جو روانی کلاس
اصولاً در هر سازماني (از جمله مدرسه و محيط آموزشي) مجموعه عوامل مختلفي دست به دست هم مي دهند و «جو سازي» به خصوصي را به وجود مي آورند. از جمله اين عوامل مي توان به محيط فرهنگي حاکم بر سازمان, ويژگي هاي فردي و شخصيتي اعضا سازمان, محيط فيزيکي و امکانات مادي سازمان, نيازها و مشکلات موجود, درجه آزادي افراد (که عموماً متناسب با بلوغ فکري آن ها براي ايشان در نظر گرفته شده است) و عوامل ديگري از اين قبيل اشاره نمود.
«جو سازي» در مدرسه نيز يکي از عوامل مهم تسهيل کننده و يا بازدارنده روابط انساني است. در اين زمينه, حاکميت جو «بسته» و يا جو مسموم که موجبات ترس, بي اعتمادي و عدم بيان نيازها و مشکلات را به وجود مي آورد, سبب انسداد راه هاي برقراري ارتباط و مهار استعدادها و خلاقيت مي شود و بالعکس, در محيطي که جوي سالم وجود دارد و افراد احساس آزادي منطقي, اعتماد, مالکيت و هويت مي کنند, بدون ترديد زمينه هاي تبادل افکار, انتقال احساسات و شکوفايي استعدادها فراهم مي شود.
در کلاس درس غالباً مجموعه عوامل متعددي دست به دست هم مي دهند و جو رواني به خصوصي را در کلاس پديد مي آورند. اگر دو کلاس يا دو مدرسه مجاور يا نسبتاً نزديک به هم در يک مقطع تحصيلي, که از نظر شرايط اقتصادي, اجتماعي و فرهنگي کاملاً شبيه به هم هستند را در نظر بگيريم, متوجه مي شويم که جو حاکم بر آن ها با هم فرق دارد. در اين رابطه گرچه وضعيت فيزيکي کلاس درس و همچنين سطح انگيزه رواني و وضعيت روحي, رواني و عاطفي فراگيرندگان به نوبه خود در شکل گيري جو رواني کلاس مؤثر هستند, اما مي توان گفت که نقش معلم در به وجود آوردن چنين فضايي به مراتب مهم تر و تعيين کننده تر است.
از اين رو معلم در کلاس درس خود بايستي براي ايجاد يک جو سالم رواني کوشش کند و در راستاي نيل به اين منظور, مي بايست از همه عوامل دخيل در اين مسأله کمک بگيرد.
مشاهده مي شود که وضعيت فيزيکي و تصوير ظاهري معلم, همچنين صداي معلم, (از جهت کيفيت, طنين, حالت, سرعت و ملايمت رواني آن) در ايجاد جو رواني مطلوب در کلاس, اثرگذار مي باشد. صداي شاداب, آرامبخش و طبيعي معلم به ايجاد فضاي آرام و خالي از تنش در کلاس درس کمک مي کند؛ به خصوص آن که در چنين مواقعي فراگيرندگان نيز مايلند تا کيفيتي مشابه با صداي معلم را منعکس نمايند. عکس اين قضيه نيز صادق است؛ يعني صداي خشن و با مضطرب به ايجاد فضاي متشنج در کلاس کمک مي کند.
نوع برخورد و انتظارات معلم از نتايج عملکرد آموزشي هم در تعيين کيفيت جو رواني حاکم بر کلاس حائز اهميت است. معلمي که عادتاً با نشاط, خندان و خوش بين باشد و قابليت ها و توانايي هاي فراگيرندگان خود را درک نمايد و به آن اعتقاد داشته باشد, و قادر به ارزشيابي صحيح و منصفانه و عادلانه از فراگيرندگان خود باشد, اين طرز نگرش و برخورد او به طور مستقيم بر وضعيت رواني کلاس تأثيري مثبت بر جاي خواهد گذاشت. همچنين چگونگي رفتار و عملکرد معلم و نوع جاذبه هايي که او براي کلاس ايجاد مي کند نيز در اين خصوص از اهميت خاصي برخوردار است. به عنوان مثال شوخ طبعي و استفاده از شوخي و مزاح مي تواند فضاي مطلوبي را براي آموزش فراهم آورده و يادگيري را آسان تر کند, تنش ها را کاهش دهد و به ايجاد روابط طبيعي ميان افراد کمک کند و اعضا کلاس را از خويشتن گرايي خارج سازد.
گاهي حتي با استفاده از شوخي و طنز مي توان نکات اخلاقي و انضباطي را تفهيم کرد و شاگردان نافرمان را تحت کنترل درآورد. شوخي مناسب و مزاح به طور کلي, شيوه نفوذ عالي و همه جانبه اي مخصوصاً در موقعيت هاي دشوار است. البته لازم نيست که حتماً شوخي ها از قبل آماده شده, يا خيلي خنده آور باشد. بلکه مي بايست به خاطر داشته باشيد که شوخي بايد ملايم, محترمانه و ظريف باشد و حتي الامکان به موضوع درس مربوط باشد.
به ياد داشته باشيد که رفتارهايي همچون ريشخند زدن, تمسخر يا دست انداختن ديگران به هيچ وجه شوخي مناسبي تلقي نمي شود. اين شعار را همواره در ذهن داشته باشيم و به شاگردان خود نيز بياموزيم که در شوخي ها بايد «با هم بخنديم, نه آن که به هم بخنديم». در شوخي ها نبايستي از شخصيت کسي براي خنداندن ديگران خرج کنيد.
نوع و چگونگي به کار بستن روش هاي کنترلي, عامل ديگري است که در ايجاد جو رواني سالم در کلاس داراي اهميت خاصي است. در اين زمينه بهتر است تا حتي الامکان سعي شود که از کنترل هاي مثبت (مثل تقويت رفتار با جايزه و اعطاي امتياز و امثال آن) به جاي کنترل هاي رفتاري منفي (از قبيل تهديد, سرزنش, تنبيه و ...) استفاده گردد.
به طور کلي هر اندازه فراگيرندگان احترام به نفس بيشتري داشته باشند و به خصوص بتوانند نظرات و عقايد و پرسش هاي خود را آزادانه تر مطرح سازند, جو رواني حاکم بر کلاس از سلامت بيشتري برخوردار است.
براي ايجاد احترام به نفش بيشتر در فراگيرندگان, ابتدا معلم مي بايست خودش به احترام به نفس بالايي دست يابد (از طريق کسب تصور مطلوبي از خود و در نظر گرفتن توصيه هاي مذهبي و اخلاقي و در ذهن آوردن الگوهاي مطرح شده در اين زمينه) و سپس از طريق تشويق و حفظ احترام متقابل و تلاش در جهت توسعه روابط في مابين با فراگيرندگان خود و نهايتاً با گوش دادن به احساسات آن ها به اين مهم دست يابد. همچنين معلم مي بايست از پيش داوري هاي منفي نسبت به فراگيرندگان خود بپرهيزد و آن ها را همان طور که هستند پذيرا باشد. بعلاوه او مي بايست در رفتار خود صداقت داشته باشد و به دور از آن که بخواهد حالت تدافعي به خود بگيرد و يا خود را پشت ماسک حرفه اي پنهان کند, بايستي صميمي, بي ريا و مخلص عمل کند.
استفاده از تماس هاي چشمي و حرکات بدني مناسب و همچنين بهره بردن از کلمات و عبارات شوق انگيز و ارزش دهنده و آرامش بخش نيز در بهبود وضعيت رواني کلاس کمک مي کند و به معلم نيز اجازه مي دهد تا از اين طريق «حس دوست داشتن» و احساسات مطلوب خود را به کلاس منتقل کند.
به طور کلي مي توان گفت که ايجاد, حفظ و توسعه فضاي مطلوب رواني و عاطفي در کلاس زمينه ساز موفقيت معلم است و از اين رو مي بايست از تمامي امکانات موجود دراين زمينه بهره لازم گرفته شود.
نگاهي به تاثير و کاربرد رنگ در مديريت آموزشگاهي
رنگ, نوازشگر روح
بسياري مي انديشند که رنگ تنها عامل تفاوت در اشياست و به کمک آن اشيا راحت تر و بهتر شناخته مي شوند. عده اي نيز معتقدند که رنگ براي تزئين منزل, اشيا, لباس و ... است. اما از ديدگاه روانشناسي, رنگ ها جايگاه ويژه اي در زندگي انسان دارند, يعني, بخش مهمي از زندگي ما را تشکيل مي دهند و جزئي جدايي ناپذير از زندگي ما هستند. با استفاده از رنگ کردن مي توان در همة افراد و در هر سني تاثير مثبت يا منفي گذاشت. اين تاثير در کودکان, نوجوانان و جوانان بيشتر از هرکس ديگري نمود پيدا مي کند.
انتخاب رنگ مناسب در بعضي از مکان ها بسيار مهم است. اين مساله زماني اهميت بيشتري مي يابد که فرد دائماً با مکان مورد نظر در تماس باشد يا براي مدتي طولاني مجبور باشد در آن مکان اقامت گزيند. «مدرسه» يکي از همين مکان هاست.
دانش آموزان, زنده ترين, مفيدترين و فعال ترين ساعات خود را در روز, در مدرسه سپري مي کنند و بي شک حق دارند که بخواهند در مکاني دلچسب, آرام و زيبا به درس و تحصيل بپردازند. از اين رو دقت در انتخاب رنگ کلاس ها, راهروها, بوفه, نمازخانه, دفتر مدرسه و ... بسيار مهم و قابل تامل است.
تاثير رنگ ها در برقراري ارتباط
به عقيده روانشناسان, رنگ اشيا, فضا و لباس افراد تاثير مستقيمي در برقراري ارتباط شخص با آنها دارد. بارها کوشيده ايم با فرد, فضا, مکان و يا حتي غذايي ارتباط بر قرار کنيم, اما نتوانسته ايم. اين دقيقاً ناشي از تاثير رنگ آنها بر روان ماست. از اين رو, دانش آموز تا زماني که نتواند خود را با فضاي کلاس, اشياي داخل آن, ميز و نيمکت, لباس معلم, و مانند آنها تطبيق دهد, نمي تواند از حضور در کلاس لذت ببرد و در فضاي آن احساس آرامش کند. معمولاً کلاس هاي درس, راهروها, دفتر مدرسه, درها و جاهاي ديگر مدرسه, با رنگ هايي ايستا و مرده, چون سفيد و خاکستري رنگ مي شوند. اخيراً ورود «وايت بورد» سفيد به کلاس ها نيز بر تاثير اين فضاي مرده و ايستا افزوده است. ميز فلزي آموزگار و ديوارهاي خالي از تصاوير شاد نيز عوامل ديگري در تشديد اين تاثير نامطلوب هستند. مجموع اين عوامل سبب مي شود در دانش آموزان کلاس, بي حوصلگي, يکنواختي, بي تحرکي و بي ميلي بروز کند.
اين نکات اگرچه ممکن است به وضوح ديده نشوند, اما بي شک بر لايه هاي پنهان ذهن دانش آموز تاثير مي گذارند و باعث مي شوند دانش آموز نتواند با مدرسه ارتباط برقرار کند.
تاثير رنگ بر رفتار و حالات شخص
به همان ميزان که رنگ قرمز محرک و شادي بخش است, رنگ آبي ايجاد آرامش مي کند و احساسي آميخته با صلابت و شکوه در بيننده به وجود مي آورد, رنگ صورتي مهرباني و عطوفت ايجاد مي کند, رنگ خاکستري احساس مردگي و سکون را القا مي کند و رنگ سفيد نوعي سردي, غم و کسالت را- با وجودي که آن را مظهر پاکي مي دانند- به ذهن و احساس متبادر مي سازد. بنابراين رنگ ديوارها, ميز و نيمکت ها, پرده ها, تابلوها و پوسترهاي روي ديوار کلاس همگي بر ذهن, احساس و رفتار دانش آموزان تاثير مي گذارد. از اين رو, اگر در رنگ آميزي کلاس ها از رنگ هايي چون آبي روشن, سبز ملايم, زرد بسيار ملايم و صورتي يا به عبارتي ديگر رنگ هاي زنده و آرامش بخش استفاده شود, بي شک تاثيرات مثبتي به همراه خواهد داشت. اقداماتي از قبيل: تعويض ميز فلزي معلم با ميز چوبي, استفاده از پوسترهاي رنگي و تعويض نيمکت هاي دانش آموزان, همگي راه هاي بسيار مناسبي براي کاهش حالت هاي افسردگي, اضطراب, دلزدگي و نظاير آنها در دانش آموزان هستند.
رنگ به عنوان سمبل
رنگ ها هريک سمبل حالت, مشخصه يا وضعيتي خاص هستند و بعضي از آنها در فرهنگ هاي گوناگون معني خاصي دارند. بنابراين مي توان با آگاهي از «جايگاه رنگ ها» و يا به عبارت ديگر شخصيت رنگ ها, در هر مکاني از رنگ مناسب آن مکان استفاده کرد.
براي مثال, در فرهنگ ما رنگ سبز, سمبل «تقدس» است. از اين رو تاثير تحريک کننده براي انجام مراسم مذهبي و عبادت ها دارد. اگر نمازخانة مدرسه با رنگ سبز (نه الزاماً سبز تند) رنگ آميزي و تزئين شود, عامل مهمي در جلب بيشتر دانش آموزان به سوي عبادت خواهد بود. رنگ بنفش سمبل قحطي و خشکسالي است. به همين خاطر نبايد در رنگ آميزي بوفه مدرسه و يا وسايل آن از اين رنگ استفاده کرد. در اين مکان رنگ هاي زرد و نارنجي که تحريک کننده اشتها هستند, مناسب است. رنگ خاکستري نوعي اضطراب, افسردگي و ترس نهفته به همراه دارد, بنابراين نبايد «دفتر مدرسه» را رنگ خاکستري زد يا از وسايلي به اين رنگ در تزئين آن استفاده کرد؛ زيرا براي دانش آموزان, دفتر مدرسه خود به قدر کافي مکاني پر اضطراي است.
فضاي سبز, بخشي از رنگ آميزي مدرسه
همه ما به تاثيرات مثبت فضاي سبز از جنبة مسائل زيست محيطي آگاه هستيم, اما شايد هيچ گاه به جنبة ديگر آن يعني تاثير رنگ فضاي سبز بر اعصاب و روان دانش آموزان نينديشيده ايم.
وجود فضاي سبز در مدرسه به دليل ايجاد تنوع در فضاي مدرسه, مخصوصاً به خاطر رنگ آن بسيار مهم است. حتي مي توان با استفاده از چند گلدان, ايجاد حاشيه اي سبز باريک در پاي ديوار حياط و کاشت چند نوع گل يا درخت و درختچه, هم کيفيت زيست محيطي مدرسه را بهبود بخشيد و هم نوعي تنوع رنگ ايجاد کرد و از اين طريق, در ساعات تفريح به دانش آموزان آرامش روحي داد. از اين مهمتر, اگر از نيروي خود دانش آموزان در کاشت گل ها و گياهان کمک گرفته شود, مسلماً تاثير ان از نظر رواني و احساس تعلق و مراقبت بر آنها چند برابر خواهد شد.
کلام آخر اين که تغيير رنگ مانتوي دانش آموزان از رنگ هاي ملال آور نظير سرمه اي, مشکي و طوسي به رنگ هاي شادي آور چون: صورتي, آبي و سبز نه تنها در روحية آنان, که در روحية آموزگاران نيز تاثيرات مثبت و فراواني مي گذارد. بنابراين مي توان براي تکميل اين حرکت مثبت و ارزشمند, در رنگ آميزي مدرسه ها تحولي ايجاد کرد.
ايجاد تنوع و تقويت انگيزه
بر اساس نتايج تحقيقات انجام شده, روش هاي مختلفي جهت توسعه انگيزه يادگيري و تقويت آن پيشنهاد شده است. يکي از روش هاي خود و در دسترس براي ارتقاء سطح انگيزه, معرفي و آشنا ساختن فراگيرندگان با الگوهاي موفق است؛ چرا که الگوبرداري و استفاده از الگو از ابزارهاي مهم تربيتي است و البته اين ابزار تربيتي در درجه اول با تحريک «انگيزه» مخاطب, يادگيري را در او تسهيل مي نمايد. فراگيرندگان در درجه اول از بستر خانواده و سپس از طريق معلم و يا از طريق ديگر (همچون دوستان و آشنايان, يا مطالعه کتاب, ديدن فيلم و امثال آن) با الگوهاي مطلوب نظر خود مواجه مي شوند و براي همانند سازي و نيل به آن از خود اشتياق نشان مي دهند که از ثمرات افزايش چنين اشتياقي افزايش يادگيري در فرد است.
همسويي و تطابق محتواي درس و شيوه هاي ارائه درس با نياز و گرايش هاي خاص فراگيرندگان نيز در تقويت انگيزه آنان اهميت قابل ملاحظه اي دارد. (به عنوان مثال يکي از عوامل محرک انگيزه, به خصوص براي سنين بالاتر آن است که مطالب درسي هر چه کاربردي تر و ملموس تر ارائه شود.) به علاوه حتي الامکان بايستي کوشش شود تا بحث او فعاليت هاي آموزشي با آن چه که فراگيرنده در خارج از کلاس با آن رو به رو است همخواني داشته باشد.
تنوع بخشيدن به شيوه هاي ارائه درس, (تا حدي که فراگيرنده را نسبت به رويه عادي و روال کار در صحنه تدريس سر در گم نکند) نيز براي تقويت انگيزه بسيار کمک کننده است و موجب همراهي بهتر و جلب تمرکز فراگيرندگان مي شود. در اين زمينه توصيه مي شود که تا جايي که شرايط اجازه مي دهد, با اتخاذ روش هايي همچون بهره گيري از وسايل کمک آموزشي و تنوع رنگ ها, نمادها, شوخي ها يا اغراق طنزآميز يک موضوع مربوط به درس (به صورتي که توجه فراگيرندگان را به خود جلب کند) و يا حتي اعلام خبرهاي غافلگير کننده و خوشحال کننده و امثال آن براي سرزنده تر بودن بيشتر فراگيرندگان خود اقدام کنيد.
جهت ايجاد «تنوع در انگيزه» در هر جلسه درس, معلم مي تواند با رفتارهايي همچون جا به جا شدن در اطراف کلاس (بدون حرکات اضافي و غير عادي) و با استفاده مناسب از تغيير و تنظيم لحن کلام (به صورت تأکيد بر کلمات خاص, جهت دادن عبارات, تغيير دادن مناسب تون و صدا و استفاده به جا از سکوت و ...) و استفاده از حرکات مناسب اندام ها و حالات صورت (به صورت غير متناسب چهره و چشم, حرکات مناسب دست و سر و ...) تمرکز شاگردان را جلب کند. البته توجه داشته باشيد که هماهنگي در استفاده از اين حرکات مهم است.
استفاده عبارات يا محرکات به ياد ماندني و حالات مهيج و استثنايي براي تسهيل در به خاطر سپردن و يادآوري مطالب مهم و کليدي روشي متفکرانه و مفيد است. به عنوان مثال يک معلم درس تعليمات ديني ممکن است به توصيف و شرح حديث «کساء» عملاً پارچه اي را به کلاس بياورد و با گردآوردن پنج نفر از شاگردان خود در زير آن, به شرح واقعه مزبور در صدر اسلام بپردازد.
يکي ديگر از روش هاي مفيد براي تنوع انگيزه و ايجاد علاقه و نشاط در بين فراگيرندگان روش «بازگشت» به دوران کودکي است که فراگيرندگان سنين پايين تر استفاده مي شود. بدين صورت که معلم از طريق روش هاي مختلفي همچون بازي تغيير نام, گردش, بازديد و امثال آن فراگيرندگان را به دوره هاي آرام و به دور از تنش کودکي خود مي برد و ضمن تنوع بخشيدن به کلاس باعث تسهيل در يادگيري آن موضوع به خصوص در آن ها مي شود. اين بدان علت است که اغلب افراد دوران کودکي خود را دوست دارند و در آن حال و هوا به آرامش بيشتري دست مي يابند و در نتيجه بهتر ياد مي گيرند.
استفاده از نمودارها و تصاوير و وسايل مختلف سمعي و بصري از طريق وا داشتن و به کار گرفتن حواس پنجگانه در فراگيرنده, بر تنوع کار تدريس مي افزايد؛ به خصوص آن که حتي الامکان بهتر است تا از مقوله هنر هر چه بيشتر در امر تدريس استفاده شود (احساسي کردن درس). علاوه بر آن کوشش شود تا فضاي هر کلاس مطابق با درس مربوطه آرايش داده شود.
به عنوان يک تکنيک آموزشي مي توانيد مسائل را در غالب يک طرح يا پروژه به فراگيرندگان آموزش دهيد تا آن ها در حين به کار بردن آن طرح, به مطالب آموزشي مورد نظر وقوف يابند. (به عنوان مثال برنامه تهيه مجموعه اي از حشرات براي آموزش بهتر درس علوم از اين نوع است.)
عامل ديگري که مي تواند انگيزه هاي موجود را تحرک ببخشد, عامل ايجاد «رقابت» است. رقابت عاملي است که موجب تحريک بلند پروازي و برتري طلبي مي شود. اما گاهي نيز به اضطراب و نا اميدي مي انجامد. لذا در چنين مواردي در نتيجه حکومت بيش از حد رقابت, به تدريج تنها عده اي که تواناترند, احساس موفقيت کرده و دائم به پيش مي روند و عده زيادي احساس شکست, خستگي و حتي گاهي عدم اعتماد به نفس مي کنند. البته شايد شما بتوانيد تا با به کار بستن ابتکار و هنر خود به گونه اي جو رقابت را ايجاد کنيد که عموم فراگيرندگان مزه موفقيت را بچشند و تا حد امکان آثار مخرب رقابت مهار شود.
به طور کلي در آن دسته از محيط هاي آموزشي که به جاي توسعه ايجاد رقابت صحيح و توسعه روابط سالم, حس برتري طلبي و تسلط جويي مورد تشويق مربيان و معلمين باشد, رقابت نه تنها سازنده نيست, بلکه سرانجام پس از طي دوره آموزش, فراگيرندگان کم و بيش فردگرا, غير مسئول و خود پسند و خودبرتر بين پرورده مي شوند که اغلب مايلند تا همنوعان خود را کمتر ببينند و حتي گاهي آرزو دارند تا آن ها را به هر شکل شکست داده و سپس با جدايي از افراد مغلوب و ناکام به تنهايي راه موفقيت را طي کنند.
شکوفايي خلاقيت
فراگيرنده بيشتر مي بايست به "فکر کردن" وادار شود تا به "اطاعت کردن". يک نگرش نادرست و کهنه وجود دارد, مبني بر اينکه برخي از معلمين در کلاس درس فراگيرندگاني که به پيروي محض از معلم خود مي پردازند را بيشتر مورد تشويق قرار مي دهند و از کار با آن ها لذت مي برند. در حالي که بعضاً در برابر فراگيرندگان مبتکر و خلاق جبهه مي گيرند و به خصوص از بين آن ها افراد با نمرات پايين تر را کمتر مورد توجه قرار مي دهند و حتي در ازاي جواب متفاوت از سوي آن ها, آن ها را به سختي مورد انتقاد قرار مي دهند و نسبت به آن ها ابزار خستگي و انزجار مي کنند.
گروهي از معلمان آماده اند تا به آساني فراگيرندگاني که به طور ناقص پاسخ مي دهند را به حال خود رها کنند و صرفاً از کار کردن با فراگيرندگاني که نمره بالاتري مي آورند لذت مي برند و معمولاً نمره خوب آن ها را سندي براي صحت عملکرد و روش انتخابي خود مي دانند. اين گروه از معلمان غالباً علاقه اي به توسعه خلاقيت فراگيرندگان خود ندارند و در کلاس درس آنان, صرفاً شاگردان خوش حافظه اي که قادر باشند تا نمرات خوبي کسب کنند, افرادي موفق تلقي مي شوند.
پيشنهاداتي براي رشد و توسعه خلاقيت
به منظور رشد و توسعه "خلاقيت" در فراگيرندگان, رعايت اصول بيست گانه ذيل, به عنوان راهنمايي مفيد خواهد بود:
1- به تفکر خلاق اهميت بدهيد. (هرگاه علائم بروز ابتکار و خلاقيت را در فراگيرنده اي مشاهده کرديد, او را تشويق نمائيد و اجازه ندهيد که درخشش جرقه هاي خلاقيت و نوآوري به خصوص در دوره هاي اوليه تحصيلي, با الزام و اجبار به انطباق با برنامه درسي خشک و انعطاف ناپذير يا برخي امور متفرقه ديگر, به تدريج به خاموشي گرايد.)
2- سعي کنيد تا فراگيرندگان را به محرک هاي محيطي حساستر کنيد. (خوب نگاه کردن به محيط اطراف, با دقت گوش کردن, بوئيدن, چشيدن و لمس کردن را با تمرين هاي مختلف به آن ها بياموزيد.) همچنين در دادن تکاليف و پروژه ها, گسترش خلاقيت را نيز در نظر بگيريد.
3- دخل و تصرف در اشياء و مفاهيم را در فراگيرندگان مانع نشويد, بلکه آن را تشويق کنيد.
4- چگونگي آزمودن منطقي و نظم هر مفهوم را به آن ها بياموزيد. (به تدريج از آغاز سن نوجواني به فراگيرندگان بياموزيد که چگونه مسائل را مشخص و توصيف کنند و چگونه به آزمايش هر مساله بپردازند.)
5- قابليت پذيرش مفاهيم جديد را در فراگيرندگان پرورش دهيد. (به گونه اي که آن ها بياموزند که امکان ورود معاني و مفاهيم جديد را درحوزه انديشه خود بپذيرند و بتوانند يافته هاي صحيح تر را جايگزين يا مکمل آموخته هاي پيشين خود نمايند و هر روز بيش از پيش در مسير تعالي گام بردارند.)
6- از تحميل يک الگوي خاص بر فراگيرندگان برحذر باشيد.
7- در کلاس درس جوي خلاق را حاکم سازيد. (جوي آرام, راحت و عاري از فشار و مبتني بر احترام متقابل را ايجاد کنيد و با فرد مبتکر, منطقي رفتار کنيد و در صورت ايجاد بي نظمي, حتي الامکان با او او مدارا کنيد).
8- به فراگيرنده نيز بياموزيد که به تفکر خلاق خود اهميت بدهد. (او را به يادداشت برداشت ها و يافته هاي عيني خود تشويق کنيد.)
9- به منظور اجتناب از بدآموزي همسالان يک فراگيرنده خلاق, آموزش هاي لازم را در اين خصوص براي آن ها اعمال کنيد. (اگر فراگيرنده بسيار خلاق شما باعث گمراهي و سردرگمي همکلاي هاي خود شده است, با آگاه کردن وي از احساسات ديگران به وي کمک کنيد).
10- درباره فرآيند خلاقيت, اطلاعات لازم را به فراگيرندگان خود انتقال دهيد. (به خصوص از ذکر الگوهاي خلاق جامعه و بيان داستان زندگي نوابغ, تا حد ممکن بهره بگيريد).
11- با پرورش حس جسارت و جرات در خلق شاهکارها, احساس ضعف را از فراگيرندگان خود دور کنيد. (مي توانيد بعضي از روش هاي به کار گرفته شده توسط نوابغ يا برخي مشکلات موجود در مسير زندگي آن ها را براي شاگردان خود بازگو کنيد).
12- يادگيري خود انگيز و خودجوش را تشويق نمائيد. (کليه فعاليت هاي فرهنگي, هنري, علمي و ورزشي و امثال آن را که هر يک از فراگيرندگان به صورت خود خاسته و خود جوش بدان مي پردازند, با دقت شناسايي نمائيد و آن را توسعه ببخشيد).
13- از فراگيرندگان سوالات بحث انگيز بپرسيد. (توجه آن ها را به يافته هاي مشکوک جلب نمائيد.)
14- براي داشتن تفکر خلاق ضرورت هايي ايجاد کنيد. (فراگيرندگان را با مسائل برانگيزنده مواجه نمائيد.)
15- در زمانبندي براي وقت کلاس, اوقات را تناسب, جهت آموزش فعال و آموزش آرام تقسيم کنيد.
16- منابعي را براي توسعة مفاهيم و فعاليت هاي خارج از درس براي فراگيرندگان مشخص يا فراهم نمايد.
17- عادت به استفاده از کاربرد کامل مفاهيم را در فراگيرندگان ايجاد و آن را تقويت کنيد.
18- روحيه انتقاد پذيري و انتقاد سازنده نمودن (و نه فقط انتقاد) را در فراگيرندگان پرورش دهيد.
19- گرايش به علم و دانش در زمينه هاي گوناگون را در ميان فراگيرندگان ايجاد کنيد و آن را تشويق نمائيد. (کتاب ها و مراجع جالب توجه را به آنان معرفي نمائيد.)
20- حتي الامکان معلماني با روحيه بحران پذير و ماجراجو باشيد و ضمن حفظ حرمت خود به شاگردان نشان دهيد که فهم و انتقال مطالب علمي مي تواند چقدر لذت بخش و هيجان آفرين باشد.