نقاشی کودکان
کشیدن و تاکید بر روی ترسیم چشمهای بزرگ در نقاشی افراد شکاک و مبتلا به «پارانویا» به چشم میخورد ولی در کودکان کم سن و سال تاکید بر روی چشمان و کشیدن چشمان درشت مبنی بر درک اهمیتی است، که کودک برای این عضو است.
آرایش چشمان هنگام طراحی معمولا در نقاشی دختران در زمان بلوغ دیده میشود، چشمهایی که پسران میکشند سادهتر میباشد و پسران چشمها را با حالتی درنده و وحشی میکشند.هیچکس انتظار ندارد، که بازوها را در نقاشی کودکان زیر ۴ سال ببیند، ولی به این فقدان در سنین بالای ۶ سال باید توجه بیشتری کرد و اگر همین مورد در سنین بالای ۱۰ سال بود احتیاج به توجه خاص دارد.
گوش:راجع به طرز طراحی گوشها باید گفت که بیشتر آنها را نمیتوان از کودکان عادی تمیز داد. گوشهای مشخص و برجسته به عنوان تجلی آشفتگی روانی تفسیر گردیده است و فقدان گوش مربوط به عدم بلوغ فکری و درک از تصویر انسان مرتبط میباشد و در پایان میتوان گفت هنگامی که کودک با آزادی و به دلخواه خود نقاشی میکند، در واقع حالت روحی و روانی و احساسات زمان حاضر و نیز احساسات و تحریکات ریشهدار و ژرفتر خود را بیان میکند و بدین ترتیب خطوط مخصوص شخصیتش را نیز هویدا میکند.
سن : ۰ تا ۱ سالگی
نقاشی : کودک به تحریکات دیداری جواب میدهد. مداد را به دهان میبرد. نوزاد هیچ نقشه نمیکشد .
شناخت : مرحله حسی ـ حرکتی . کودک به طریق بازتابی عمل میکند کودک ماشینی فکر میکند.
سن : ۱ تا ۲ سالگی
نقاشی : در ۱۳ ماهگی اولین خط خطی های کج و معوج میکشد (زیگزاگ) کودک بر علائمی که حرکت مداد بر روی صفحه کاغذ میگذارد نگاه میکند (نقاشی جنبشی Kiensthetic drawing) .
شناخت : به تدریج و هم زمان با برقراری کنترل مغزی Cortical control حرکات کودک جهت یافنه وهدف دار میگردد.
سن : ۲ تا ۴ سالگی
نقاشی : دایرهها در نقاشی او به تدریج ظاهر و عنصر غالب در تصویر میشوند سپس دایرهها از یکدیگر مجزا میشوند در دایرهای که سهواً میکشد کودک شی را مجسم میکند. اولین نماد خطی ساخته میگردد که معمولا بین ۳ تا۴ سالگی است .
شناخت : کودک شروع به عمل به صورت نمادی میکند. زبان و سایر ارتباطهای نمادی رل مهمی را در این مرحله به عهده دارند. برخورد کودک با مسائل بسیار زیاد بر پایه خود محوری میباشد. تظاهر میکند که بازی را به صورت حقیقت میپذیرد.
ترسیم، یک مرحله حد واسط بین بازی و تصویر ذهنی است . به ندرت بین ۲ تا ۵/۲ سالگی ظاهر میشود مثل بازی تخیلی که برای کسب لذت و سعی در تقلید واقعیات است. اولین فرم ترسیم، بازی تمرینی خالص و به صورت خط خطی، بدون هدف Scrib Line است. بعداً خط خطی از حافظه ایجاد میشود و بیشتر جنبه تقلیدی و تصوری دارد ترسیم در هر مرحله، به مکان یا فضا مربوط است و نماینده هوش میشود.
بر این مبنا آزمون گودیناف به وجود میآید . در واقع نشانهای از محتویات عاطفی است و بستگی به تکامل و رشد ادراکی، شناختی، تجربه کودک و ظرفیت درکی دارد که سمبلها را ایجاد میکند. در ترسیم ابتدا جاگذاری، بعد شکل، سپس طرح و در آخر جنبههای تصویری به وجود میآید. این مراحل در تمام کودکان دنیا دیده میشود.
مرحله اول :خط خطی است که انعکاسی از خطوط خمیده، عمودی یا افقی دارد. عموماً کودک به مرز کاغذ توجهی ندارد.
مرحله دوم :از ۱۶ تا ۲۰ ماهگی شروع میشود و کودک توجه به فرم و محل و کیفیت خطها میکند و یاارائه خط میکند و سعی دارد در مرکز صفحه کار میکند. بیشتر حلقهای می کشد که شبیه صورت انسان است و کودک رابطه بین فعالیتها و رفتارهای خود را میفهمد.
نقاشی گروه بچهها در یك صفحه
اگر شما از كودك خود بخواهید كه خود و دوستان خود را به تصویر بكشد، معمولا گروهی از بچهها را در حال بازی یا انجام یك فعالیت گروهی به تصویر خواهد كشید، در حالی كه اگر كودك شما منزوی یا ناسازگار باشد، اغلب در محدوده خارجی گروه و یا به صورت تنها كشیده خواهد شد.
تصویر خواب و رویا
كودكان و حتی نوجوانان معمولا خواب و رویای خود را به صورت نقاشی ارائه میدهند و سپس آن را توضیح میدهند و در این مورد تبحر خاصی دارند، زیرا از تصویر كردن آن هیچ ترسی ندارند و خود را در هیچ موردی مقصر ندانسته و همه چیز را به عهده خواب و رویا میگذارند! البته نقاشی خواب و رویا ممكن است ترسها یا حتی تمایلات كودك را به تصویر بكشد. برای این مساله تصویر كودك قوی و بزرگتر از دیگران نمونهای است كه معمولا دیده میشود.
خانه و محل زندگی
در بیشتر نقاشیهای كودكان، خانه بیشتر از هر چیز دیگری به تصویر كشیده میشود.
البته كودكان در آغاز، خانههایی معمولی و پیشپاافتاده را به تصویر میكشند، اما با افزایش سن و به دست آوردن مهارت كافی، خانههای واقعیتر و پیچیدهتری را شاهد خواهید بود. اگر خانهای دلباز و یا همراه با در و پنجره و محیط پر از گل و حیاط را در نقاشی كودكان مشاهده كردید، این امر میتواند دلیل روحیه سالم فرزند شما باشد و میتوانید اینگونه تصور كنید كه فرزند شما اعتمادبهنفس كافی دارد. در حالی كه اگر خانهای بسیار ساده و بدون در را شاهد هستید كه به صورت منفرد و با دیوارهای بلند تصویر شده است، این میتواند بیانگر وابستگی كودك شما به شما در سنین پایینتر از هفتسالگی باشد و اگر كودك شما این زمان را پشت سر گذاشته باشد، كشیدن اینگونه خانهها میتواند دلیلی برای عدم وجود اعتمادبهنفس در كودك شما باشد.
سر
معرف مرکز شخصیت، قدرت فکری و عامل اصلی کنترل فشارهای درونی است. کودکان، همیشه سرهای بزرگ ترسیم میکنند؛ ولی اگر سر، زیاد بزرگ باشد، نشانگر آن است که من کودک، بیش از حد طبیعی است.
صورت
چون بسیار اهمیت دارد، بیشتر تنها کشیده میشود. کودکان پرخاشگر، جزئیات آن را به حد اغراقآمیزی بزرگ، ترسیم میکند؛ در حالی که کودکان خجالتی، جزئیات را از نظر میاندازند و فقط دایرهٔ صورت را ترسیم میکنند.
دهان و دندانها
ممکن است معنی نیاز به مواد خوراکی را نمایان سازد و نیز به معنی پرخاشگری است. اگر لبها بسته باشند، نشاندهندهٔ تنش و فشار است. چانه نیز تمام قدرت مردانگی است.
چشمها
اجتماعی بودن کودک را نشان میدهد. کودکان خودستا، چشمها را با حالتهای درنده و وحشی میکشند. چون چشمها ارزش زیبائی نیز دارند؛ بنابراین دختران چشمها را خیلی بزرگ میکشند.
دستها و بازوها
در دوران اولیهٔ زندگی کودک برای شناخت محیط اطراف زیاد بهکار میرود. در مرحله بعد، بهعنوان پیشرفت ”من“ و سازگاری اجتماعی بهکار میآید. کودکان ضعیف و درونگرا، بیشتر برای آدمک، پا نمیگذارند و یا او را به حالت نشسته، نقاشی میکنند.
مفاهيم نمادها و رنگها در نقاشي كودكان
روانشناسان به طرق مختلف درباره کودکان تحقيق کرده اند که يکي از مهمترين آنها تجزيه و تحليل نقاشي هاي کودکان است. نقاشي، کودک را در مراحلي که حواث اطراف خود را دسته بندي و عرضه مي کند و روند تکامل يافته اي را از زمان خط خطي کردن ساده تا زماني که خطوط معني دار و مبتني بر قوانين پرسپکتيو و شالوده منطقي را رسم مي کند مي توان چيزي شبيه خواب و رويا معني کرد. نقاشي مانند خواب و رويا به کودک فرصت مي دهد اطلاعات و اعمالي را که از دنياي بيرون کسب مي کند از هم جدا و سپس آنها را دوباره تنظيم کند.
در نقاشي همانند خواب و رويا کودک خود را از ممنوعيت ها رها کرده در حالي ناخدا آگاهانه درباره مسائل، کشفيات و مشکلات و دلهوره هايش صحبت مي کند. به همين دليل اگر آموزش نقاشي را بر پايه تصحيح نقاشي قرار دهيم در آن به کودکان از سنين پايين کمترين کپي و تقليد کردن از مدل را بياموزيم مرتکب اشتباه شده ايم. در نقاشي کودک خطي که بر تصوير صورت برادر کشيده است يا حذف شدن، به کارگيري رنگ خاص، از ميان بردن يا بيش از حد بزرگ جلوه دادن بعضي حوادث، همگي حکايت از نشانه ها و علائمي مي کند که داراي معاني روشن هستند و بزرگسالان با کمي شناخت و دقت قادر به مشاهده و تعبير آن مي شود.
کودک يک ساله مداد را در دست مي گيرد ولي به سهولت نمي تواند روي کاغذ خط بکشد.مداد را روي کاغذ مي کوبد و سرانجام کاغذ را پاره مي کند. کراني و مارتين مي گويند: توانايي ترسيم خطهاي افقي قبل از خطهاي عمودي ظاهر مي شود .
خط
-کودک 18 تا 20 ماهه موفق به کشيدن خط مي شود.
- در 2 سالگي خطهاي دايره اي يا زاويه دار ظاهر مي شود.
- در 2 سال و نيمي به علت افزايش قدرت عضلات، وقتي خطي را رسم مي کند با چشم مراقب است که خط از محدوده تعيين شده خارج نشود.
- در 3 سالگي فقط لذت بردن از حرکت يا فشار مداد روي کاغذ نيست، بلکه مايل است احساسات دروني خود را که در ارتباط با تجربه هاي زندگي کوتاه است را بيان کند. در 3 سالگي خطهاي عمودي را بيشتر از افقي رسم مي کند. خط عمودي بيانگر اظهار وجود کودک است و توسعه آن نشان مي دهد کودک از وجودش آگاه است. در اواخر 3 سالگي شروع به کشيدن اشکالي شبيه خانه يا خورشيد مي کند.
- در 4 سالگي خط نگاري هاي او جمع مي شود و حتي براي بزرگسالان نيز معنا پيدا مي کند.
- در 5 تا 6 سالگي امکان دستيابي کودک به درک حروف الفبا يا نوشتن که بيشتر از رسم و نقاشي جنبه آموزشي دارد، فراهم مي شود.
رنگها
بين نقش رنگ و زندگي عاطفي کودک با در نظر گرفتن دوران تکاملي او يک حالت متوازي است.
نقاشی کودک بیانگر شخصیت درونی آیا تا به حال به نقاشی یک کودک نگاه کرده و از باز تاب اندیشه و احساس این هنرمند خردسال شگفت زده شده اید؟ آیا تا به حال با خود اندیشید ه اید که کودکتان با کشیدن خانه ای بی پنجره و یا آدمکی که فاقد تنه است و به جای آن دو دست از دو طرف سرش بیرون آمده و یا درختی با برگهای سوزنی چه چیزی را می خواهد برای شما بازگو کند؟
نقاشیهای کودکان نوعی گیرایی آنی دارند، آنها ساده، جذاب و سرشار از زندگی و هویتند. کودکان با نقاشیهای خود حرف می زنند، حرفهایی که به دلایل گوناگون قادر به گفتن آنها نیستند. نقاشی نیز همانند خواب و رویا به آنها این اجازه را می دهد که خود را ازممنوعیت ها سازند و با ما در حالتی نا خودآگاه، درباره مسائل، کشفیات و دلهره هایشان صحبت کنند.
تخیلات هنری همانند خواب و رویا، در ژرفای ضمیر ناخودآگاه هر کس به جستجو می پردازد و ژرف ترین محتویات درونی فرد را متظاهر می سازد. کودک نیز به کمک نقاشی دلهره ها و کشمکش های درونی خویش را آشکار می سازد و بدین طریق اثر آنها را کاهش می دهد. در حقیقت وقتی مسائل و مشکلات عاطفی بر روی کاغذ منعکس می شوند به صورت تازه و جداگانه ای که کمتر دلهره آور است در می آیند.
کودک خیلی زود در می یابد که رسم و نقاشی وسیله ای بیانی است که با افکار او مطابقت می کند و او را در تخیلاتش، آزاد می گذارد و در عین حال لذت سرشاری برای او فراهم می آورد؛ علاوه بر آن نقاشی کردن به او اجازه می دهد که افکار درونی اش و درحقیقت خویشتن خودش را نشان دهد. به هر حال تعبیرو تجزیه و تحلیل نقاشی کودکان فقط مورد توجه بزرگسالان است. هنگامی که کودک به وسیله تصویر اظهار نظری می کند، بسیاری از جوانب شخصیت خویش را آشکار می سازد؛ ولی او اینکار را برای دلخوشی ما و یا فراهم کردن امکان شناخت و بررسی روانشناسی نمی کند؛ بلکه آنچه برای او مهم است بیرون ریختن تجربه های اندوخته شد ه ای است که نمایانگر وجود اوست.
برنامه درس هنر در دوره ابتدایی
درس هنر دورهي ابتدايي با « ارتباط با طبيعت» شروع مي شود و پس به رشته هاي نقاشي، كاردستي، تربيت شنوايي، قصه و نمايش مي پردازد. دانش آموزان در كنار اين رشته ها با ميراث فرهنگي نيز آشنا ميشوند. ارتباط با طبيعت و مشاهدهي پديده هايي كه هنرمندانه در كنار هم قرار گرفته اند و جلوه هاي زيباي اين مجموعه،انسان را به حدي از كمال ميرساند كه در عين مشاهدهي كثرت، به يگانگي حسن و جمال مطلق رهنمون ميشود .
رویکردهای برنامه درس هنر در دوره ابتدایی
رويكرد برنامهي درسي هنر « تربيت هنري» است.
انجام دادن فعاليت هاي هنري در فضايي كه كودكان، آزادانه تخيل و انديشه كنند، حواسشان تقويت شود، ظرفيت هاي نهفتهي هوش و تفكرشان پرورش يابد، عواطف و احساساتشان توسعه يابد و استعداد و خلاقيت ها يشان شكوفا شود، به « تربيت هنري منجر» ميشود.
به جرأت ميتوان گفت كه همهي كودكان فعاليت هاي هنري را دوست دارند آنها در اين گونه فعاليت ها و هنگام انجام دادن كارهاي عملي، طراحي، ساختن، شكست و پيروزي را تجربه ميكنند. به اين ترتيب زمينه اي براي بروز خلاقيت و احساسات آن ها فراهم ميشود