسترش داد. از آنجایی که فتوحات تیمور بیشتر جنبهٔ یورش و هجوم داشت تا تسخیر واقعی، اغلب این مناطق باز به زودی از تصرف تیموریان خارج شد. با این حال ماوراالنهر مدتی مرکز دولتی شد که بیشتر ایران و افغانستان را افزون‌بر ماوراءالنهر دربر می‌گرفت. هنگامی که کشورهای گسترده تیموری تجزیه شد، دورهٔ هرج و مرج پیش آمد. به محض اینکه تیمور مرد، ترکان عثمانی و آل جلایر و ترکمانان درصدد تصرف کشورهای ازدست‌رفتهٔ خود برآمدند. بااین همه، فرزندان تیمور موفق شدند که شمال ایران را کم و بیش به مدت یک سده برای خود نگاه دارند. هرچند آنان بیشتر با یکدیگر در کشمکش بودند. سرانجام شاهرخ موفق شد که مناقشات اقوام خود را تا حدی رفع و قدرت و اعتبار کشور را نگهداری کند. ولی پس از مرگ او تصرفاتش به قسمت‌های کوچک‌تر مجزا شد و به همین سبب صفویان و امرای شیبانی آنها را به متصرفات خود پیوست کردند. با این حال خاندان تیموری از میان نرفت و نوادگان تیمور پس از چندی پستر فرمانروایی خود را به هندوستان بردند و امپراتوری بزرگ گورکانیان هند را بنیاد گذاردند مرعشیان نوشتار اصلی: مرعشیان پس از برافتادن مغول مرعشیان که در مازندران پیدا شده بودند (سادات عرب که به مرعشیان مازندران معروفند) در سال ۷۶۰ ه.ق میر قوم الدین مرعشی، حکومت مرعشیان را در آملتأسیس کرد. در سال ۷۸۲ ه.ق سید فخر الدین مرعشی فرزند میر قوام الدین با تصرف رستمدار قریهٔ واتاسان را در نزدیکی ناتل (پایتخت دشت رستمدار) بنا نهاد و مقر حکومت خود ساخت. اما به زودی امیر تیمور گورکانی (در ۷۸۶ ه.ق) به مازندران و رستمدار لشکر کشید و سادات مرعشی نیز از تیمور شکست خوردند. امیر تیمور در لشکر کشی دوم خود به مازندران در سال ۷۹۴ه.ق به کلی سادات مرعشی را سرکوب کرد و بر رستمدار (نور) نیز تسلط یافت. مرعشیان به تبعید ماوراءالنهر که امیر تیمور در حقشان روا داشته بود رفتند کیائیان نوشتار اصلی: کیائیان کیاییان (آل کیا) دودمانی ایرانی در شمال ایران (گیلان و دیلمستان). از قرن هشتم هجری به بعد تا سال ۱۰۰۰ ق. حکومت کردند. پس از حمله امیر تیمور گورکانی به شمال ایران و فتح آن، حکومت دودمان‌های محلی ایرانی در شمال ایران کاملا از بین رفت. در لشکرکشی تیموریان (در ۷۸۶ ق) به مازندران و رستمدار مرعشیان نیز از تیمور شکست خوردند. امیر تیمور در لشکر کشی دوم خود به رستمدار در سال ۷۹۴ق. به کلی بر رستمدار (نور) تسلط یافت. پس از تیموریان، سید امیر کیای مَلاطی و نوادگان وی (از سادات کیایی) بر گیلان حکومت کردند و تا سال ۱۰۰۰ ق. خاندان کیاییان حکومت داشتند، مقر حکومت سلطان در لاهیجان بود هزاراسپیان نوشتار اصلی: هزاراسپیان گستره حکومت اتابکان لر هزاراسپیان که به نام اتابکان لرستان نیز شناخته می‌شود نام سلسله‌ای کرد است که از (۵۵۰ تا ۸۲۷ هَ. ق.)، (۱۱۴۸ تا ۱۴۲۴) به نواحی لرستان کنونی و بخش‌هایی از استان خوزستان و چهارمحال و بختیاری حکومت کرده‌اند.اتابکان به دو دسته اتابکان لر بزرگ و اتابکان لر کوچک تقسیم می‌شود.پایتخت اتابکان لر بزرگ در شهر ایذه (ایدج) و پایتخت اتابکان لر کوچک در شهر خرم‌آباد بود قراقویونلوها نوشتار اصلی: قراقویونلو قراقویونلو واژه‌ای ترکی و به معنی صاحبان گوسفندهای سیاه است. این واژه بسته به لهجه محلی گوینده، قره قویونلو هم تلفظ و نوشته می‌شود. نام قراقویونلوها اولین بار در تاریخ در دوره قبل از سلسله صفویه مطرح گردیده‌است. قراقویونلوها که ترکمن بودند ابتدا دست نشاندگان سلسله مغولی جلایری‌ها در تبریز و بغداد بودند. اما در سال ۱۳۷۵ (میلادی) قرا یوسف رهبر قراقویونلوها در پی شورشی بر علیه جلایری‌ها استقلال خود را از جلایری‌ها اعلام کرد و کنترل آذربایجان، موصل و بغداد را بدست گرفت. تیموریان در حوالی ۱۴۰۰ قرا یوسف را شکست داده و قرایوسف به مصر متواری شد. وی پس از مدتی و در ۱۴۰۶ با کمک حاکمان وقت مصر، مملوک‌ها، دوباره کنترل تبریز را بدست آورد. دولت شیعی قراقویونلو در بخش مهمی از سرزمین ایران شامل خوزستان، کرمان، فارس و هرات حضور داشت واپسین فرمانروای قره‌قویونلو جهانشاه قراقویونلو نام داشت که اوزون حسن از دودمان آق‌قویونلو او را شکست داد و وی را به همراه پسرش کشت آق‌قویونلوها نوشتار اصلی: آق‌قویونلو آق قویونلو سلسله‌ای از ترکمن‌ها‌ی سنی بود که بر قسمت‌های از قفقاز، شرق ترکیه و شمال ایران از ۱۳۷۸ تا ۱۵۰۸ میلادی فرمان می‌راند. طبق اسناد بیزانسی آق قویونلوها حداقل از سال ۱۳۴۰ میلادی در آناتولی حضور داشتند و اکثر سلاطین آق قویونلو همچنین بانی آن قره عثمان با شاهزاده خانمهای بیزانس ازدواج می‌کردند. اولین اراضی تحت حاکمیت آق قویونلوها ایالت دیار بکر در آناتولی بود که در سال ۱۴۰۲ میلادی از تیمور به قره عثمان واگذار گردید. مدت زیادی آق قویونلوها قادر به گسترش اراضی خود نبودند، چون رقیبانشان (قره قویونلوها) مانع قدرت‌گیری آنها می‌شدند ولی این وضع با پیروزی اوزون حسن بر جهانشاه قره قویونلو در سال ۱۴۶۷ پایان یافت در دوران حکومت‌های ملی شاه اسماعیل یکم صفوی صفویه نوشتار اصلی: صفویه صفوی، صفویه یا صفویان دودمانی ایرانی و شیعه بودند که در سال‌های ۸۸۰ تا ۱۱۰۱ هجری خورشیدی (برابر ۱۱۳۵-۹۰۷ قمری و ۱۷۲۲-۱۵۰۱ میلادی) بر ایران فرمانروایی کردند. بنیانگذار دودمان پادشاهی صفوی، شاه اسماعیل یکم است که در سال ۸۸۰ خورشیدی در تبریز تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه راستین صفوی، شاه سلطان حسین است که در سال ۱۱۰۱ خورشیدی از افغانها شکست خورد. دوره صفویه از مهم‌ترین دوران تاریخی ایران به شمار می‌آید، چرا که پس از نهصد سال پس از نابودی شاهنشاهی ساسانیان، یک فرمانروایی پادشاهی متمرکز ایرانی توانست بر سراسر ایران آن روزگار فرمانروایی کند. به درستی پس از اسلام، چندین پادشاهی ایرانی مانند صفاریان، سامانیان، آل بویه و سربداران ساخته شد، ولی هیچ‌کدام نتوانستند تمام ایران را زیر پوشش خود جای دهند و یکپارچگی میان مردم ایران پدید آوردند صفویان، آیین شیعه را دین رسمی ایران جای دادند و آن را به عنوان عامل همبستگی ملّی ایرانیان برگزیدند. شیوه فرمانروایی صفوی تمرکزگرا و نیروی مطلقه (در دست شاه) بود. پس از ساختن پادشاهی صفویه، ایران اهمیتی بیشتر پیدا کرد و از ثبات و یکپارچگی برخوردار شد و در زمینهٔ جهانی نام‌آور شد.[۶۶] در این دوره روابط ایران و کشورهای اروپایی به شوند (دلیل) دشمنی امپراتوری عثمانی با صفویان و نیز جریان‌های بازرگانی (به ویژه داد و ستد ابریشم از ایران) گسترش فراوانی یافت. در دوره صفوی (به ویژه نیمه نخست آن) جنگ‌های بسیاری میان ایران با امپراتوری عثمانی در باختر و با ازبکها در خاور کشور رخ داد که شوند (علت) این جنگ‌ها جریان‌های زمینی و دینی بود افشاریه نادرشاه افشار نوشتار اصلی: ایل افشار افشارها طایفه‌ای از اوغوزها هستند که در ایران، ترکیه و افغانستان پراکنده‌اند اَفشار یا اوشار یکی از ایل‌های ترکمان است که در زمان شاه اسماعیل صفوی همراه با شش ایل بزرگ از آناتولی عثمانی به ایران آمدند و پایه‌های دودمان صفوی را بنیاد گذاردند. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم می‌شد: یکی قاسملو و دیگری ارخلو یا قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحی ابیورد و دره گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدی باشند. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند. ایل افشار ترک زبانند نادرقلی افشار ملقب به نادر شاه رئیس ایل افشار بود که به پادشاهی ایران رسید و بنیانگذار دودمان افشاریه شد. او دوازده سال (از ۱۱۱۴ تا ۱۱۲۶) بر ایران حکومت کرد. پایتخت وی شهر مشهد بود او از مشهورترین پادشاهان ایران پس از اسلام است. نادرقلی در حدود سال ۱۰۶۶ خورشیدی در ایل افشار در درگز در شمال خراسان به دنیا آمد. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم می‌شد: یکی قاسملو و دیگری ارخلو یا قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود.. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند زندیه نوشتار اصلی: زند کریم‌خان زند زندیان یا زندیه یا دودمان زند نام خاندانی پادشاهی از طایفه زند است. کریم خان زند موسس این سلسله پادشاهی متولد شهرستان ملایر است و قبر مادر وی همچنان در روستای پری از توابع ملایر قابل مشاهده‌است که میان فروپاشی افشاریان تا برآمدن قاجار به درازای چهل و شش سال در ایران بر سر کار بودند. این سلسله به سردمداری کریم خان زند از طایفه زند از سال ۱۱۶۳ هجری قمری در ایران به قدرت رسید او فردی مدبر و مهربان بود. کریم خان خود را وکیل الرعایا نامید و از لقب (شاه) پرهیز کرد. شیراز را پایتخت خود گردانید و در آبادانی آن کوشش نمود. ارگ، بازار، حمام و مسجد وکیل شیراز از کریمخان زند وکیل الرعایا به یادگار مانده‌است. کریمخان زند وکیل الرعایا (۱۱۹۳ – ۱۱۶۳ ه.ق.): از سوابق زندگی خان زند تا سال ۱۱۶۳ ه.ق. که جنگ‌های خانگی بازماندگان نادر شاه بی کفایتی آنان را برای مملکتداری آشکار ساخت و به تبع آن عرصه را برای ظهور قدرت‌های جدید مستعد گردانید، خبری در دست نیست. به دنبال اغتشاشات گسترده و عمومی این ایام خان زند به همراه علی مردان خان بختیاری و ابوالفتح خان بختیاری اتحاد مثلثی تشکیل دادند و کسی را از سوی مادری از تبار صفویان بود را به نام شاه‌اسماعیل سوم به شاهی برداشتند. ولی چون هیچ یک از آنان خود را از دیگری کمتر نمی‌شمرد، ناچار به نزاع‌های داخلی روی آوردند. سرانجام کریم خان توانست پس از شانزده سال مبارزه دایمی بر تمامی حریفان خود از جمله محمدحسن خان قاجار و آزاد خان افغان غلبه کند و صفحات مرکزی و شمالی و غربی و جنوبی ایران را در اختیار بگیرد. وی به انگلیس‌ها روی خوش نشان نداد و همواره می‌گفت آن‌ها می‌خواهند ایران را مانند هندوستان کنند. برادر وی، صادق خان، نیز موفق شد در سال ۱۱۸۹ هجری قمری بصره را از حکومت عثمانی منتزع نماید و به این ترتیب، نفاذ اوامر دولت ایران را بر سراسر اروندرود و بحرین و جزایر جنوبی خلیج فارس مسلم گرداند قاجاریه میرزا تقی خان امیرکبیر نوشتار اصلی: قاجار قاجار، قاجاریه یا قاجاریان دودمانی ترک نژاد بودند که از حدود سال ۱۱۷۰ تا ۱۳۰۴ بر ایران فرمان راندند. ایل قاجار یکی از طایفه‌های ترکمان بود که بر اثر یورش مغول از آسیای میانه به ایران آمدند. آنان ابتدا در پیرامون ارمنستان ساکن شدند که شاه عباس بزرگ یک دسته از آنان را در استرآباد (گرگان امروزی) ساکن کرد و حکومت قاجاریه نیز از قاجارهای استرآباد تشکیل یافته‌است. بنیانگذار این سلسله آغامحمد خان است که رسماً در سال ۱۱۷۴ در تهران تاجگذاری کرد و آخرین پادشاه قاجار، احمد شاه است که در سال ۱۳۰۴ برکنار شد و رضاشاه پهلوی، جای او را گرفت قاجارها قبیله‌ای از ترکمان‌ها بودند که بر اثر یورش مغول از آسیای میانه به آسیای صغیر و سپس ایران آمدند. قبیله قاجار یکی از قبایل قزلباش بود که ارتش صفوی محسوب می‌شد.[۸۳] ایشان تبار خود را به کسی به نام قاجار نویان می‌رساندند که از سرداران چنگیز بود. نام این قبیله ریشه در عبارت آقاجر به معنای جنگجوی جنگل دارد. قاجار از ریشه کلمه قاچار است که در ترکی به معنای فراری است. پس از حمله مغول به ایران و میان‌رودان، قاجارها نیز به همراه چند طایفه ترکمان و تاتار دیگر به شام و آناتولی کوچیدند. هنگامی که تیمور گورکانی به این نقطه تاخت، قبایل ترک بسیاری از جمله قاجارها و دیگر کوچندگان را به بند کشید و قصد بازگرداندن آنها به آسیای میانه را داشت. ولی آنها را به خواهش خواجه علی سیاه‌پوش - صوفی خانقاه صفوی - آزاد شدند که این موضوع باعث شیعه شدن و ارادت آنان به خاندان صفوی شد. پس از آن قاجارها یکی از سازندگان سپاه قزلباش شدند پهلوی محمدرضا پهلوی و فرح دیبا نوشتار اصلی: پهلوی دودمان پهلوی (۱۳۰۴ تا ۱۳۵۷) سلسله‌ای است که پس از انحلال سلسله قاجار، بر ایران حکومت کردند. رضاخان میر پنج با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ به قدرت رسید و وزیر جنگ شد و سید ضیا نخست‌وزیر، سه ماه بعد، سیدضیا برکنار شد و قوام نخست‌وزیر شد و رضاخان وزیر جنگ باقی ماند. بعدها وی به مقام ریاست الوزرایی رسید. رضاشاه پهلوی، شاه ایران از (۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰) و بنیانگذار سلسله پهلوی بود. محمدرضا شاه پهلوی از ۲۵ شهریور ۱۳۲۰ تا وقوع انقلاب ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ شاه ایران بود. محمدرضاشاه با کودتای ۲۸ مرداد، قدرت خود را تحکیم کرد، او با وقوع انقلاب ایران برکنار شد و از این رو آخرین شاه نظام ۲۵۰۰ ساله سلطنتی در ایران به حساب می‌آید. از جمله فعالیتهای سلسله پهلوی آزادی مردم در شرب خمر، نوع لباس وهمچنین آزادی زنان در ورزش٫حجاب ٫شرکت در مجلس وحق رای؛ همچنین تلاش بسیاری برای مدرنوزاسیون انجام شد. انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷، انقلابی بود که با شرکت اکثر مردم و احزاب اسلامی، ملی، کمونیستی، و روشنفکران ایران، نظام پادشاهی این کشور را سرنگون، و پیش‌زمینهٔ روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی در ایران را فراهم کرد. ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ را روز پیروزی این انقلاب می‌دانند. این انقلاب به رهبری خمینی به پیروزی رسید. سلطنت پهلوی با انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ برچیده شد.  
[ ] [ ] [ تقیان ]
سر تخت جمشید جای تو باد
                                             سریر سران خاک پای تو باد (نظامی)

تخت جمشید (Ttakht -e- Jamshid) نام محلی پایتخت داریوش بزرگ است؛ که از لحاظ وسعت، عظمت و شکوه، مهمترین مجموعه باستانی هخامنشی در ایران است. این مجموعه بی نظیر در دامنه کوه رحمت (کوه مهر)، در مقابل جلگه
مرودشت و 55 کیلومتری شمال شرقی شیراز قرار دارد. یونانیان و به تبع آنها اروپائیان، گاهی آنرا "پرسه پلیس"، "پرسَپُلیس" (با کسر "پ" اول، فتح "سین" اول و ضم "پ" دوم) یا "پرسپولیس" (persepolis) می خوانند؛ اما نام تاریخی آن که در کتیبه های کاخ ها ثبت شده پارسَه (parsa) به معنای شهر مردمان پارسی است.


مسیر منتهی به تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی
مسیر منتهی به تخت جمشید


آثار تاریخی به جای مانده در آن، از باشكوه ترین مجموعه های تاریخ ایران و جهان است. این بنا در زمان داریوش اول از پادشاهان هخامنشی در سال 518 قبل از میلاد به قصد ایجاد پایتختی آئینی در جلگه مرودشت، بر دامنه كوه مقدس رحمت (كوه مهر) بنیان نهاده شد و ساخت آن جمعا حدود120 سال به طول انجامید.


نمایی از تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی
نمایی از تخت جمشید


مجموعه تخت جمشید به وسعتی حدود 135000 متر مربع و تماما از سنگ ساخته شده است. در میان سنگها از هیچ گونه ملاتی استفاده نشده اما در بعضی نقاط، سنگها را با بست های آهنی به نام دم چلچله ای به هم اتصال داده اند و از چفت هایی سربی استفاده کرده اند.

مجموعه تخت جمشید شامل هفت كاخ (تالار)، نقوش برجسته، پلكانها،‌ ستونها، ‌و دو آرامگاه سنگی است. جمعا بیش از سه هزار نقش برجسته در ساختمان ها و مقبره های تخت جمشید وجود دارد كه به طرز خارق العاده ای هماهنگ می باشند.


تصویری حیرت انگیز از تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی
تصویری حیرت انگیز از تخت جمشید

بخش باشکوهی از آثار به جای مانده در تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی
بخش باشکوهی از آثار به جای مانده در تخت جمشید

درون مقبره اردشیر دوم؛ تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی
درون مقبره اردشیر دوم؛ تخت جمشید

مقبره اردشیر دوم؛ تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی
مقبره اردشیر دوم؛ تخت جمشید


 

مقبره اردشیر سوم؛ تخت جمشید؛ عکس از آنوبانینی
مقبره اردشیر سوم؛ تخت جمشید


[ ] [ ] [ تقیان ]

 


تا به حال در مورد سیستم اعداد iEEE، اعداد ممیز شناور و NaN و نحوه نمایش آنها صحبت کرده ایم. این بار با نگاهی پایه‌ای تر برای آن دسته از مخاطبانی که آشنایی چندانی با سیستم‌های عددی ندارند، محاسبات را مرور می‌کنیم.

جمع و تفریق اعداد باینری در مدارهای جمع کننده کامپیوتر انجام می شود. برای اعداد علامت دار، در ساده ترین حالت آخرین بیت سمت چپ به عنوان بیت علامت (Sign Bit) در نظر گرفته می شود و با نماد S نمایش می دهند. به طوری که اگر S=0 باشد عدد مثبت است و اگر S=1 باشد، عدد منفی‌ست.

در مورد جمع و تفریق اعداد باینری، بیت علامت نیز مانند سایر بیت ها در نظر گرفته می شود.

جمع باینری

جمع اعداد باینری بسیار ساده است. برای جمع دو عدد باینری از نماد S به عنوان Sum و از نماد C به عنوان Carry یا بیت نقلی استفاده می کنیم. همان طور که در جدول زیر ملاحظه می کنید، اگر دو بیت صفر باشند، مجموع و بیت نقلی برابر صفر است. اگر یکی از بیت ها یک باشد، مجموع یک می شود و دو صورتی که هر دو بیت یک باشد، مجموع و بین نقلی برابر یک خواهد شد.

جمع و تفریق اعداد باینری

برای جمع هر بیت، سخت افزار از مدار جمع کننده کامل FA یا Full Adder بهره می برد. در صورتی که اعداد ما چهار بیتی باشند، چهار مدار جمع کننده کامل برای جمع دو عدد نیاز است.

جمع و تفریق اعداد باینری

تفریق اعداد باینری و سیستم مکمل 2

در کامپیوترها تفریق کننده مجزا برای تفریق دو عدد ساخته نمی شود و معمولا از همان مدار جمع کننده برای تفریق نیز استفاده می شود. در این صورت برای تفریق دو عدد مکمل 2 ( 2' Complement) مفروق را محاسبه می کنیم و با مفروق منه جمع می نماییم.

مکمل 2 یک عدد یعنی مکمل 1 آن عدد بعلاوه یک

برای پیدا کردن مکمل 1 (1' Complement) هر عدد، بیت های آن عدد را معکوس می کنیم، یعنی صفر را به یک و یک را به صفر تبدیل می کنیم. به عنوان مثال مکمل 1 عدد 00001001 برابر با 11110110 خواهد بود.

حال برای محاسبه مکمل 2 عدد کافیست به مکمل 1 عدد، یک واحد اضافه نماییم. که برای مثال بالا خواهیم داشت :

11110110 + 1=  11110111

حال اگر بخواهیم عدد 00001001 را از عدد 00001101 کم کنیم، کافیست مکمل 2 عدد اول، یعنی 11110111، را با عدد دوم جمع کنیم که خواهیم داشت:

00001101 + 11110111 = 00000100

در این محاسبه باید از بین نقلی آخر صرفه نظر کنیم که نتیجه تفریق برابر 4 بدست آید. اگر به ترتیب فوق عمل کنیم نیازی به تفریق کننده مجزا در سخت افزار نخواهیم داشت.

 

سرریز / پاریز

پهنای بیتی در هر کامپیوتر حداقل و حداکثر اعداد صحیحی را که آن کامپیوتر می تواند نمایش دهد، محدود می کند. در اعدا صحیح بدون علامت، هر عدد n بیتی می تواند مقادیری بین 0 تا (2^n)-1 را نمایش دهد. اما عملیات محاسبلتی بر روی اعدادی که می توانند با تعداد معینی از بیت ها نمایش داده شوند، نتایجی را تولید می کنند که در همان قالب نمی توانند به نمایش درآیند. برای مثال جمع دو عدد صحیح n بیتی می تواند نتیجه ای با طول 2((2^n)-1) را تولید کند که با n بیت قابل نمایش نیست و هم چنین ممکن است که نتایحج منفی از تفریق دو عدد صحیح مثبت تولید شود که توسط یک عدد n بیتی بدون علامت قابل نمایش نباشد.

هنگامی که یک عمل نتیجه ای را تولید می کند که نمی تواند در قالب عملوندهای ورودی اش بیان شود، گفته می شود که سر ریز یا پاریز رخ داده است

سرریز زمانی روی می دهد که نتیجه یک عمل خیلی بزرگتر از آن باشد که بتوان در قالب داده های ورودی نمایش داد و پاریز زمانی رخ می دهد که نتیجه خیلی کوپکتر از حدی است که قابل نمایش در آن قالب باشد. سیستم های مختلف، سرریز و پاریزها را با روش های متفاوتی مدیریت می کنند. تعدادی از آنها در هنگام مواجهه با این مسئله پیغام خطا می دهند و مابقی سیستم ها نتیجه را با نزدیکترین مقداری که می تواند در آن قالب نمایش داده شود، جایگزین می سازد. در اعداد با ممیز شنائر، استاندارد IEEE مجموعه خاصی از نمایش را مشخص می کند که بیانگر وقوع سرریز یا پاریز است. این روش های نمایش NaN یا Not a Number نامیده می شوند. برای اطلاعات بیشتر می توانید به مقاله "اعدادی که عدد نیستند"  رجوع کنید.

 

 

فاطمه مجدآبادی

[ ] [ ] [ تقیان ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

به وبلاگ آموزشگاه ابتدایی دخترانه شکوه خوش آمديد
با تشکر طیبه تقیان
شماره تماس 03126483962