آرایه های ادبی
قصيده ؛شعري است که مصراع اول و مصراع هاي زوج آن هم قافيه اند و تعداد ابيات آن از پانزده بيت بيشتر است. از نيمه قرن سوم ه.ق در ادبيات فارسي به تقليد از شعر عربي پديد آمد.
اصلي ترين قسمت قصيده ؛ «تنه اصلي» قصيده ، بیان و مقصود اصلي شاعر را در بردارد و محتواي آن مي تواند مدح يا رثا يا وصف و پند و اندرز و يا حکمت و عرفان باشد.
تجديد مطلع ؛ آوردن بيتي مصرّع در ميان قصيده است و براي انتقال از موضوعي به موضوع ديگر و طولاني ساختن قصيده شاعر از آن استفاده مي کند.
تنی چند از قصيده پردازان بزرگ شعر فارسي ؛ رودکي، فرخي سيستاني، ناصرخسرو، سنايي، سعدي، ملک الشعراي بهار، مهدي حميدي، مهرداد اوستا
غزل ؛ شعري است حداقل در پنج بيت که مصراع اول و مصراع هاي زوج آن هم قافيه اند و از قرن ششم ه.ق يا کمي پيش از آن رواج يافته است.
تنی چند از غزل سرايان بزرگ شعر فارسي ؛ مولوي، سعدي، حافظ، صائب، رهي معيري، شهريار.
بخش هاي قصايد مدحي ؛
الف) تعزّل 2)تخلصّ 3) تندي اصلي 4) شريطه و دعا
تفاوت اصطلاح «تخلصّ» در قصيده و غزل ؛ تخلصّ در غزل يعني ذکر نام شعري شاعر در بيت پاياني شعر يا ماقبل آن؛ ولي در قصيده تخلصّ رابطه ميان مقدمه و تنه ي اصلي قصيده است.
عمده ترين مضامين قصيده هاي فارسي ؛ مدح، رثا، پند و اندرز، حکمت و عرفان
مقایسه قالب قصيده و غزل از ديد محتوا ؛ درقصيده، غالباً مدح، وصف، پند و اندرز و مرثيه است ولي محتواي غزل، عاشقانه و عارفانه و گاهي مطالب اجتماعي است.
تفاوت محتوايي غزل هاي سنتي را با غزل هاي پس از مشروطه ؛ در غزل هاي سنتي اغلب مضامين عاشقانه و عارفانه ديده مي شود ولي پس از مشروطه غزل هايي با مضامين اجتماعي هم ديده مي شود.
قطعه ؛ شعري است حداقل در دو بيت که معمولاً مطلع آن مصرّع نيست و مصرعهاي زوج آن هم قافيه اند و وحدت موضوع دارد.
قطعه سرايان مشهور ؛ انوري (قرن 6)، ابن يمين (قرن 8)، پروين اعتصامي (قرن 14)
ترجيع بند ؛غزل هايي است با قافيه هاي مختلف که بيت يکسان مصرّعي با قافيه اي مستقل آن ها را به هم وصل مي کند. به هر يک از غزل ها «خانه» يا «رشته» و به بيت تکراري «ترجيع» يا «برگردان» مي گويند. قديمي ترين ترجيع بند فارسي از فرخي سيستاني است و مطلع آن؛
ز باغ اي باغبان ما را همي بوي بهار آيد
کليد باغ، ما را ده که فردامان به کار آيد
زيباترين ترجيع بندهاي شعر فارسي ، از سعدي و هاتف اصفهاني است.
ترکيب بند ؛ شعري است چند بخشي که هر بخش آن از نظر قافيه و درون مايه همانند قصيده يا غزل است و همه بخش ها توسط بيت مصرع متفاوت و نامکرري به هم مي پيوندند. قديمي ترين ترکيب بند از «قطران تبريزي» (قرن5) است.
سه تن از دیگر سرايندگان مشهور ترکيب بند ، عبارتند از ، جمال الدين عبدالرزاق اصفهاني ، وحشي بافقي و محتشم کاشاني.
علت نامگذاري قطعه ؛ بدان سبب است که گويا پاره اي از ميان يک قصيده است. موضوع هاي رايج قالب قطعه ، موضوع هاي آن معمولاً اخلاقي، اجتماعي، تعليمي، مدح و هجو است.
تفاوت قالب ترجيع بند با قالب غزل ؛ترجيع بند از چند غزل با قافيه هايي متفاوت تشکيل شده که به وسيله يک بيت مصرّع يکساني به هم وصل مي شوند ولي غزل، خودش به تنهايي يک قالب شعري است و از يک غزل تشکيل شده است.
تفاوت ترکيب بند محتشم با ترکيب بند جمال الدين عبدالرزاقي ؛ تفاوتشان در «درون مايه شعري» آنهاست. ترکيب بند محتشم در رثاي سالار شهيدان «ابا عبد الله حسين (ع)» است ولي ترکيب بند عبدالرزاق در مدح «رسول اکرم (ص)» است.
تفاوت قالب ترکيب بند با قالب ترجيع ؛ تفاوت آن ها در بيت مصرعي است که ميان بخش ها مي آيد، زيرا بيت مصرع در «ترجيع بند» يکسان است اما در «ترکيب بند» اين بيت مصرع متفاوت و نامکرر است.
مسمّط ؛شعري است که از رشته هاي گوناگون پديد مي آيد و قافيه رشته ها متفاوت است و در هر رشته همه مصراع ها به جز مصراع آخر هم قافيه اند.
بند ؛ حلقه اتصال همه رشته ها در مسمّط است و مصراع آخر هر بخش را گويند.
مسمّط تضميني ، شعري است که شاعر، بيت هاي يک غزل را به ترتيب در پايان رشته هاي مسمّط مي آورد و تعداد رشته ها، تابع تعداد بيت هاي غزل است و يکي از زيباترين و مشهورترين مسمط هاي تضميني شعر فارسي، از شيخ بهايي ، که از غزل خيالي بخارايي تضمین شده و بند نخستين آن چنين است:
تا کي به تمناي وصال تو يگانه
اشکم شود از هر مژه چون سيل روانه
خواهد به سر آيد شب هجران تو يا نه؟
«اي تير غمت را دل عشاق نشانه جمعي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه»
«مثنوي»؛ شعري است با بيت هاي مصّرع که هر بيت، قافيه اي مستقل دارد، خاص زبان فارسي است و از آغاز شعر فارسي تا حال مورد توجه بوده است.مثنوي سرايان گذشته ، فردوسي، اسدي، نظامي، عطار، سنايي، سعدي، مولوي و جامي. و مثنوي سرايان معاصر: پروين اعتصامي، حميدي شيرازي و شهريار.
تفاوت «رشته» در ترجيع بند با مسمط ؛ در ترجيع بند هر رشته، غزلي مستقل است ولي مسمط هر رشته آن سه تا شش مصراع دارد.
پديد آورنده قالب مسمط ؛ «منوچهري دامغاني» است
دلیل نامیدن قالب مسمط تضميني به این نام ؛ گاهي شعرا مي سرايند که آخرين مصراع هر رشته (بند) را از يک بيت از غزل شاعر معروف ديگر مي آورند، بنابراين تعداد رشته هاي چنين مسمطي برابر با تعداد ابيات غزل آن شاعري است که تضمين مي شود، اين نوع مسمط را «مسمط تضميني» گويند.
براي بيان داستان ها و مطالب طولاني مثنوي مناسب تر است. زيرا قافيه هر بيت مستقل است و شاعر مي تواند پس از چند بيت، از قافيه قبلي استفاده کند.
انواع مثنوي از ديد محتوا ؛
1) مثنوي حماسي و تاريخي، مانند: شاهنامه فردوسي
2) مثنوي اخلاقي و تعليمي، مانند: بوستان سعدي
3) مثنوي عاشقانه و بزمي، مانند: بوستان سعدي
4) مثنوي عارفانه، مانند: مثنوي مولوي
رباعی ؛ شعري چهار مصراعي است که مصراع سوم آنها معمولاً قافيه ندارد و مناسبترين قالب براي ثبت لحظه هاي کوتاه شاعرانه است، خيام و بابا افضل کاشاني.
دو بيتي ؛شعري است مشتمل بر دو بيت که گاه مصراع سوم آن قافيه ندارد و بيشتر درون مايه اي عاشقانه و عارفانه دارد و رايجترين قالب در ميان روستاييان است.بابا طاهر، فايز، از معروفترين شاعران دوبيتي گو هستند.
خصوصیات قالب رباعي ؛
الف) چهار مصراع دارد.
ب ) قافيه آن در مصراع يک و دو و چهارم آن است.
ج ) پيام اصلي شاعر، معمولاً در مصراع آخر مي آيد.
د ) رباعي قالبي ايراني است و از زمان رودکي تا به حال در شعر فارسي رواج داشته است.
چگونگي تشخيص قالب رباعي از دوبيتي ؛ وزن رباعي و دو يتي با هم متفاوت است و تنها راه شناخت دو بيتي از رباعي نيز توجه به «وزن» آن هاست، راه ديگر اين است که دو بيتي با يک «هجاي کوتاه» و رباعي با يک «هجاي بلند» آغاز مي شود.
چهار پاره ؛ شعري است شامل چند دوبيتي با قافيه هاي مختلف که از نظر معني با هم ارتباط دارند و مصراعهاي زوج با هم هم قافيه اند. درون مايه قالب «چهار پاره» ؛ بيشتر «اجتماعي و غنايي» است. فريدون تولّلي، پرويز خانلري و فريدون مشيري از معروفترین چهارپاره سرایان هستند
قالب چهار پاره ؛ پس از مشروطيت در ايران رواج يافت و تلاشي بود در جهت ايجاد يک قالب نو که درون مايه تازه اي داشته باشد. چهار پاره از نظر محتوا معمولاً تفاوتي با دوبيتي و رباعي دارد. درون مايه چهار پاره بيشتر اجتماعي و غنايي است، در حالي که محتواي رباعي و دو بيتي مسايل عاشقانه، عارفانه و فلسفي است. تفاوت ديگر آن است که هر دو بيتي يا رباعي خود يک مفهوم کامل دارد ولي همه دوبيتيهاي چهار پاره درباره يک موضوع بحث مي کند. شعر «در امواج سند» سروده ی دکتر مهدي حميدي در قالب «چهار پاره» در 21 دو بيتي سروده شده است و محتواي آن غنايي تاريخي است که شرح دلاوري هاي «جلال الدين» پسر شجاع «محمد خوارزمشاه» است در برابر مغولان که تا آخرين نفس مي ايستد و حتي نزديکان خود را به سبب اين که اسير مغولان نشوند با دست خود در آب رود سند غرق مي کند و در آخر شعر توصيه مي کند که قدر اين خاک و بوم را بدانيد که به خاطر حفظ اين خاک، افراد بسياري جان خود را از دست داده اند.
مستزاد ؛ شعري است که به آخر مصراع آن کلمه يا کلماتي افزوده شود و اين افزوده ها معني مصراع قبل يا بعد خود را تکميل مي کنند. قالب شعر «مستزاد»در پيدايش شعر نو (نيمايي) مؤثر بوده و علي اسفندياري مشهور به «نيما يوشيج» ، مبتکر شعر نو «شعر نيمايي» است .
ملک الشعراي بهار و اديب المالک فراهاني ، ازشاعران عصر مشروطه از قالب مستزاد استفاده بسياري مي کردند. قديمي ترين مستزاد ، از «مسعود سعد» است.
برگزيدگان شعر نيمايي نیز نيما يوشيج، مهدي اخوان ثالث، فروغ فرخزاد و سهراب سپهري هستند .
قالب شعر مستزاد را با افزودن واژه يا واژه هايي به پايان مصراع هاي قطعه، رباعي و غزل مي توان سرود. اهميت مستزاد در کوتاه و بلندي مصراعها و کلمات افزوده شده است و از آن رو که در پيرايش شعر نيمايي اثر داشته است قابل توجه است.
وزن و قافيه در شعر سنتي و نيمايي ؛
وزن: در شعر سنتي برابري تعداد و نوع هجاها در هر دو مصراع يک بيت است ولي در شعر نيمايي وزن عمودي است و تابع مصراعهاي يک شعر معيني اين که چون مصراعهاي يک شعر از نظر امتداد برابر نيستند وزن هر مصراع با مصراعهاي ديگر متفاوت است.
قافيه: در شعر سنتي قافيه الزاماً در پايان هر مصراع يا بيت يا مصراعهاي زوج قرار دارد ولي در شعر نو قافيه الزامي نيست و شاعر هرجا که بيان خود را نيازمند واژه هاي هم قافيه مي بيند، از آن استفاده مي کند.
مضمون در شعر نيمايي ؛ مبتني بر تجربه شخصي شاعر است يعني شاعر حق دارد از هر انديشه اي اعم از غنايي، فلسفي، اجتماعي، سياسي و .... سخن بگويد به شرط آن که سخن برخاسته از احساس وي باشد و عمده ترين درون مايه هاي شعر نيمايي عشق، سياست و اجتماع است.
5- شعر «هماي رحمت» و «پشت درياها» از ادبيات سال دوم را از نظر قالب و درون مايه با هم مقايسه کنيد؟