سازمان يادگيرنده، سازماني است كه همواره ظرفيتهايش را براي آفرينش آينده خود توسعه مي بخشد .

چكيده :

 اين پديده از ۲۰ سال قبل مطرح شده و هدف آن نيز توانمند سازي مديران و كاركنان سازمانها براي مقابله با محيط پرتلاطم تجاري و برتري رقابتي و پويايي سازمان است. در اين سازمانها بر تفويض اختيار، كار گروهي و تيمي و مديريت مشاركتي، خلاقيت و نوآوري و ويژگيهاي بارز ديگر كه در اين مقاله به توضيح كامل آن پرداخته ايم، تاكيد مي شود. مفهوم مهم ديگري كه در ارتباط با سازمان يادگيرنده مطرح مي شود، يادگيري سازماني است. يادگيري سازماني عبارتست از فرآيند بهسازي عملكردها از طريق دانش و درك بيشتر. سازمان يادگيرنده حاصل يادگيري سازماني است.

در اين مقاله ضمن مقدمه اي دربارة سازمان يادگيرنده و معرفي آن، تعاريف مختلفي از سازمان يادگيرنده و يادگيري سازماني، تفاوتها و بيان ابعاد مختلف هر يك، ويژگيهاي سازمان يادگيرنده و  يادگيري الگويي بيان شده و در پايان به ارتباط سازمان يادگيرنده با بهره وري اشاره گرديده است.

 

 

مقدمه:

سازمانهاي جهان پيچيده اند .امروزه بايد توانايي تطابق با دگرگونيهاي مداوم را براي نيل به موفقيت داشته باشند گسترش روز افزون علوم و فنون و پيچيده تر شدن شرايط اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي و… جامعه ،مطرح شدن انديشه هاي نو و گوناگون ،عدم اطمينان محيطي ،عدم قطعيت و تغييرات و چالشهاي زياد دنيا ايجاب مي كند كه سازماني با قدرت يادگيرنده و به روز رساني خود ايجاد گرديده و خود را به فنون و استرتژيهاي لازم مجهز سازند و بتوانند با تحولات سريع خود را منطبق ساخته و به موقع به محركهاي محيطي پاسخ داده و با كسب دانش و آگاهي گسترده و به شكل پويا و زنده در حوزه بهسازي و توسعه سازمان به حيات خود ادامه دهند. امرزه اداره چنين سازمانهايي خود به عنوان بزرگترين چالش مديريت مطرح مي گردد. از جمله مفاهيم نويني كه در اثر تحولات ودگرگونيهاي فوق مطرح گرديده ،سازمانهاي يادگيرنده ويادگيري سازماني است .

در اين مقاله سعي شده است تا ابعاد مختلف مفاهيم مذكور به اختصار معرفي و تحليل شود و جنبه هاي كاربردي آن مورد توجه قرار گيرد .

 

اهميت سازمان يادگيرنده:

با وجود بستري متغير وپيچيده كه سازمانها در آن فعاليت مي كنند، ضرورت وجود منابع توانمند جهت ماندگاري سازمان، يك واقعيت قطعي است. با وجود عوامل محيطي متحول، ماندگاري، رشد و پويايي سازمان منوط به دانش و آگاهي گسترده از عوامل محيطي است . فقدان اطمينان بدليل افزايش تغييرات  محيطي (شامل : اقتصادي، اجتماعي، سياسي،علمي، فرهنگي و…)نياز و انتظارات روز افزون انسانها، همگي سبب پيدايش مدل جديدي به نام «سازمان يادگيرنده»شده است.چنين سازمانهايي مناسبترين راه را براي حفظ حيات، ماندگاري ورشد سازمان،«يادگيري»مي دانند. بنابراين، با پيدايش عصر جديد و نوين سازماني، امروزه تنهاسازمانهايي كه تفكرات بزرگ (بدون توجه به اندازه ظاهري) دارند از نظر كاركردي موفق و در عرصه رقابت پيش گيرنده و درنظام سازمان ومديريت پويا واثربخش مي باشند، همچنين سازمانهاي يادگيرنده به عنوان مقصدي براي اين نظام سازماني،ريشه در تغييرات سريع و تحولات شديد محيطي دارد كه ضرورت و اهميت آنها را تبيين مي نمايد

 

تعاريف سازمان يادگيرنده:

1- سازمان يادگيرنده ،سازماني است كه در آن اعضاءبه طور مستمر خود را در جهت تحقق هدفها و آمالي كه واقعاً در پي آنند توسعه مي دهند. الگوهاي نويني در جهت گسترش دامنه تفكر رواج مي يابد، فضا براي آرمان طلبي جمعي وجود دارد ونهايتاً سازماني است كه اعضاءآن به طور دائم مي آموزند كه چگونه دسته جمعي ياد گيرند (سنج)

2- سازمانهاي مطلوب،سازمانهاي يادگيرنده خواهند بود. اين سازمانها فرصتهايي را براي اعمال مسئوليت بوجود مي آورند. از تجربه ها مي آموزند، ريسك مي پذيرند و از نتايج حاصله و از درسهاي آموخته شده احساس رضايت مي كنند (چارلزهندي)

3- سازمان يادگيرنده سازماني است كه در آن يادگيري، نياز هميشگي كليه كاركنان تلقي مي شود و در آن ضمن تاكيد بر آموختن چگونه آموختن و جذب وتوزيع دانش نو، به خلق و توليد اطلاعات و دانش جديد و مورد نياز پرداخته مي شود و تمامي اين دانشها در رفتار و عملكردها متجلي مي گردند

4- سازمان يادگيرنده،سازماني است كه داراي توانايي ايجاد،كسب و انتقال دانش است و رفتار خودش را طوري تعديل مي كند كه منعكس كننده دانش وديدگاههاي جديد باشد

 

 

تعاريف يادگيري سازماني:

- يادگيري سازماني،فرايند كشف واصلاح خطاهاست

 -يادگيري سازماني به مفهوم يادگيري افراد در درون سازمان است.يادگيري سازماني براي توصيف انواع خاصي از فعاليتهايي كه در سازمان جريان دارد بكار گرفته مي شود

- يادگيري سازماني فرآيند كسب دانش، توزيع اطلاعات، تفسير اطلاعات و حافظه سازماني مي باشد كه در شرايط تغيير بطور موفقيت آميزي خود را تطبيق مي دهد. در اين زمينه چالش ، انجام دادن براي يادگيري و يادگيري براي انجام دادن مي باشد

- يادگيري سازماني اشاره به مجموعه اي از فرآيندهايي دارد كه منجر به اقدامات مديريتي و آموزشي دارد و بنابراين مي تواند براي ايجاد سازمان يادگيرنده استفاده شود

 

تفاوت سازمان يادگيرنده و يادگيري سازماني:

 سازمان يادگيرنده،سازماني است كه با ايجاد ساختارها واستراتژيها به ارتقاي يادگيري سازماني كمك مي كند (داگسون).يادگيري مفهومي پوياست كه به تدريج از يادگيري فردي به يادگيري سازماني تغيير مي يابد. بدليل نياز سازمانها براي سازگاري با تغييرات محيطي مفهوم سازمان يادگيرنده بطور روز افزوني شهرت پيدا ميكند. همانطور كه يادگيري براي رشد افراد اساسي است، براي سازمانها اهميت زيادي دارد. يادگيري سازماني بيش از مجموع توان يادگيري افراد است (داگسون،فايول ولايلز) يعني سازمان توانايي يادگيري خود رابا خروج از سازمان از دست نمي دهد .يادگيري سازماني و سازمان يادگيرنده مفاهيم مترادفي نيستند (جوننز و هندري). بايد بين يادگيري سازماني به مفهوم يادگيري افراد و گروههاي درون سازمان و سازمان يادگيرنده به معني يادگيري سازمان به عنوان سيستمي كلي، فرق گذاشت. تسانگ مي گويد كه دو اصطلاح يادگيري سازماني و سازمان يادگيرنده بعضي اوقات به اشتباه به جاي يكديگر بكار گرفته مي شوند. وي يادگيري سازماني را مفهومي مي داند كه براي توصيف انواع خاصي از فعاليتهايي كه در سازمان جريان دارد به كار گرفته مي شود در حاليكه سازمان يادگيرنده به نوع خاصي از سازمان اشاره مي كند. به عبارت ديگر، بايد گفت سازمان يادگيرنده حاصل يادگيري سازماني است

مك گيل ات الوجه تمايزي بين سازمان يادگيرنده را به عنوان توانمندسازي در كسب بينش و درك از تجربه از طريق آزمايش و تجربه و يك تمايلي براي ارزيابي شكستها و موفقيتها مي داند

 

بهره وري:

بهره وري به عنوان ((بهره وري بيشتر و مناسب تر از امكانات موجود انساني و مادي به طور مستمر مي باشد)) بهره وري به صورت درست انجام دادن كار درست به طور مداوم نيز تعريف كرده اند.

 كارايي و اثر بخشي ( كار آمدي ) دو جزء اصلي بهره وري را تشكيل مي دهند.

به عبارت ديگر كارايي مهارت استفاده بهينه از منابع ( نيروي انساني ،ماشين آلات ،مواد و...)است و ازاين جهت آنرا با ((درست انجام دادن كار)) معادل گرفته اند .

سنجش كارايي عملكرد از طريق اندازه گيري نسبت بين ستاده هاي به دست آمده واقعي (اعم از كالا و خدمات ) به نهاده هاي استفاده شده (انساني وغيرانساني ) مي باشد. همچنين كارايي به صورت نسبت منابع استفاده شده به منابع  برنامه ريزي شده براي استفاده و نسبت عملكرد به استاندارد عملكرد نيز تعريف شده است. اثر بخشي به عنوان يك شاخص نيل به اهداف سازماني مطرح است. در اين باره بايد در تعريف هدف، دقت شود كه به نحوي كه هدف نه غير واقعي و نه غير قابل دسترس و نه ساده ودر دسترس تعيين شود . اثر بخشي رابه صورت (( كاردرست انجام دادن )) نيز تعريف كرده اند. اثر بخشي عملكرد عبارت است از اندازه گيري ستاده ها بر اساس ميزان برآورده شدن اهداف

بهره برداري بيشتر و مناسب نيازمند تغيير، تحول و تكامل مستمر اعم از جهشي يا تدريجي است. تغيير و تحول نيز به عنوان ماهيت يا جوهره يادگيري محسوب مي شود براي گسترش فرهنگ و مفاهيم بهره وري ضروري است تا تغيير و تحول به عنوان يك ارزش در جامعه نهادينه شود. در اين صورت يادگيري سازماني در سطوح فردي، گروهي، سازماني و در بخش هاي منطقه اي و ملي ضرورت مي يابد. 

 

انواع يادگيري سازماني:

آرجريس و شون سه نوع يادگيري سازماني و يا به تعبير ديگر، سه سطح يادگيري را به شرح زير توصيف كرده اند:

 1- يادگيري تك حلقه اي: يادگيري تك حلقه اي زماني اتفاق مي افتد كه در بستر هدفها و سياستهاي جاري سازمان، خطاها كشف و اصلاح شوند. از يادگيري تك حلقه اي، سنج با عنوان يادگيري انطباقي، فايول ولايلز با عنوان يادگيري سطح پائين ميسون با عنوان يادگيري غيراستراتژيك نيز نام مي برند.

2- يادگيري دو حلقه اي يادگيري دو حلقه اي زماني اتفاق مي افتد كه سازمان خطاها را كشف و اصلاح مي كند و هنجارها ، رويه ها، سياستها و هدفهاي موجود را زير سؤال مي برد و به تعديل و اصلاح آنها مي پردازد. از يادگيري دو حلقه اي، سنج با عنوان يادگيري مولد فايول و لايلزبا عنوان يادگيري سطح بالا ميسون با عنوان يادگيري استراتژيك نيز نام مي برد.

يادگيري سه حلقه اي (يادگيري ثانويه): زماني اتفاق مي افتدكه سازمانها ياد بگيرند چگونه يادگيري تك حلقه اي ودو حلقه اي را اجرا كنند. به عبارت ديگر يادگيري سه حلقه اي توانايي يادگرفتن دربارة يادگيري است. دو فرم يادگيري اوليه صورت نمي گيرد اگر سازمانها آگاه نباشند كه يادگيري بايد اتفاق بيفتد. اين بدان معني است كه آگاهي از سبكها و فرآيندها و ساختاريهاي يادگيري پيش نياز ارتقاي يادگيري است از يادگيري سه حلقه اي به عنوان «فرا يادگيري نيز نام برده اند در اين سطح سازمانها ياد مي گيرند كه چگونه يادبگيرند

انواع یادگیری سازمان

مرحله 1: فرآيند احساس ، بررسي و نظارت محيط

مرحله 2: مقايسه اين اطلاعات در مقابل هنجارهاي كاربردي

مرحله 2 الف : فرآيند پرسيدن اينكه كلام هنجارهاي كاربردي مناسب هستند

مرحله 3 : فرآيند شروع اقدام مناسب

 

ابعاد(اصول) سازمان يادگيرنده :

سنج براي ايجاد سازمان يادگيرنده ، پنج نظم اساسي را مطرح مي كند كه در اينجا با عنوان ابعاد يادگيري بررسي مي شوند. تمام اين پنج نظم اساسي را بايد به صورت يك كل مرتبط و متصل به يكديگر در نظر گرفت. همان طور كه در شکل پايين مشاهده مي شود، يادگيري تيمي پيش شرط تفكر سيستمي است يادگيري زماني درسطوح فردي/ تيمي، و سازماني اتفاق مي افتد كه مدلهاي ذهني شناخته شوند و مدلهاي مشتركي شكل گيرند و زماني كه بينشهاي فردي، تيمي و سازماني به هم مرتبط شدند، يادگيري شتاب بيشتري مي گيرند                      

اصول سازمان یادگیرنده

مهمترين مؤلفه هاي نظام سازمان يادگيرنده عبارتند از :

1- خود بالندگي (تسلط فردی)  2-ا لگوي ذهني  3- يادگيري تیمی3

 4- آرمان گرايي(بینش مشترک)4  5- تفكر سيستمي5

 با بكارگيري مناسب اين مؤلفه ها امكان ايجاد تغييرات اساسي و زير بنايي جهت ارتقاء  بهره وري فراهم مي شود. باتوجه به اينكه موضوع ، بهره وري سازماني است، در اينجا به چند پيشنهاد از ديدگاه سازماني مي پردازيم.

1 - خود بالندگي(تسلط فردی) : همان تفكرفردي يا خود سازي كاركنان سازمان با افراد يك جامعه مي باشد كه از طريق اخلاقي و مذهبي و وجداني و مسئوليت ها قابل شناسايي و اجرا مي باشد . بكارگيري اصول مشارطه ، مراقبه ، محاسبه و تداوم از اصول مهم اخلاقي جهت تكامل فردي است . اهميت تكامل فردي به حدي است