ضرورت آموزش بزرگسالان
,
ضرورت آموزش بزرگسالان
در سراسر دنيا افرادي كه سن آنها بالاتر از 30 ـ 25 سال است از آموزش عمومي كامپيوتر و تكنولوژي اطلاعات بي بهره بوده اند. تحقيقات مراكز بين المللي آموزش بزرگسالان نشان ميدهد كه اين مشكل يك مشكل جهاني است به همين دليل سازمان يونسكو باسواد بودن را در سطح جهاني با توجه به توانائي استفاده از كامپيوتر تعريف كرده است. دراين راستا هركشور بنا به شرايط خود با اين مسئله برخورد ميكند. بزرگسالان از مهمترين ذخاير معنوي و مادي يك جامعه هستند. آموزش ICT به آنان استفاده از اين ذخاير در سطح جهاني خواهد بود چون حضور آنها را در سطح جهاني امكان پذير ميكند.ما با آموزش ICT به بزرگسالان جامعه مان هركدام از آنها را بعنوان نماينده فرهنگي مان در سطح جهاني مطرح خواهيم كرد. و وسيله لازم براي استفاده از خرد جمعي و استفاده از اين ذخاير معنوي و مادي تجربه را فراهم خواهيم نمود. اين مسئله يكي از مسئوليتهاي ملي وجهاني ماست.
دركشور ما عليرغم داشتن جمعيت جوان درصد بالائي از افراد شاغل بخصوص در سيستم دولتي در گروه سني بالاتـر از 30 ـ 25 سال قراردارند. آموزش و پروش گام جديدي در آموزش نيروي انساني خود در اين راستا برداشته است ولي موفقيت اين طرح مستلزم توجه به ويژگيهاي آموزشي بزرگسالان خواهد بود.از نقطه نظر فردي ضرورت آموزش ICT به بزرگسالان ايجاد تغيير مثبت در زندگي خودشان بعنوان يك شهروند است. چرا كه داشتن اين توانائي باعث بدست آوزدن موقعيت كاري و مالي بهتر از نظر اقتصادي خواهد شد.درادامه بحث ضرورت آموزش بزرگسالان به موقعيت ايران از نظر ارتباطات اشاره ميكنم. آمارهاي استفاده شده در اين جدول از سايت اينترنتي FACTBOOK 2002 آورده شده است.
موقعيت ايران در جهان از نظر تكنولوژي اطلاعات
كشور جمعيت به ميليون كاربران اينترنت درصد
فنلاند 2/5 69/2 مليون 7/51
آلمان 83 32 مليون 5/38
مالزي 6/22 7/5 مليون 25
بحرين 656/. 000/140 21
آ فريقاي جنوبي 65/43 1068/3 مليون 7
آنگولا 5/10 000/60 7/5
تركيه 67 5/2 مليون 4
چين 1248 8/45 مليون 7/3
كوبا 11 000/120 1/1
ايران 6/66 000/420 7/0
خصوصيات بزرگسالان در آموزش
همانطور كه اشاره شد مشكل آموزش بزرگسالان يك مسئله جهاني است تحقيقات زيادي پيرامون اين مشكل انجام شده است وهمگي اين مشكلات را بصورت زير تقسيم بندي كرده اند.
1 ـ ترس از تكنولوژي
بزرگسالان چون سالهاست از آموزشهاي آكادميك دور بوده اند. در مقابل هر تغيير مقاومت نشان ميدهند. از طرف ديگر سرعت تغييرات تكنولوژي بسيار زياد است و آنها بدليل عقب ماندن از اين سرعت ترس بيشتري از تكنولوژي نسبت به جوانان دارند وبدنبال آن مقاومت بيشتر.
2 ـ نداشتن آگاهي كافي
بدليل مشكلات روزمره بزرگسالان آگاهي دقيق از امكانات تكنولوژي جديد ندارند اينكه با استفاده از آن تا چه حد كارها راحت تر و مشكلاتشان سريعتر حل خواهد شدو موقعيتهاي بهتر كاري برايشان فراهم ميشود.
3 ـ نداشتن وقت كافي
بدليل مسئوليتهاي اجتماعي , بزرگسالان نمي توانند بطور تمام وقت از آموزش استفاده كنند به همين دليل آموزش پاره وقت يا آموزش از راه دور مطرح ميشود و E-learning كه چهارمين نسل آموزش از راه دور است مي تواند كمك موثري به آنان باشد
آموزش از راه دور به چهار دسته ذيل قابل تقسيم است:
1 ـ آموزش مكاتبه اي
2 ـ آموزش با استفاده از راديوو تلويزيون
3 ـ آموزش با استفاده از تكنولوژي اطلاعات ( كامپيوتر و اينترنت ) يا بصورت Offline .
4 ـ آموزش الكترونيكي يا Online
راهكارهائي براي حل مشكل آموزش بزرگسالان
در آموزش روانشناسي يادگيرنده ضرورت اوليه است. بزرگسالان چون سالهاست يك هويت اجتماعي دارند و شخصيت اجتماعيش شان شكل گرفته همچنين سالها از آموختن دور بوده اند. آموزش به آنان روانشناسي خاص خودشان را مي طلبد.
چند نكته را بايد در آموزش آنان در نظر گرفت.
1 ـ احترام به موقعيت سني و اجتماعي شان
اشتباه كردن وتجربه مجدد آموخته ها نقش مهمي در يادگيري دارد. با برخورد مناسب بايد ترس از اشتباه كردن را از ميان برداشت وامكان تجربه مجدد را بوجود آورد.
در بزرگسالان ترس از اشتباه بسيار بيشتر از جوانان وجود دارد.
2 ـ ساده كردن مطالب
مطالب مورد آموزش بايد درحد امكان ساده گردد وبه بيان ساده گفته شود تا درك آن راحت تر باشد.
3 ـ قابل لمس بودن مطالب
مطالب مورد آموزش بايد براي آنان ملموس باشد. يابه عبارتي به زبان خودشان باشد.
استفاده عملي در مطالب مورد آموزش نيز نقش مهمي در تثبيت آنها دارد. مدرس نقش مهمي در بوجود آوردن شرايط استفاده عملي بزرگسالان دارد.
نظام آموزشي سازمان نهضت سواد آموزي
نظام آموزشي سازمان نهضت سواد آموزي داراي پنج دوره آموزشي به شرح زير است :
1-دوره مقدماتي
اين دوره اولين دورهاي تحصيلي سواد آموزي است هدف اين دوره اين است كه شركت كنندگان حروف الفباي نظام نوشتاري زبان فارسي و نيز نحوه تركيب آنها در ساخت واژه ها و جمله هاي زبان فارسي را بشناسند و از چنان مهارتي در خواندن و نوشتن برخوردار شوند كه بتوانند متون ساده فارسي را بخوانند و بنويسند. همچنين در رياضيات به آن حد از تسلط برسند كه جوابگوي نيازهاي روزمره آنها در اين زمينه باشند.
مواد اموزشي اين دوره عبارت از كتاب فارسي و كتاب رياضي همچنين دو جلد راهنمايي تدريس فارسي و رياضي در اختيار آموزشياران گذاشته مي شود در كنار اين مواد سه جلد كتاب از مجموعه كتابهاي طرح خواندن با خانواده با عناوين امام آمد كشو ما ايران و پيروزي انقلاب اسلامي جهت تقويت مهارت خواندن سواد آموزان در اختيار آنها گذاشته مي شود
2-دورهاي تكميلي
اين دوره به عنوان دومين دوره تحصيلي سواد آموزي محسوب مي شود كه ارزش تحصيلي اين دوره به همراه دورهاي مقدماتي معادل با پايه سوم ابتدائئ است.
در اين دوره هدف اين است كه سواد اموزان با واژه ها .جمله ها و متون ساده فارسي تا حدي آشنا شوند كه بتوانند افكار خود رابا ديگران رد وبدل نمايندهمچنين در زمينه ي رياضيات و رو خواني قران مجيد مهارت لازم را بدست اورند موارد اموزشي اين دوره عبارتند از: كتاب فارسي. كتاب رياضي كتاب قران و كتاب فرهنگ اسلامي كه اين كتابها نيز داراي راهنماي تدريس ويژه ي اموزشياران هستند.
ضمنا در اين دوره 6 جلد كتاب ساده از مجموعه كتابهاي طرح خواندن با خانواده با عناوين((آب و فوايد آن))،((بهداشت تغذيه))،((ايمني كودك در خانواده))،((آيين همسر داري))
((پيامبر بهترين الگوي انسانه))و((اسراف و زيان هاي ان))در اختيار سواد اموزان قرار داده ميشود
3-دوره پایانی
اين دوره كه ارزش تحصيلي آن برابر با پايه چهارم ابتدايي ارزيابي مي شود در واقع دوره انتقال سواد اموزان دوره اموزشي عمومي سواد اموزي به پايه پنجم بزرگسالان محسوب مي شود در اين دوره سواد اموزان علاوه بر تثبيت اموخته هاي خود مي توانند پس از كسب مهارت هاي لازم براي شركت در پايه پنجم ابتدايي آماده شوند. مواد آموزشي اين دوره اموزشي عبارت از: كتاب فارسي كتاب قران كتاب فرهنگ اسلامي كتاب رياضي كتاب تعليمات اجتماعي كتاب علوم تجربي كه اكثر آنها داراي كتاب راهنماي تدريس ويژه آموزشياران هستند نيز تهيه شده است
4-دوره پنجم بزرگسال
در اين دوره سواد اموزاني كه دوره انتقال را با موفقيت گذرانده اند همانند دانش اموزان پايه پنجم ابتدايي و با استفاده از كتاب هاي وزارت اموزش و پرورش به تحصيل مي پردازند و در صورت موفقيت مي توانند در مقطع راهنمايي ادامه تحصيل بدهند
5-دوره آموزشي گروه هاي پيگير سواد
تشكيل گروه هاي پيگيردر حقيقت ادامه روند سواد اموزي به شيوه غير رسمي است كه از سال1373 در جريان فعاليت هاي سازمان قرار گرفته است .هدف اصلي تشكيل اين گروه ها جلو گيري از بازگشت به بي سوادي و رواج فرهنگ مطالعه از طريق خود اموزي است اين گروه ها در سه مرحله تشكيل مي شوند كه مجموعه كتاب هايي كه براي اين سه مرحله تشكيل شده است بیش از140جلد كتاب بهداشتي ديني تربيتي اجتماعي اقتصادي و علمي – كاربردي است
آموزش دانش آموزان لازم التعليم
علاوه بر پنج دوره آموزشي فوق سازمان نهضت سواد اموزي بر اساس مصوبه مجلس شوراي اسلامي در مناطقي كه هنوز وزارت آموزش و پرورش نتوانسته است حضور داشته باشد كودكان لازم التعليم برابر ضوابط و مقررات آموزشي و اداري و با استفاده از كتاب هاي درسي پنج پايه دوره ابتدايي تحت پوشش قرار می گيرند.
اصطلاحات وتعاریف سواد آموزي
1-سوادآموز بزرگسال:
به فردي اطلاق مي شود كه بيش از ده سال سن داشته باشد و از تحصيل در نظام اموزش رسمي كشور بازماتده و در كلاسهاي سواد اموزي ثبت نام نمايد.
2-سواد اموز تحت پوشش :
كليه كساني كه در كلاسهاي سواد اموزي به تحصيل مشغول هستند
3-سواد اموز شركت كننده در امتحان:
كليه كساني كه در امتحانات نوبت سوم دوره هاي سواد اموزي شركت مي كنند.
4-سواد آموز قبول شده:
به سواد آموزي گفته مي شود كه در امتحانات پايان دوره هاي سواد اموزي با كسب حد نصاب هاي تعيين شده قبول مي شود.
5-دانش اموز لازم التعليم:
به فردي اطلاق مي شود كه در سن تحصيلي 6تا12 سال بوده و در يكي از پايه هاي دوره ابتدايي در كلاسهاي تشكيل شده از طرف سازمان نهضت سواد آموزي مشغول به تحصيل باشد.
آموزش دهندگان
1-آموزشيار :
فردي است متعهد و آموزش ديده كه با رعايت ضوابط و مقررات اموزشي و اداري و با اگاهي از شيوه هاي مختلف تدريس و به كار گيري آنها و با استفاده از ابتكارات شخصي خود در زمينهء اموزشي ،به تدريس در دوره هاي سواد اموزي و پايه هاي لازم التعليم مشغول است.
2- راهنماي تعليماتي:
فردي است متعهد و متخصص در امور اموزشي كه از طريق بازديد از كلاس هاي سواد اموزي به ارزش يابي از پيشرفت تحصيلي سواد اموزان و بررسي مشكلات و نارسايي ها در اين زمينه مي پردازد و در رفع انها با اموزشياران همكاري مي كنند
3-سرباز معلم:
با توجه به كمبود اموزشيار در مناطق محروم كشور با موافقت شوراي عالي دفاع تصويب شده است كه مشمولان ديپلمه متقاضي جهت همكاري در امر سواد اموزي با عنوان((سرباز معلم)) به اين مناطق جهت تدريس اعزام شوند.
مفاهيم كلي
جمعيت با سواد:
كساني كه مي توانند به فارسي يا هر زبان ديگري يك متن ساده را بخوانند و بنويسند خواه مدرك رسمي داشته باشند يا نداشته باشند با سواد تلقي مي شوند.همه محصلان از جمله نواموزان سال اول ابتدايي و سواد آموزان نهضت سواد اموزي نيز با سواد به حساب مي ايند.
آموزش بزرگسالان:
روندي كه در آن كساني كه به نحو ي دوره آموزشي شان قطع شده است اگاهانه براي دگرگوني يا پيشرفت اطلاعات دانش و مهارت هاي خويش فعاليت هايي سازمان يافته و پي در پي داشته باشند.
آموزش پايه بزرگسالان:
اموزش هايي كه در زمينه دانش پايه مثل :خواندن .نوشتن و حساب كردن و مهارت هاي اوليه مربوط به زندگي اجتماع و درك بهتر از زندگي اجتماعي كه براي شركت مسئو لانه فرد در جامعه ضروري است
آموزش غير رسمي:
روند اموزش مدام هر فرد كه ارزش ها نقطه نظر ها دانش و مهارت هايي را از طريق تجارب روزانه خويش و به كمك عوامل موثر و منابعي كه در محيطش يافت مي شود به دست مي اورد.
آموزش مدام :
تعليم و تربيت اولين و آخرين تجربه اي نيست كه به آموزش هاي دوران كودكي محدود باشد بلكه جرياني است كه در طول مدت زندگي ادامه يابد زندگي به خودي خود يك روند ياد گيري مدام است اما هر كس به فرصت هاي خاصي براي ياد گيري هدف دار و مدام نياز دارد تا بتواند خود را با تغييراتي كه در محيط زندگي و جامعه رخ مي دهد هماهنگ كنند.
آموزش از راه دور:
آموزش از طريق مكاتبه راديو، تلوزيون ،تلفن ،رايا نه ،روزنامه و نشريات بدون تماس مستقيم ميان معلم و ياد گيرنده را اموزش از راه دور مي گوييم.
ياد گيري مستقل:
طبق اين مفهوم ياد گيري توسط فرد و با فعاليت هاي شخصي وي صورت مي گيرد به طوري كه كمك و راهنمايي افراد ديگردر حد اقل ممكن است.
متوسط سال هاي تحصيل:
عبارت است از نسبت سال هاي تحصيل هر مقطع بر تعداد پايه ها يا سال هاي ان مقطع.
ميانگين سال هاي تحصيل:
عبارت است از نسبت سال هاي تحصيل با سوادان بر تعداد جمعيت.
شیوه های یادگیری بزرگسالان
برنامه های سنتی پی . ای . آر، شامل فراهم کردن فرصت هایی برای ارتقاء سطح تخصصی مدرسان می باشد. وقتی برنامه های آموزشی را مد نظر دارید، علی رغم ویژگی های مشترک در آموزش خردسالان و بزرگسا لان توصیه می شود تفاوت شیوه های یادگیری افراد بزرگسال مد نظر قرار گیرد. برخی از افراد کارهای عملی را بهتر یاد می گیرند، حال آنکه سایر افراد شیوه آموزش های فرموله شده ( مثل سخنرانی ) را ترجیح می دهند .
تحقییقات حاکی از تفاوت فاحش شیوه های یادگیری بزرگسالان و خردسالان است. بعلاوه ، از آنجایکه در روند یادگیری نوع برخورد بزرکسالان همانند کودکان نیست، در آموزش بزرگسالان نمی توان از تکنیک های مورد استفاده در آموزش کودکان بهره جست و لازم است بیشتر به الگوی عملی به جای الگوهای محتوایی و تئوری یپردازیم .
الگو ی آموزش محتوایی که معمولا برای آموزش کودکان از آن بهره می جوییم، متکی بر فرد ( معلم) است که تعیین کننده نوع دانش و مهارت و سرفصل آموزشی است . بالعکس در آموزش بزرگسالان که بیشتر برفعالیت های عملی در محیط همکاری تکیه دارد ، فراگیران نیاز به منابع خاصی برای کسب دانش ، مهارت مطابق با نیازهای فردی دارند. به طور کلی ، در فرضیه ها وتدوین الگو های مورد نظر تدریس کودکان و بزرگسالان تفاوتهای فاحشی وجود دارد.
لازم به ذکر است که بزرگسالان در دسترسی به منابع اطلاعاتی و دانش اندوزی در مقایسه با خردسالان مهارت بیشتری دارند . در زمینه شیوه آموزش بزرگسالان نمی توان از تئوری مشخصی بهره جست که تمامی نیازهای آنان را برآور نماید ، چرا که نیازهای بزرگسالان متنوع است آنها و با تجربیات و فرهنگ مختلف وارد محیط آموزشی می شوند . ( الیاس ، ماریام 1995 ) به هر تقدیر ، با مراجعه به مجموعه ای از تئوری های متفاوت درزمینه یادگیری می توان به ماهیت متفاوت یادگیری بزرگسالان پی برد .
یافته های زیر برگرفته از مقاله « فراگیری بزرگسالان تحت عنوان : چکیده ای از اهمال ها و غفلت ها » از مالکوم نالس (1984 ) به شرح زیر می باشد :
|
بزرگسالان
|
کودکان : |
فرضیه : |
|
مستقل ، خود گردان |
وابسته |
در ک فراگیر |
|
بی نیاز در منابع آموزشی |
غیر مرتبط |
تجربه فراگیر |
|
بر اساس نیاز |
بر اساس رشد جسمی ، ذهنی و اجتماعی |
آمادگی فراگیر |
|
بلافاصله |
در آینده |
روابط |
|
مشکل محور ، یاریگر ، غیر رسمی ، مرتب ومنظم |
موضوع محور ،خود مختار محور ، رسمی ، رقابتی |
شرایط و محیط آموزشی |
|
دوسویه |
توسط معلم |
برنامه |
|
دوسویه وبا خود شناسی |
توسط معلم |
تعیین نیاز ها |
|
مرتبط به نیازها ، مشکل محور |
تسلسل موضعی مباحث ، محتوا ،تمرکز بر محتوا |
الگو و چارچوب دروس |
|
بهرمندی تکنیک های تجربی |
انتقال اطلاعات |
فعالیت ها |
|
دوسویه |
توسط معلم |
ارزیابی |
تئوری های شیوه آموزش بزرگسالان
شیوه فراگیری ازجمله ویژگی های فردی است که فرد براساس تجربه نسبت به آن واکنش نشان داده و آنرا تحلیل می کند ( کراهام1993 ، ص 17 ) . بر اساس تئوری کلب (Kolb 1985 )، هرفردی با اتکا برمهارت های یادگیری در برابر توانایی های فردی خود می تواند زمینه رشد و ارتقاء لازم برای یادگیری را فراهم سازد و به نقطه عطف یادگیری برسد. به علاوه، الگوهای یادگیری تجربی کلب بر این فرض استوار است که فراگیرن در طول یادگیری رفتارهای خاصی ازخود نشان می دهند و به همین دلیل در مرحله اجرا می توان از 4 شیوه مجزا به طورهمزمان بهربرداری نمود . 4 شیوه مورد اشاره عبارت است از :
1- شیوه همگرا – لازمه شیوه همگرا تفکر، تحلیل و کاربرد عملی معنی و مفاهیم جدید است. کاربرد عملی معنی و مفاهیم نشانه نقطه قوت فراگیر است . فراگیر همگرا ، داده ها و اطلاعات را طی استدلال فرضی - قیاسی سازمان دهی می نماید . تاکید مورد نظر در شیوه یادگیری همگرا تفکرمنطقی و پایدار، تا حدودی بدور از احساسات است.
2-شیوه واگرا - در شیوه واگرا نیاز به دانش برای درک مستقیم می باشد . در این شیوه فراگیران ترجیح می دهند به کمک استعدادها و توانایی های قوه تخیل خود و بکاربستن توانایی خود برای درک موقعیت های پیچیده ، از افق دید متنوع تری برخوردار شوند . به همین دلیل از نظر آنان شیوه توانمندی تکمیل اطلاعات ، در کل معنی دار می گردد . در این شیوه توانایی قدرت تخیل فرد نقطه قوت فراگیر است .
3- شیوه تحلیل گرا – توانمندی خلق الگوهای تئوریک و منطق استنتاجی، نقطه قوت فرد تحلیل گرا می باشد . تحلیل گراها با فکر کردن و تحلیل کردن و سپس برنامه ریزی و بازگو کردن یاد می گیرند . تحلیل گرا ها هیچ گونه اصراری بر کارهای عملی ندارند و بر یادگیری تئوری ها تاکید دارند و آن را ترجیح می دهند حتی در مواقعی که حقایق بر تئوری ها منطبق نباشند از حقایق چشم می پوشند .
4-شیوه همراه گراها – همراه گراها برعکس تحلیل گراها، در صورت عدم انطباق واقعیت با تئوری ، تئوری را کنار می گذارند . همراه گراها در هر جا که لازم باشد از تئوری ها در شرایط خاصی بهرمند می شوند . نقطه قوت آنها زمانی است که بتوانند کاری انجام دهند و تجربه جدیدی را کسب کنند . همراه گراها با درک مستقیم، شیوه آزمایش ، خطا و گرفتن اطلاعات از سایرین نه از طریق توان تحلیلی خود، به حل مشکلات می پردازند .
الگوی پیشنهادی «کلب» حاکی از آن است که فعالیت یادگیری باید بر اساس پاسخ گویی به ویژگی و امتیاز شیوه یادگیری فراگیر استوار باشد ،در عین حال تشویق فراگیران به استفاده و بهره مندی از سایر شیوه های فراگیری مدنظرمی باشد. شرایط و محیط یادگیری حداقل می تواند در تعیین شیوه آموزش اثر داشته باشد . در این راستا ، شیوه ابتکاری آموزشی کلب ( 1985 ) می تواند ابزار موثری باشد .
الگوی شیوه های آموزشی که کلب مطرح کرد ( 1985 ) در ابتدا بر مراحل شناختی اطلاعات متمرکز بود .سایر الگوهای شیوه یادگیری بزرگسالان حاکی از چند وجهی بودن وشامل متغییرهای متنوع ، بیش از همه دارای ماهیت غیر شناختی است، این الگوها شامل اصول شیوه های یادگیری انجمن ملی مدارس راهنمایی ( NASSP) (کیف ومانک1986) والگوی شیوه یادگیری دان و دان ( دان ، دان و پرایس 1979 ) است .
زیر ساز دوالگوی مورد اشاره این باور است که مراحل فراگیر ی از نظر زیستی بر پایه چگونگی یادگیری با توجه به شرایط فیزیکی ومحیطی است که باتثبیت خصیصه های فردی نظیر عملکرد احساسی و اجتماعی ، چگونگی عملکرد شیوه یادگیری فردی شکل می گیرد .( موری – هاروی 1994 ) .دومورد از الگوهای شیو ه یادگیری را که بخش هایی از آن در شرایط خاص یادگیری مورد استفاده است به شرح زیر دسته بندی شده است :
احساسی ( دارای انگیزه ، مصر ، مسئولیت پذیر ،ساختارگرا )
محیطی ( نظیر صدا ، روشنایی ، دمای هوا ، چیدمان کلاس )
اجتماعی (تاکید بر برابری ، اختیار عمل )
فیزیکی ( تاکید بر شرایط کیفی ،زمان در طول روز ، جذابیت موضوع ، پویایی )
NASSP و الگوهای یادگیری « دان و دان» ، فرض را بر این می گذارند که یادگیری بزرگسالان در شرایط مورد اشاره مختلف است .برای نمونه ، برخی از فراگیران دارای انگیزه فوق العاده ،به شرایط محیطی آموزش که دارای نور کم وبا عوامل مزاحم اندک ، اهمیت می دهند . بر عکس ، فراگیرانی که دارای انگیزه کمی هستند احتمالا محیط آموزشی را ترجیح می دهند که دارای عوامل تحریکی دیداری باشد.این دسته ازمخاطبان مدرسی را انتخاب میکنند که شیوه آموزش همکاری دو سویه و کمک گرفتن از افراد در آموزش را بکار گیرد ( برای نمونه بحث کلاسی ، فعالیت های عملی و تجربی)
همانند الگوهای آموزشی NASSP و دان و دان ، ایندورف و مک نف ( 1991 ) در الگوهای شیوه آموزش بزرگسالان بر ویژگی های احساسی و اجتماعی تاکید دارند .در این تحقیق یادگیری بزرگسالان را در 5 گروه مشخص دسته بندی می نماید . این 5 ویژگی و ویژگی های تبادل به شرح زیر است :
1- با اعتماد به نفس :
دارای انگیزه کارهای عملی ، خودکاو ، خود گردان ،
هدف محور
دارای توانایی شناسایی و برآورد نیازهای یادگیری
رقابت با خود نه با همگروه ،
شیوه های آموزش تاثیر متقابل و تجربی
مشتاق در تعامل و مشارکت
الویت دادن به اهداف شخصی
2- تحریک پذیر
پاسخ گو به عناصر محرک در یادگیری
دوستدار فضا ی مناسب آموزشی و روند یادگیری
بی توجه به تخصص مدرس
عشق به تحصیل و فراگیری بر ای خود یادگیری
همراهی در یادگیری
2- فراگیردر گذر
اولویت دادن به گسترش و ارتقا استقلال تفکر
دارای مشکل در هدف گذاری فردی برای یادگیری
مایل به تعامل و بحث در یادگیری
عدم تمایل به تغدیه اطلاعاتی
3- کمال گرا
به موفقیت خود اهمیت می دهد
مایل به یادگیری در محیط های دارای حس همکاری بالا می باشد .
ترجیح می دهد به عنوان شرکت کننده دارای هدف ومعلومات شناخته شود.
ریسک پذیر
از کارهای جدید لذت می برد و دوست دارد مفاهیم جدیدرا فرا بگیرید.
دارای اعتماد به نفس کامل است .
ایندورف و مک نف ( 1991) با توجه به این تفاوت ها در شیوه یادگیری ، شیوه های خاصی را برای آموزش توصییه می کنند و راهکارهای که پاسخ گوی موارد خاص باشد را تجت عنوان پنج راه متفاوت در یادگیری را مد نظر دارند . راهکار موارد خاص برای این پنج نوع به شرح زیر است :
1- فراگیران دارای اعتماد به نفس
بهتر است اهداف تکالیف آموزش مشخص باشد
شرکت کننده گان را تشویق شوند
شرایطی برای تعامل فراگیر با همکلاسان فراهم نمایید
2- فراگیر تحریک پذیر
تکالیف را کاملا توضیح دهید .
فرصتی برای آموزش های فردی فراهم نمایید
3 – فراگیران در گذر
شرایطی فراهم نمایید که فراگیران تجربیات خود را توضیح دهند .
فرض را بر روش همکاری بگذارید
فرصت تلاش و دست و پنجه نرم کردن بیشتری فراهم نمایید
3- کمال گرا
فرصتی برای خود گردانی فراهم نمایید .
فراگیران را به انعطاف پذیری تشویق نمایید .
4 – فراگیران ریسک پذیر
تکالیفی را در نظر بگیریید که سبب تشویق فرد شود
همانطور که قبلا اشاره کردیم ، بزرگسا لان در علم آموزی تفاوت های چشمگیری در مقایسه با هم دارند ، هیچ تئوری نمی تواند تفاوتهای یادگیری آنها را تحت پوشش قرار دهد . مجموعه ای از یافته ها ی تحقیقی در مورد یادگیری بزرگسالان به شرح زیر می باشد :
ساختار تجربه یادگیری
1- بزرگسالان خواستار برنامه آموزشی منعطف هستند که پاسخگوی نیاز آنها بر اساس محدودیتهای زمانی ایشان باشد ،
2- فراگیری بزرگسالان در آموزش انفرادی بیشتر است .
3- بزرگسالان آموزش چهره به چهره را بر آموزش سمعی بصری ترجیح می دهند.
4- بزرگسالان از فعالیت های دارای تاثیر متقابل بهر ه بیشتر می برند البته بر اساس سن، تجربیات ، مهارت ها تخصصی متفاوت است
فضای یادگیری
1-ظاهرا بزرگسالان در شرایطی که حمایت ها و کمکهای دوطرفه بین همکلاسی ها وجود دارد ، بهتر یاد می گیرند .
2- از آنجاییکه قدرت ریسک پذیری فراگیران بزرگسال اندک است ، محیط آموزشی را باید بر اساس اعتماد و پذیرش بنا نهیم ،
3- فراگیران بزرگسال نسبت به شرایط و محیط آموزشی انتظارات مشخصی دارند و انتظار دارند مدرسان آنها را برآورده نمایند ،
تمرکز فراگیران
1- فراگیران بزرگسال از شیوه مدرسان نهایت استفاده را می برند ، چراکه مدرسان به آنها کمک می کند با باز گو کردن ، تحلیل و نقدو بررسی تجربیاتشان ، اندوخته ها و تجربیات خود را طبقه بندی نمایند.
2- فراگیران بزرگسال به شیوه آموزشی که سبب ارتقاء استقلال آنها می شود ، بها می دهند ،
3- فراگیران بزرگسال در کارهای عملی چگونه یادگیری انگیزه بیشتر دارند ،
راهکارهای آموزش – فراگیری و رسانه ها
1- فراگیران بزرگسال به حل مشکلات و یادگیری به شیوه همکاری و تعاون اهمیت می دهند
2- ظاهرا فراگیران بزرگسال از مشارکت فعالانه در مراحل آموزش بهره می برند .
طبقه بندی آموزش بزرگسالان
1- سوادآموزی در حد خواندن و نوشتن
2- آموزش فنی و حرفه ای، افراد را برای کار آماده می کند.
3- در زمینه بهداشت، رفتار افراد در خانواده و سلامتی
4- آموزشهای سیاسی، اجتماعی، مذهبی. عامل پیشبرد اهداف اجتماعی سیاسی.
5- ارضای نیازهای روحی و سرگرمی، مثل هنر، ادبیات و مانند آنها
اهداف اموزش بزرگسالان:
الف) هدفهای سوادآموزی:
1- فراهم کردن آموزش ابتدایی و دادن امکان دیگری به بزرگسالان برای کسب مهارتهایی که در طول دوران کودکی و جوانی از آنها محروم بوده اند.
2- افزایش توانایی ها و مهارت بزرگسالان برای شرکت بر برنامه های اجرایی دولت و جامعه.
3- تهیهی برنامه ها و تشکیل کلاسهایی که به گسترش فکری بزرگسالان اختصاص یافته است و هدف آن، کسب مدرک یا دریافت شغل بهتر نیست.
4- افزایش اعتماد به نفس در بزرگسالان، از طریق افزایش آگاهی و دانش.
5- بالا بردن سطح آگاهی بزرگسالان، علاقه مندی آن به مشارکت در تصمیم گیری.
6- افزایش آگاهی شهروندان نسبت به حقوق، وظایف و مسئولیت های خود.
7- گسترش توانایی های بزرگسالان برای حل مسائل و مشکلات شخصی و اجتماعی خود.
8- آگاه کردن بزرگسالان به مهارتها و استعدادعای خود.
9- گسترش دانش افراد درباره میراث فرهنگی خود
ب) هدفهای آموزش حرفه ای
1- مجهز کردن بزرگسالان به مهارتهای لازم برای امرار معاش.
2- فراهم کردن نیروی انسانی برای پیشبرد صنعت و اقتصاد
3- از میان بردن اختلاف طبقاتی و تحقق مساوات اجتماعی
4- تربیت کارگرانی که خود را با شرایط متغییر صنعتی و استخدامی منطبق کنند.
آموزش حرفه ای دارای 5 رکن است:
الف) برنامه کار
ب) وسایل و لوازم کار (ساختمان، لوازم فنی و حرفه ای، کتاب و ...)
ج) معلم متخصص
د) بزرگسالانی که واجد شرایط لازم برای آموزش فنی حرفه ای باشند.
ه) بودجه
ویژگی های آموزش بزرگسالان: (در مقایسه با آموزش عادی)
1- انعطاف در زمان:
به دین معنی که یک دوره آموزشی در ساعت ها و روزهای مختلف ارائه شود.
2- انعطاف در مکان:
افراد بتوانند بدون در نظر گرفتن محل زندگی خود آموزش بگیرند. (انتقالی ها)
یک مورد آموزشی در مکان های مختلف برای دسترسی افراد ارائه شود.
3- انعطاف در سن:
برنامه آموزشی برای رنج سنی مختلف تدوین شود.
4- انعطاف در پذیرش
5- توام شدن آموزش و مسئوایتهای شغلی
بزرگسالان بتوانند در طول مدتی که به کار مشغوولند در کلاسهای آموزشی شرکت کنند. به عبارت دیگر آموزش آنها بخشی از کارشان محسوب شود.
ارزشيابي آموزش مقدماتي بزرگسالان
گفتن اينکه آموزش مقدماتي بزرگسالان بر زندگي تمام آحاد جامعه تاثير ميگذارد، امري بديهي است. براي افراد بسياري، آموزش مقدماتي بزرگسالان اين فرصت نادر را فراهم ميسازد که زندگي خود را بهبود بخشند. براي عدهاي اين فرصت پديد ميآيد تا با دنيايي که به دليل نياز به خواندن، نوشتن و محاسبه کردن مشکلتر شده است، بخوبي روبهرو شوند، و همچنين براي گروهي اين برنامه در کلمه «مردم» تجلي مييابد؛ مردمي که گردهم ميآيند تا ياد بگيرند و باهم ارتباط برقرار کنند.
آموزش مقدماتي بزرگسالان، براي بسياري از مردم هنوز ناشناخته است. به عنوان مثال، نمايندگان کنگره، با توجه به ضرورت حمايت از بسياري از برنامههاي ديگر، اهميت آن را زير سؤال ميبرند. يک متخصص معمول وقتي در مييابد که تعداد افرادي که عملا بيسواد هستند، چقدر است، تکان ميخورد و متعجب ميشود که چرا اقدام بيشتري جهت آموزش آنها صورت نميگيرد.
مسئله ناراحتکننده ديگر، وجود هزاران نفر است که حيرانند چرا از چرخه ياس آوري که در آن گرفتار شدهاند، خلاصي نمييابند، زيرا که امکان استفاده از آموزش مقدماتي بزرگسالان براي آنها وجود ندارد.
در مفهوم آموزش مقدماتي بزرگسالان و نيز در اجراي آن، سؤالات بسياري در مورد مسئله کيفيت نهفته است. در اين کتاب توجه اصلي به کيفيت امر آموزش و تعليم معطوف شده است، چرا که مسئله آموزش مقدماتي بزرگسالان در وهله ول، مسئله تعليم است. هدف از اين تعليم، آموزش بزرگسالاني است که ناتواني آنها در صحبت کردن، خواندن و نوشتن زبان انگليسي شانس آنها را براي يافتن و حفظ شغلي که متوازن با توانايي واقعي آنها باشد، کاهش داده است.
در گزارش سال 1974 شوراي مشورتي و ملي آموزش بزرگسالان آمده است که طي سال 1973 حدود 849000 بزرگسال در برنامه آموزش مقدماتي بزرگسالان شرکت کردهاند. اين برنامه در سطح فدرال / ايالتي انجام شده است. اين مقدار تنها شامل 5/1 درصد تعداد افرادي است که بالقوه ميتوانستند در اين برنامه شرکت کنند، زيرا 54 ميليون بزرگسال 16 ساله و بيشتر وجود دارند که در حال حاضر در مدارس ثبتنام نکردهاند و تحصيلات دبيرستاني آنها نيز ناتمام مانده است. بدين ترتيب تعداد افرادي که ميتوانند در برنامههاي آموزش مقدماتي و متوسطه بزرگسالان شرکت جويند، به سرعت روبه افزايش است. به همين ترتيب مسائل تعليماتي مربوط به تعداد افراد و گستره زمينهها و سوابق آنها نيز روبه فزوني گذاشته است. تعجبآور نيست که مسئولان و مديران آموزش مقدماتي بزرگسالان، با وجود رويارويي با منابع محدود و تفاهم ناکافي عمومي، به شدت در پي يافتن راههاي جديد و بهتري براي تهيه برنامههاي تعليماتي مؤثر هستند.
تعليماتي که کيفيت بالايي دارند و به دنبال آن يک برنامه مؤثر از آموزش مقدماتي بزرگسالان از چه عواملي تشکيل يافتهاند؟ اين سؤال پيچيدهاي است، زيرا کيفيت، براي افراد مختلف، معاني متفاوتي دارد. در اين کتاب هدف اين نيست کهدر مورد عناصر تشکيل دهنده تعليماتي که کيفيت خوبي دارند، اظهار نظر قاطع و نهايي ارائه شود، بلکه بيشتر سعي شده است تا مکانيزمها و عقايدي ارائه شوند که به وسيله آنها هر مدير مسئول و معلمي بتواند در مورد مفهوم کيفيت، آنطور که خاص وضعيت خود اوست، تعمق کند. اين مکانيزمها مربيان آموزش مقدماتي بزرگسالان را به تفکر درباره نکات مورد تاکيد در برنامه، منابع، بازدهي برنامه، آموزش حرفهاي مداوم و عملکرد معلمان وا ميدارد. از اين مکانيزمها در مجموع با واژه ارزشيابي نام برده ميشود.
در طول کتاب و بويژه در بخشهاي دوم و سوم، سعي خواهد شد تا مفهوم ارزشيابي تشريح و تبيين شود. همانگونه که در مورد مفهوم کيفيت صدق ميکند، وقتي از ارزشيابي صحبت ميشود، افراد مختلف از اين واژه برداشتهاي متفاوتي ميکنند. همانطور که مديران و معلمان دستاندرکار آموزش مقدماتي بزرگسالان احتمالا از مهارتهاي لازم براي برنامهريزي درسي، ابزار گزينش، و راهکارهاي مشورتي برخوردارند، ما نيز ترجيح ميدهيم که به ارزشيابي به عنوان ابزاري نگاه کنيم که بايد در اختيار آنها قرار گيرد. ارزشيابي بايد در وهله اول به عنوان ابزاري در نظر گرفته شود که يک مربي کاردان براي مطالعه برنامه و بهبود اجراي آن مورد استفاده قرار ميدهد. ارزشيابي، تجسم عيني مجموعهاي از تکنيکها و راهکارهايي است که ميتوانند در مراحل مختلف اجراي برنامه آموزش مقدماتي بزرگسالان سودمند واقع شوند. ابزار ارزشيابي، نظير ابزار مشاهده، آزمونها يا پرسشنامهها، حايز اهميت هستند، ولي اين ابزار به طور کامل مبين معني ارزشيابي نيتسند. نفس عمل ارزشيابي از اهميت بيشتري برخوردار است، زيرا همانگونه که جان گاردنر 1 ميگويد، اين عمل در فرايند خود نوسازي 2 نقش عمدهاي دارد. ارزشيابي، بهانه و وسيله درگير شدن در فرايند خود بازبيني 3 را که هدف از آن بهبود و تحول مداوم است، فراهم ميسازد. نهادها و مسئولان برنامهها بايد راههايي را بيابند تا بتوانند هم در مورد آنچه که انجام ميدهند، بينديشند و هم بتوانند اين سؤال را مطرح سازند که چگونه ميتوان کار را بهتر انجام داد. پاسخ به چنين سؤالي ممکن است در تغييرات بزرگ نهفته نباشد، بلکه بيشتر مستلزم اين باشد که قدمهاي کوتاه و ملايمي برداشته شود تا بتوان باز ده برنامه را از کيفيت بهتري برخوردار کرد. شايد برنامه آموزش مقدماتي بزرگسالان نمايانگر خصوصيات فردي باشد که گاردنر آنها را در 1965 بدين نحو تشريح کرد:
کاوش گستره کامل تواناييهاي بالقوه چيزي نيست که يک فرد خودنوساز آن را به دست شانس بسپارد. اين چيزي است که چنين فردي به طور نظاممند يا حداقل با حدت تمام تا آخرين روز حيات دنبال ميکند. او به يک برخورد بيانتها و غيرقابل پيشبيني بين تواناييهاي خود و ضروريات زندگي چشم دوخته است؛ نه تنها ضرورياتي که با آنها برخورد ميکند، بلکه ضرورياتي که خود آفريننده آنهاست. منظور من از تواناييهاي بالقوه تنها مهارتها نيستند، بلکه تمام گسترهاي که ظرفيت فرد را براي احساس کردن، شگفتزده شدن، يادگرفتن، درک کردن، دوستداشتن و آرزو کردن دربر ميگيرد، شامل ميشود.
اگر به برنامه آموزش مقدماتي بزرگسالان از اين ديدگاه نگريسته شود، ممکن است در اين کتاب به نظراتي دست يافت که در اين فرايند خودنوسازي ياريدهنده باشند. مسلم است که خود نوسازي، ديگر نه يک تجمل، بلکه بيشتر به عنوان يک ضرورت جلوه ميکند. جامعه ما به سرعت در حال تغيير است و به منظور برآوردن نيازهاي جديد جامعه، برنامهها و نهادهاي ما نيز بايد نسبت به شيوههاي ضروري ايجاد تغيير در خود، از حساسيت لازم برخوردار باشند.
برنامه آموزش مقدماتي بزرگسالان در خلاء صورت نميگيرد. اين برنامه خود بخشي از يک برنامه بزرگتر در زمينه آموزش بزرگسالان است که اين نيز خود قسمتي از يک ماموريت (رسالت) آموزشي گستردهتر محسوب ميشود. علاوه بر اينکه ارزشيابي را ميتوان به عنوان ابزاري براي کمک به عمليات برنامهاي 2 در سطح محلي صورت گرفته است، به ساير سطوح و زمينههايي که با برنامه محلي پيوندهايي دارند، انتقال داد. در آموزش مقدماتي بزرگسالان چهارزمينه وجود دارد که هريک از آنها، مسئوليتها، نيازهاي اطلاعاتي و عناصر متفاوتي را دربر ميگيرند. اگر کسي بر آن باشد که استفاده از ارزشيابي را در آموزش مقدماتي بزرگسالان مورد بحث قرار دهد، در نظر گرفتن اين چهار زمينه از اهميت فراواني برخوردار خواهد بود. افرادي که در هر زمينه مشغول به کار هستند، هم توليد کننده و هم دريافتکننده اطلاعاتي هستند که بخش اعظم آن از طريق نوعي ارزشيابي به دست ميآيد. در سراسر کتاب حاضر و بويژه در بخش دهم، ما ابزار و وسائل مؤثر در برقراري ارتباط را در مورد آموزش مقدماتي بزرگسالان مورد بحث قرار خواهيم داد. شناخت اين چهار زمينه آموزش مقدماتي بزرگسالان، براي ايجاد چنين سيستم اطلاعاتي، از اهميت زيادي برخوردار است:
کلاس درس: گروهي از فراگيران بزرگسال که عمدتا تحت نظارت يک معلم، در يک کلاس درس يا يک محيط آموزشي انفرادي 1 ويژه، به تحصيل اشتغال دارند.
محلي: تماميت برنامه آموزش مقدماتي بزرگسالان در سطح محلي، که تحت سرپرستي سيستم دبستاني و دبيرستاني يا دانشگاهي محلي قرار دارد.
ايالتي: مؤسسات ايالتي که حداقل از جهت انتقال بودجه تخصيص يافته از سوي دولت فدرال به مؤسسات محلي، به برنامه آموزش مقدماتي بزرگسالان مربوط ميشوند.
فدرال: دفتر آموزش ايالات متحده که مسئول برنامههاي آموزش مقدماتي و آموزش متوسطه بزرگسالان است.
ميان اين زمينهها، شباهتا و پيوستگيهاي زيادي وجود دارد. در درون هريک از اين زمينهها نيز الگوهاي قابل تشخيصي از پيوستگي بين پرسنل و فعاليتها و همچنين نيازهاي مشترک در مورد ارزشيابي و نکات قابل تاکيد مشترکي، وجود دارند. در توضيحات کوتاه زير به خصوصيات ويژه آموزش مقدماتي بزرگسالان اشاره شده است، اما اين امر لزوما به اين معني نيست که اين توضيحات تمام موارد گوناگون و استثنائات موجود در هر زمينه را دربردارد.
زمينه کلاس درس
شرکت بزرگسالان در برنامههاي آموزش مقدماتي بزرگسالان، که قسمتي از بودجه آن از محل بودجه تخصيصي در ماده سوم قانون دولت فدرال تامين ميشود، بدين ترتيب است که هر فرد به اتفاق ده يا پانزده بزرگسال ديگر تحت نظارت يک معلم متخصص در آموزش مقدماتي و گاه تحت نظارت يک راهنماي آموزشي تحصيل ميکند. اگر چه برحسب اتفاق يک يا دو شرکت کننده براساس روش تدريس خصوصي آموزش ميبينند، ولي در کل گروه فراگيران بين شش تا سي بزرگسال را شامل ميشود. عموما شرکتکنندگان قسمتي از زمان کلاس را به کنش و واکنش آموزشي ميگذرانند، هرچند در برخي کلاسها کنش و واکنش آموزشي بين معلم و چندنفر از فراگيران صورت ميگيرد و ديگران تنها نظارهگر آن هستند.
در اينجا گوناگوني اساسي موجود در زمينههاي قبلي شرکت کنندگان و سطح توانايي آنها در قرائت متون، نسبت به ساير برنامههاي آموزشي بزرگسالان که توسط مدارس و کالجها سرپرستي ميشود، بيشتر است. در حالي که برخي از ثبتنامکنندگان جديد قادر به خواندن نيستند و برخي ديگر قادرند پس از چند هفته در آزمودن رشد تعليمات عمومي موفق شوند، سطح توانايي خواندن متون براي بيشتر شرکتکنندگان، بين کلاسهاي چهارم و هشتم است و در اين بين توانايي بسياري از شرکتکنندگان در حد کلاس ششم ميباشد. به هرحال زمينههاي مهارتي شرکتکنندگان به نحو قابل ملاحظهاي متفاوت است، بهطوري که ممکن است يک شرکتکننده از نظر خواندن متون در سطح پايين و کند، اما از نظر درک مسائل در زمينههاي بهداشتي و مسائل مربوط به مصرفکنندگان، در سطح بالايي قرار داشته باشد و شرکتکننده ديگري قادر نباشد عمل ضرب را انجام دهد، ولي بتواند در ارتباط با آزمون معاني لغات، نمرهاي در سطح دبيرستاني کسب کند.
گروههاي آموزش مقدماتي بزرگسالان نوعا به طور نيمهوقت در تاسيسات متعلق به ديگران گرد هم ميآيند؛ مثلا عصرها در مدارس ابتدايي و صبحها در کليساها در مناطق روستايي، شهرهاي کوچک و بيشتر کلاسهاي دورافتاده در شهرهاي بزرگتر، تنها يک گروه آموزش بزرگسالان، در يک ساختمان و در يک زمان مشخص گرد هم ميآيند و در بين شرکتکنندگان آن گوناگوني زيادي وجود دارد. در مراکز آموزش مقدماتي بزرگسالان در شهرهايي کهدر آنها تعدادي از گروهها بهطور همزمان و در يک نقطه گرد هم ميآيند، هر چند که از نظر سطح توانايي در خواندن متون به چندين کلاس تقسيم شده باشند، ميتوانند تحت نظارت يک معلم به تحصيل ادامه دهند. در موارد ديگر معلمان بهطور تخصصي، همانگونه که در بيشتر دبيرستانها مرسوم است، کار ميکنند و شرکتکنندگان از کلاسي به کلاس ديگر ميروند. اين ترتيب اخير بيشتر در مراکزي که برنامه روزانه دارند، امکانپذير است. بعضي از متوليان برنامههاي آموزشي يک سيستم لابراتوار آموزشي در اختيار دارند که در آن، شرکتکنندگان براساس روشي که به ميزان زيادي بر آموزش فردي متکي است، با مواد آموزشي، وسائل، و کادر مربوطه کار ميکنند. برخي گروههاي آموزش مقدماتي بزرگسالان از گروههاي کوچکتر بسيار ويژهاي، مثل اسپانيولي زبانها، جوانان سياهپوست، مادران جواني که فرزندان آنها در يک برنامه پيش دبستاني شرکت ميکنند، سالمندان يا زندانيان تشکيل شدهاند.
بسياري از شرکتکنندگان در برنامه آموزش مقدماتي بزرگسالان در چند جلسه دو ساعته در هفته شرکت ميکنند. به هرحال برخي از آنها در هفته تنها يک بعدازظهر در اين برنامه شرکت دارند، در حالي که شرکتکنندگان برخي برنامههاي روزانه ممکن است براي بيش از بيست ساعت در هفته ثبت نام کرده باشند.
تدريس مؤثر در يک گروه آموزش مقدماتي بزرگسالان مستلزم مهارت اساسي، چه در کمک به بزرگسالان براي فراگيري مطالب و چه بهطور کلي ايجاد ارتباط با آنهاست. انجام اين دو بهطور مؤثر، امر دشواري است. اين دو مهارت از ملاحظات عمده در ارزشيابي برنامه آموزش مقدماتي بزرگسالان بهشمار ميرود، چرا که نظارت اعمال شده بر معلمان در اين برنامه اندک است. در اغلب موارد معلم بر اهداف، نکات مورد تاکيد در مطالب درسي، انتخاب مواد درسي، روشهاي تدريس و ارزشيابي، تاثير نيرومندي دارد.
بسياري از گروههاي آموزش مقدماتي بزرگسالان به طور دايمي شرکتکنندگان جديدي را ثبتنام ميکنند. برخي از اين ثبتنامها با کمک معلمان انجام ميشود، ولي اغلب آنها براساس اقدامات اداري، توصيه از جانب ساير مؤسسات مربوطه و ديدگاه برنامهاي 1 صورت ميگيرد. نوعا يک فرايند جذب وجود دارد که مصاحبههاي غيررسمي و کوششهايي را در زمينه برگزاري آزمون و تقسيمبندي افراد به دنبال دارد. حضور بسياري از شرکتکنندگان در اين برنامه، نامنظم است. در بسياري از گروههاي آموزش مقدماتي بزرگسالان نيمي از کساني که براي اولينبار ثبتنام کردهاند، ظرف يکي – دو ماه اول، برنامه را رها ميکنند. وقتي تعداد افرادي که باقي ميمانند، بيش از ده نفر باشد و تعداد افرادي که تازه ثبتنام کرده و باقي مانده آند، تقريبا با تعداد آنهايي که برنامه را به پايان رساندهاند، برابر باشد، نتيجه حاصله به عنوان يک توازن و موفقيت به شمار ميرود. وقتي تعداد کساني که در برنامه باقي ميمانند، کم باشد، ممکن است به توازن برسيم، ولي به موفقيت دست نيابيم. بدون وجود توازن، ممکن است گروه، راه انحطاط برود و متلاشي شود و يا تعداد اعضاي آن افزايش يابد و به چند گروه تبديل شود.
در آموزش مقدماتي بزرگسالان، معلم و ساير کارکنان عملکردي مشورتي دارند. اين عملکرد مشورتي شامل فعاليتهايي نظير سرند کردن 1 (گزينش) اوليه، تشخيص 2، و تعيين دورههاي درسي 3 (براي شرکتکنندگان)،آزمون موفقيت، راهنمايي آموزشي، برخي کارگماريها 4 و کوششهاي مصروف در جهت کاهش اصطکاک است. در موارد متعدد و مکرر، معلمان و ساير کارکنان، امور مربوط به همياري با فراد شرکت کننده در برنامه و ايجاد ارتباط با سازمانهاي اجتماعي را بين خود تقسيم ميکنند.
انتخاب و تهيه مواد آموزشي و ارزشيابي عمدتا به وسيله هريک از معلمان صورت ميگيرد. طي دهه گذشته، اين اقلام از بين موارد مناسب و محدودي که البته تعداد آنها روبهافزايش بوده است، توسط معلمان انتخاب شدهاند. معلمان نوعا کمکهايي دريافت ميدارند، اما اين روند بندرت روندي رسمي بوده است.
ثمرات برنامه آموزش مقدماتي بزرگسالان در يک جامعه عمدتا در زمينه هريک از گروههاي فراگير شکل ميگيرد. شرکتکنندگاني که از تجربه خود رضايت سطح بالايي داشتهاند، اين تجربه را ادامه ميدهند، درحالي که ديگران آن را رها ميکنند. آنهايي که اين تجربه را ادامه ميدهند، به اهداف درسي عمدهاي نظير قبولي در امتحانات معادل دوره ابتدايي 5 و کلاس هشتم، آزمون معادل ديپلم دبيرستان6 و يا GED ، نايل ميآيند. وقتي شرکتکنندگان قبلي آنچه را که فرا گرفتهاند، بهکار ميگيرند، نتايج غايي در خانواده، شغل و گروه اجتماعي آنها منعکس ميشوند. مطالعاتي که گاه به گاه براي پيگيري اين امر صورت گرفته است، شواهدي دال بر چنين ثمراتي را ارائه ميدهد. ارزشيابي برنامه آموزش مقدماتي بزرگسالان بويژه از اين جهت دشوار است که در مورد نتايج مورد نظر آن، اتحاد نظر کمي وجود دارد.